English Version
This Site Is Available In English

افکار و اندیشه‌ها مثل تابلوهای جاده به زندگی ما جهت می‌دهند

افکار و اندیشه‌ها مثل تابلوهای جاده به زندگی ما جهت می‌دهند

همسفر سهیلا:
انسان در جهان‌های شگفت‌انگیز زیادی زندگی می‌کند که شاید متوجه پیچیدگی آن‌ها نباشد. جهانی که بیشتر ما به آن دل بسته‌ایم و زودگذر است، جهان خاکی بر روی کره زمین است. جهان دیگر، جهان خواب است که گاهی اوقات زیبا، ترسناک، مرموز و شاید برای عده‌ای غیرقابل باور باشد. جهانی که مهم‌تر از همه است و تمام مسیر زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و انسان‌ها کمتر به حساسیت و قدرت آن توجه می‌کنند، جهان ذهنی است.

افکار و اندیشه‌ها مثل تابلوهای جاده، به زندگی ما جهت می‌دهند. خیلی از افکار ما، مثل تابلوی ایست، فقط در مرحله فکر باقی می‌مانند و شاید به دلیل نداشتن شرایط مناسب، سهل‌انگاری یا تنبلی ما، به مرحله عملیاتی نرسند. خیلی از افکار، چه مثبت و چه منفی، عملی می‌شوند و عواقب مخصوص به خود را دارند؛ مثل عمل کردن به تابلوی گردش به چپ ممنوع، گردش به راست، ورود ممنوع و غیره که منجر به تصادف یا جریمه پلیس می‌شود.

فکر مثبت، اولین و حساس‌ترین قدمِ عمل مثبت است. منِ همسفر شاید بارها در افکارم به باشگاه رفته‌ام، کارهای عقب‌مانده را برنامه‌ریزی کرده‌ام، تصمیم گرفته‌ام غیبت نکنم و بدبین نباشم، اما هیچ‌وقت آن‌ها را انجام نداده‌ام. اکنون که در کنگره۶۰ جمعیت احیای انسانی در حال آموزش هستم، متوجه شده‌ام که علت تمام این انجام ندادن‌ها، غلبه حس‌های منفی، ارسال پیام‌های غلط حس به عقل و عدم تعادل در سیستم بیوشیمی بدنم است که باید کم‌کم با تمرین و تکرار مداوم، آنچه را که فکر می‌کنم درست است، انجام بدهم تا به آنچه خداوند می‌خواهد، نزدیک‌تر شوم.

وادی پنجم، هفت کلید مشکل‌گشا دارد که تمامی آنچه باید بگوید را تمام و کمال بیان می‌کند. دوری از ضدارزش‌ها فقط به معنی انجام ندادن ضدارزش نیست، بلکه باید ریشه درخت آفت‌زده را قطع کنیم و شروع به کاشت نهال جدید کنیم تا بار یا میوه آن سالم و خوش‌طعم باشد؛ یعنی به کارهای ارزشی جامه عمل بپوشانیم. کاری را که نمی‌دانیم درست است یا غلط، حلال است یا حرام، عقل حکم می‌کند انجام ندهیم. حرفی را که باعث می‌شود شخص مقابل را برنجاند، نزنیم. کاری را که ممکن است عواقب آن در درازمدت خودش را نشان دهد، انجام ندهیم و این یعنی خودداری.

مورد بعدی این است که مثل لاک‌پشت، سرم در لاک خودم باشد و در اموری که به من مربوط نمی‌شود، تجسس نکنم و هیچ‌گاه تا کفش‌های دیگران را نپوشیده‌ام، در مورد راه رفتن دیگران قضاوت نکنم. کلید دیگر، قناعت و پس‌انداز کردن است که جنبه مادی و معنوی دارد. من این را در لژیون سردار به‌خوبی حس کردم و تا وارد آن شدم، از قدرت و معجزه آن لذت بردم. در آخر یاد گرفتم با صبر و تلاش برای رسیدن به اهدافم و ایمان و توکل به قدرت مطلق، محکم گام بردارم و بدانم او صلاح و مصلحتی برای من در نظر دارد که من از آن ناآگاه هستم. نتیجه را، چه خوب و چه بد، البته از نظر من بد، به او واگذار کنم و گله و شکایت نکنم؛ چون او که مرا آفریده است، حتماً مرا بیشتر از خودم دوست دارد.

همسفر آوا:
از تماشای وادی‌ها تا قدم برداشتن در مسیر عمل با ورود به کنگره۶۰ جمعیت احیای انسانی و مطالعه و نوشتن وادی‌ها، درک عمیقی در من شکل گرفت که باید درباره هر قدمی عمیقاً فکر کرد. اما سؤال اصلی این بود که آیا صرفاً فکر کردن کافی است؟ در ابتدا آموختم که افکارم را مثبت کنم و در مسیر ارزش‌ها گام بردارم، اما دریافتم که مثبت‌اندیشی به‌تنهایی برای رسیدن به مقصد کفایت نمی‌کند. با ورود به وادی پنجم و شروع نوشتن، حقیقت روشن‌تر شد؛ برای رسیدن به نتیجه، نه‌تنها به ذهنی سالم و افکاری مثبت نیاز داریم، بلکه باید آن افکار را به عمل تبدیل کنیم.

مدتی بود که با یکی از اطرافیان دچار اختلاف شده بودم. هر دو در برابر پذیرش اشتباهات خود ایستاده بودیم و همین باعث فاصله گرفتن و سردی رابطه شده بود. در حالی که می‌خواستم این ماجرا با عقلانیت پایان یابد تا دچار خشم و نفرت نشویم، شروع به تحلیل و یافتن راه‌حل کردم. تمام زوایا را سنجیدم تا به نقطه‌ای برسم که در آینده، نظرات دیگران بر آرامش من اثرگذار نباشد و بتوانم مسیر خودم را با ثبات طی کنم.

در نهایت، راه‌حل نمایان شد. با میانجی‌گری یک واسطه، توافق کردیم که گذشته را رها کنیم و به آن بازنگردیم؛ چرا که هیچ‌کدام حاضر به پذیرش خطاهای گذشته نبودیم. من این قدم را تنها به خاطر حفظ کرامت خانواده برداشتم و امروز، پس از گذشت ۹ ماه، با خوشحالی از این تصمیم حمایت می‌کنم. تجربه به من آموخت که ما مسئول افکار و اعمال دیگران نیستیم، اما مسئول تمام افکار و رفتارهای خودمان هستیم. با گذر از چالش‌ها و بهره‌گیری از آموزه‌های ناب کنگره۶۰، توانستم به دانایی و آگاهی برسم و تصمیماتی عاقلانه بگیرم. تنها درس بزرگ من این بود که در هر مسیری، نباید از حد تعادل خارج شد. وادی پنجم به من آموخت که مسیر با فکر کردن باز نمی‌شود؛ مسیر را باید با حرکت ساخت.

رابط خبری: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) 
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبان‌ سایت
همسفران نمایندگی ارم کرج

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .