وادی پنجم میگوید: «در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.» همانطور که در وادی اول آموختیم با تفکر ساختارها آغاز میگردد. در اولین قدم یک فکر و اندیشه در جهان ذهن ما شکل میگیرد و برای اینکه بتوانیم آن تفکر را به فعل در بیاوریم بایستی آن را وارد جهان بیرون کنیم. حالا آن تفکر میتواند یک خواسته یا یک هدف باشد؛ بنابراین برای رسیدن به هر خواستهای چه معقول، چه نامعقول نیازمند عملیکردن آن هستیم.
نمونه بارز وادی پنجم را میتوان در جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ مشاهده کرد که چگونه انسان بیتعادل را به تعادل میرساند. در ابتدا آن شخص رؤیای آزادی و رهایی در ذهنش بهصورت یک فکر خلق میشود و ممکن است فکر او بارها بهصورت جرقه زده شود و در نهایت روزی این جرقه شعلهور گردد. همانند ماشینی که با استارت روشن میکنیم تا حرکت کند و البته این حرکت نیازمند آموزش و تمرین است. ما در کنگره ۶۰ وارد مسیر درمان میشویم.
وادی پنجم درباره حرکت و مسیر معنوی تأکید دارد و انسان باید بهسوی ارزشها حرکت کند. برگشت از ضد ارزشها و تمرکز روی ارزشها: مثلاً انسان بهجای دروغ، صداقت و بهجای دزدی، کار و تلاش را جایگزین مینماید.
خودداری: کاری که بارها انجام دادهایم، نتیجهای جز اتلاف وقت و انرژی نداشته است. مثلاً اینکه مدام سرمان در زندگی دیگران باشد، آیا در کیفیت زندگی من تأثیری دارد؟
قناعت: یعنی قانع بودن به کم که با وضعیت موجودی که داریم، بهترین شرایط را برای زندگی فراهم کنیم و منتظر این نباشیم که ثروت هنگفتی به دست بیاوریم و بعد به دنبال زندگیکردن باشیم.
صبر: میآموزیم که با صبر میتوان رؤیای خود را به واقعیت تبدیل نمود. صبر یعنی زمان را آگاهانه سپریکردن.
تجسس، قضاوت و غیبت: چرا باید از اینها دور بمانیم؟ چون ضد ارزشها بار منفی زیادی دارند و انسان ذاتاً به سمت ضد ارزشها کشش بیشتری دارد. ضد ارزشها همانند اقیانوسی عمیق و بیانتها هستند و یک روز به خودمان میآییم که در آن غرق شدهایم، ارزش انسانی خود را از دست دادهایم و دیگر جاذبهای برای اطرافیانمان نداریم.
پسانداز: پسانداز برای هر شخصی یک ضرورت است. پساندازکردن در درازمدت نیز به ما میآموزد که آگاهانه خرج کنیم، هزینههای زندگی را مدیریت نماییم و بخشی از درآمد خود را پسانداز کنیم تا در صورت نیاز از آن استفاده نماییم و به کمک مالی دیگران احتیاج پیدا نکنیم.
توکل، رضا و تسلیم: زندگی همیشه گلوبلبل نیست. گاهی سختیهای زندگی انسان را تا مرز فروپاشی پیش میبرد و تنها با توکل به خداوند میتوان به آرامش درون رسید. این آرامش، نیروی کمکی از جانب قدرت مطلق است تا حل مسئله برایمان آسانتر گردد. یعنی گاهی باید دست از جنگیدن برداریم و راضی به رضای خداوند باشیم؛ حتماً خیری در آن نهفته است. در مراحل معنوی، تسلیم یعنی جز خواسته خداوند، خواستهای نداریم. تمام تلاش خود را در جهت بهبود و سازندگی میکنیم تا سرنوشت خود را به دست بگیریم و در نهایت، نتیجه را به خداوند میسپاریم.
من به این دریافت رسیدهام که هیچ ساختار فکریای قابلدیدن نیست؛ تنها یک تصویر یا یک رؤیاست، مگر اینکه آن را از جهان ذهن خود خارج نموده و با اجرا، حرکت و تلاش، به خواستههای خود برسیم.
منبع: کتاب عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود
نویسنده: همسفر سعیده رهجوی راهنما نیکوتین همسفر طاهره (لژیون ویلیام)
رابط خبری: همسفر سکینه رهجوی راهنما نیکوتین همسفر طاهره (لژیون ویلیام)
ارسال: همسفر مونا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی البرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
480