English Version
This Site Is Available In English

تا زمانی که تسلیم نباشم، به آرامش نخواهم رسید

تا زمانی که تسلیم نباشم، به آرامش نخواهم رسید

برداشت من از این سی‌دی آن است که حضرت ابراهیم(ع)، پایه‌گذار توحید بودند و نخستین انسانی به شمار می‌آیند که شهر وجودی خود را از نیروهای تاریکی پاکسازی کرد و به همین دلیل به جایگاهی بسیار والا دست یافت.

یکی از مهم‌ترین آموزش‌هایی که از این سی‌دی گرفتم، مفهوم تسلیم بود. فهمیدم تا زمانی که تسلیم نباشم، به آرامش نخواهم رسید. زمانی که خواسته‌ای دارم و با اضطراب و بی‌قراری می‌خواهم به هر شکل ممکن به آن برسم، نه‌تنها آرامش ندارم، بلکه از مسیر نیز لذتی نمی‌برم. اما اگر برای رسیدن به خواسته‌ام تلاش کنم، در مسیر باقی بمانم و نتیجه را به خداوند بسپارم، خودِ مسیر برایم لذت‌بخش خواهد بود.

نمونه روشن آن، حضور خودم در کنگره است. در روزهای نخست، تمام تلاشم این بود که مسافرم را به کنگره بیاورم. هرچه زمان می‌گذشت و این اتفاق نمی‌افتاد، حال من بدتر می‌شد و گاهی حتی دلسرد می‌شدم؛ اما به لطف خداوند و آموزش‌های ناب کنگره، در مسیر ماندم. اکنون نزدیک به پنج سال است که در کنگره حضور دارم و هنوز مسافرم وارد کنگره نشده است؛ بااین‌حال، امروز حالم خوب است، زیرا آموخته‌ام که مسئول حرکت خودم هستم. تلاش می‌کنم آموزش‌ها را بیاموزم، آن‌ها را در زندگی‌ام اجرا کنم و از بودن در این مسیر لذت ببرم.

هر هفته، زمانی که سی‌دی جناب مهندس یا دکتر امین منتشر می‌شود، سرشار از نکات ارزشمند و آموزنده است. پیش از آشنایی با کنگره، همیشه برایم سؤال بود که داستان‌های قرآن چه پیامی دارند. تصور می‌کردم این داستان‌ها فقط مربوط به پیامبران، به‌عنوان برگزیدگان خداوند، هستند و ارتباطی با زندگی ما ندارند؛ اما آموزش‌های کنگره به من آموخت که داستان‌های قرآن اختصاص به گروه خاصی ندارد، بلکه برای همه انسان‌ها و در همه زمان‌ها قابل استفاده است.

از نگاه من، حضرت ابراهیم(ع) مسیر پاکسازی کالبد انسان از نیروهای تاریکی را آموزش می‌دهد. یکی از نکات بسیار ارزشمند این سی‌دی، سخنان جناب مهندس درباره نفس واحده بود؛ اینکه انسان دارای نفس واحده است که از جن، نفس و روح تشکیل شده است. اگر جن قدرت بگیرد، انسان را به گمراهی می‌کشاند و این نفس است که تعیین‌کننده موجودیت انسان است. تمام خواسته‌ها، انتخاب‌ها و اتفاقات زندگی ما حول محور نفس شکل می‌گیرد.

اگر نفس من به دانایی نرسیده باشد، فقط رسیدن به خواسته برایم اهمیت دارد و دیگر به درستی یا نادرستی مسیر فکر نمی‌کنم. اما اگر نفس به دانایی برسد، ابتدا بررسی می‌کنم که آیا این خواسته معقول و ارزشمند است یا خیر و سپس برای رسیدن به آن اقدام می‌کنم. به نظر من، تفاوت اصلی انسان‌ها نیز در همین نقطه آشکار می‌شود؛ اینکه چگونه با خواسته‌های خود برخورد می‌کنند.

یکی از زیباترین درس‌های این سی‌دی، رفتار حضرت ابراهیم(ع) با پدرشان بود. با وجود تمام آزارها و مخالفت‌هایی که از نزدیک‌ترین فرد زندگی خود می‌دیدند، هرگز از مسیر الهی خارج نشدند، از خداوند برای او درخواست عذاب نکردند، بلکه همواره خیرخواه او بودند، برایش دعا می‌کردند و محبت خود را حفظ کردند. این رفتار، معنای واقعی عشق، گذشت و تسلیم در برابر فرمان خداوند را به من نشان داد.

از این سی‌دی آموختم که اگر بخواهم شهر وجودی خود را پاکسازی کنم، راهی جز تسلیم شدن در برابر فرامین الهی ندارم. انسان یا در مسیر خداوند قرار می‌گیرد یا در مسیر نیروهای شیطانی که همان شرک است.

در این آموزش، سه نشانه برای شرک بیان شد:

۱. خواسته‌های خود را از هر چیزی مهم‌تر بدانم و بدون توجه به ارزش‌ها، هر کاری که دلم خواست انجام دهم.

۲. در مسیر ساختن و رشد، حرکت و تلاشی نداشته باشم، دیگران را مسخره کنم و به‌تدریج از درون دچار تخریب شوم.

۳. برای رسیدن به خواسته‌هایم، راه‌های نادرست مانند رشوه، پارتی‌بازی یا هر نوع انحراف را انتخاب کنم.

اگر این ویژگی‌ها در وجود من رشد کند، به‌تدریج دچار شرک خواهم شد.

در مقابل، خداوند سه ویژگی برجسته حضرت ابراهیم(ع) را بیان می‌کند که درست در نقطه مقابل شرک قرار دارند.

نخست، حلیم بودن؛ یعنی انسانی که صبر، خودداری و خویشتن‌داری را پیشه می‌کند، در برابر خواسته‌های نادرست نفس مقاومت می‌کند، از مسیر حق منحرف نمی‌شود و برای رسیدن به نتیجه، زمان مناسب را انتظار می‌کشد.

دوم، أَوّاه بودن؛ یعنی انسانی که در مسیر تزکیه و پالایش، سختی و درد را تحمل می‌کند، با تاریکی‌ها، زنگارها و خرابی‌های درون خود روبه‌رو می‌شود و از اصلاح آن‌ها نمی‌گریزد.

سوم، منیب بودن؛ یعنی همواره به سوی حقیقت، درستی و راستی بازمی‌گردد، عیب‌های پنهان خود را می‌بیند و برای اصلاح آن‌ها تلاش می‌کند.

برداشت من این است که پیامبران ابتدا خودشان سختی‌ها و امتحانات الهی را تجربه می‌کردند، با آموزش‌های الهی، عیب‌های درونی خود را اصلاح می‌نمودند و سپس آن آموزش‌ها را در اختیار انسان‌ها قرار می‌دادند.

به نظر من، همین اتفاق در کنگره نیز برای جناب مهندس دژاکام رخ داد. ایشان ابتدا اعتیاد را، که تمام نیروهای درونی و قدرت تصمیم‌گیری ایشان را تحت تأثیر قرار داده بود، شناختند. سپس با صبر، خودداری، خویشتن‌داری، تزکیه و پالایش، در مسیر درمان باقی ماندند تا توانستند بر دیو اعتیاد غلبه کنند و پس از آن، این آموزش‌های ارزشمند را در اختیار هزاران انسان قرار دهند.

در پایان، پاسخ یکی از پرسش‌های همیشگی ذهنم را نیز در این سی‌دی یافتم؛ اینکه چرا خداوند این همه ظلم و ستم را بی‌درنگ مجازات نمی‌کند. پاسخ این بود که خداوند گاهی عذاب را به تأخیر می‌اندازد تا انسان‌ها به درجه‌ای از آگاهی و تشخیص برسند که حقیقت را ببینند و ارزش را از ضدارزش تشخیص دهند. هنگامی که یک جامعه دریابد دروغ، دزدی، رشوه، پارتی‌بازی و سایر ضدارزش‌ها، ارزش نیستند، بیداری آغاز می‌شود و با این بیداری، زمینه برچیده شدن ظلم و ستم نیز فراهم خواهد شد. از بیداری تا هوشیاری فاصله‌ای نیست.

در پایان، از جناب آقای مهندس دژاکام صمیمانه سپاسگزارم که این آموزش‌های ارزشمند را بی‌هیچ چشمداشتی در اختیار ما قرار داده‌اند؛ آموزش‌هایی که به باور من، کمتر می‌توان نمونه آن‌ها را در مکتب‌های دیگر یافت.

نویسنده: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سپیده(لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر نرگس راهنمای تازه‌واردین نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر مسعود

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .