برداشت من از وادی پنجم این است که تا زمانی که حرکت نکنم، هیچ تغییری در زندگیام به وجود نخواهد آمد. شاید بارها تصمیم بگیرم، آرزو کنم یا حتی آموزشهای فراوانی ببینم، اما اگر آنها را به مرحلهٔ اجرا نرسانم، تنها بر اطلاعاتم افزوده شده است، نه بر داناییام.
پیش از ورود به کنگره، همیشه تصور میکردم اگر شرایط زندگیام تغییر کند، اگر اطرافیانم عوض شوند یا اگر مسافرم درمان شود، حال من نیز خوب خواهد شد. اما کنگره، بهویژه وادی پنجم، به من آموخت که سهم من، حرکت خودم است. من مسئول تغییر خودم هستم، نه تغییر دیگران.
وقتی به این جملهٔ وادی میاندیشم که: «در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید»، احساس میکنم این جمله تلنگری بزرگ برای زندگی من است؛ زیرا بسیاری از ما میدانیم چه کاری درست است، اما آن را انجام نمیدهیم. دانستن با عمل کردن تفاوتی بسیار عمیق دارد.
برای من، حرکت یعنی بهطور منظم در جلسات شرکت کنم، سیدیها را با دقت گوش دهم، آنها را بنویسم، آموزشها را در زندگی خود به کار بگیرم و هر روز تلاش کنم از دیروزِ خود بهتر باشم. شاید این قدمها کوچک به نظر برسند، اما استمرار در همین قدمهای کوچک، نتایجی بزرگ و ماندگار به همراه خواهد داشت.
در این وادی، هفت فرمان به ما آموزش داده میشود و من احساس میکنم اگر حتی یکی از آنها را بهدرستی اجرا کنم، زندگیام دگرگون خواهد شد.
نخست، بازگشت از ضدارزشها؛ یعنی پیش از هر چیز، خودم را مورد بررسی قرار دهم و ببینم چه رفتارهایی مرا از آرامش دور میکند و بهتدریج آنها را کنار بگذارم.
خودداری، برای من یکی از دشوارترین بخشهای این وادی است. بارها پیش آمده که خواستهام بیدرنگ واکنش نشان دهم یا سخنی بگویم، اما آموختهام که هر حرفی ارزش گفتن ندارد و هر کاری نیز لازم نیست انجام شود.
صبر نیز از آموزشهایی است که هر روز به آن نیاز دارم. پیش از این دوست داشتم همهچیز خیلی زود تغییر کند، اما امروز میدانم همانگونه که درمان مسافر به زمان نیاز دارد، تغییر جهانبینی من نیز به زمان، استمرار و تلاش احتیاج دارد. اگر صبور نباشم، ممکن است در میانهٔ راه خسته شوم و از ادامهٔ مسیر بازبمانم.
قناعت به من آموخته است که بهجای تمرکز بر نداشتهها، قدر داشتههایم را بدانم. هرچه شکرگزاری بیشتری داشته باشم، آرامش بیشتری را نیز تجربه خواهم کرد.
در مورد تجسس، قضاوت و غیبت نیز به این نتیجه رسیدهام که هرچه کمتر وارد زندگی دیگران شوم، فرصت بیشتری برای ساختن خودم خواهم داشت. کنگره به من آموخته است که بهجای تلاش برای اصلاح دیگران، تمام توانم را صرف اصلاح خود کنم.
پسانداز را نیز تنها به مسائل مالی محدود نمیدانم. هر آموزشی که میآموزم، هر تجربهای که کسب میکنم و هر محبتی که انجام میدهم، سرمایهای ارزشمند و پساندازی برای آیندهٔ من است.
و در پایان، توکل، رضا و تسلیم. امروز آموختهام که ابتدا باید وظیفهٔ خود را به بهترین شکل انجام دهم و سپس نتیجه را به خداوند بسپارم؛ نه اینکه دست روی دست بگذارم و انتظار داشته باشم همهچیز خودبهخود درست شود.
تأثیر وادی پنجم بر زندگی من این بوده است که دیگر کمتر در دنیای فکر و خیال باقی میمانم و بیشتر تلاش میکنم حرکت کنم؛ زیرا دریافتهام که خداوند راه را نشان میدهد، آموزش را در اختیار من قرار میدهد، اما برداشتن قدمهای مسیر، بر عهدهٔ خود من است.
در پایان، از راهنمایم صمیمانه سپاسگزارم که با آموزشهای ارزشمند خود، مسیر حرکت و رشد را به من نشان میدهند. همچنین از جناب آقای مهندس دژاکام، که این آموزشهای گرانبها را در اختیار ما قرار دادهاند، قدردانی و تشکر میکنم.
نویسنده: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سپیده(لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر نرگس راهنمای تازهواردین نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر مسعود
- تعداد بازدید از این مطلب :
81