هر انسانی که پا به هستی میگذارد؛ مأموریتی را برعهده دارد که باید آن را به اتمام برساند و بتواند تکامل یافته به دیدار موعود برود.
این موضوع همیشه در افکارم میگذشت و به دنبال هدف و مأموریت خودم از پا نهادن به هستی میگشتم. در این سالها زیاد جستجو کردم؛ ولی تشنه بودم و نمیتوانستم این تشنگی را رفع کنم.
کنگره۶۰ را میشناختم و چند مرتبه به دیدار آقای مهندس رفته بودم؛ اگر بگویم که هر موقع برمیگشتم، انرژی من چند برابر شده بود، اغراق نکردهام. همیشه با خودم میگفتم کنگره همان جاییست که سالها دنبالش میگشتی، تو میتوانی گمشدهات را پیدا کنی و از خداوند اذن ورودم به کنگره را میخواستم؛ ولی هر بار موفق نمیشدم، سه یا چهار سال گذشت و بالاخره اذن ورودم به کنگره صادر شد. اولینباری که پا به ساختمان آکادمی گذاشتم، احساس هیجان و شعف میکردم و آن روز را هیچگاه فراموش نخواهم کرد.
هر هفته با هر دستور جلسه، به خوبی میبینم که چه گرههایی درون من باز میشود. با اینکه مدت زیادی نمیگذرد؛ ولی مطمئنم که بهشت گمشده من همین جاست؛ بنابراین مأموریت و هدفم را از زندگی در این مکان پیدا خواهم کرد. همان جایی که من با ارزشها و ضدارزشها آشنا میشوم. جایی که افراد بدون ریا و دریافت هیچ مزدی به دیگران خدمت میکنند و از خدمت به دیگران انرژی دریافت میکنند.
خداوند را هزاران بار شکر میکنم که کنگره سر راهم قرار داد که آموزش بگیرم و امیدوارم که بتوانم با خدمت در کنگره به آرامش و حال خوش برسم. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان هم برای ایجاد این بستر آموزشی تشکر میکنم و از خداوند برایشان سلامتی و طول عمر میخواهم.
نویسنده: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون دهم)
رابط خبری: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
76