English Version
This Site Is Available In English

عمل کردن به آموخته‌ها کلید رهایی از مشکلات است

عمل کردن به آموخته‌ها کلید رهایی از مشکلات است

چهار وادی اول به ساختار فکری می‌پردازد، در وادی پنجم مطرح می‌شود که هر چه در جهان ذهنی طراحی شده باید به مرحله عمل تبدیل شود؛ زیرا تفکر خالی نمی‌تواند مشکلات ما را حل کند؛ به‌عنوان مثال، برای درمان اعتیاد یا کاهش وزن، تنها نوشتن و آموزش دیدن فایده ندارد؛ باید هر آنچه انسان یاد می‌گیرد را عملیاتی کند تا به رهایی و درمان کامل برسد، ممکن است تفکر هم کرده باشم تا ساختارهای ذهنی را با حرکت و تلاش به اجرا در بیاورم؛ ولی نیروهای بازدارنده و منفی، مثل ترس، منیت، ناامیدی و عدم‌ اعتمادبه‌نفس جلوی حرکت من را بگیرند تا خواسته‌ام به اجابت نرسد.

تمام جهان آفرینش بر مبنای اضداد بنا شده است، مانند سیاه‌ و سفید، خوبی‌ و بدی و قهر و مهر. هر انسان که خلق می‌شود دو نیروی الهی و شیطانی در وجود او قرار می‌گیرد؛ اگر غیر از این بود زندگی بی‌معنی و مفهوم می‌شد. اضداد، مثل یک تکانه هستند که هم باعث سقوط و پیشرفت می‌شوند، مانند همان بره و آهویی که اگر شیر و پلنگ نباشند، آهوها آن‌قدر می‌خورند و می‌خوابند تا به بیماری مبتلا شوند؛ پس وجود اضداد باعث شده که چابک باشند؛ بنابراین با آگاهی و دانایی می‌توان این نیروها را کنار زد تا به مقصد رسید.

در وادی پنجم، سه جهان مطرح شده است، جهان فیزیکی که همه ما روی آن در حال زندگی هستیم و آن را قبول داریم، دوم جهان خواب. مهندس حسین دژاکام در فایل صوتی «درگیری با خود» فرمودند: «یکی از بارزترین و مهم‌ترین قسمت عالم پنهان، خواب است». خواب نمونه‌ای روشن از جدا شدن موقت انسان از محدودیت‌های جسمانی و ورود به دنیای دیگر است، ما در خواب چیزهایی را دیده و تجربه می‌کنیم که در بیداری امکان آن وجود ندارد، نشان‌دهنده این است که جهان تنها به آنچه ما با حواس پنج‌گانه درک می‌کنیم محدود نمی‌شود؛ درواقع درک این جهان‌ها ابزار خاص خود را می‌طلبد.

خواب به دو بخش تقسیم می‌شود، خواب ارادی و غیرارادی، خواب غیرارادی همان حالتی است که همه انسان‌ها تجربه می‌کنند؛ اما خواب ارادی از ویژگی‌های علمای ذوقی، پیامبران و انسان‌های تزکیه شده است، افرادی که با پالایش درونی، افزایش ظرفیت و توانایی ورود آگاهانه به این عالم را پیدا می‌کنند و سوم جهان ذهنی که بسیار پیچیده و شگفت‌انگیز است.

دکتر امین در فایل صوتی «جهان ذهن» ذهن را به مجلس تشبیه کرده‌اند، همانطور که بودجه یک کشور را مجلس تعیین می‌کند که کجا خرج شود، ذهن ما هم تعیین می‌کند، انرژی ما صرف چه مسائلی شود. ذهن ما مانند یک آهن‌ربا عمل می‌کند و تمام اتفاقاتی که ما به آن‌ها فکر می‌کنیم را جذب می‌کنیم، به همان چیزی که فکر کرده‌ایم انرژی داده‌ایم  همان اتفاق می‌افتد.

هر فکری یک فرکانس دارد، وقتی ما به یک مسئله بارها فکر کنیم، همان مسئله برای ما پیش می‌آید؛ مثلاً اگر به بیماری فکر کنیم، واقعاً بیمار می‌شویم، اگر هم به شادابی و سلامتی فکر کنیم، همان نصیبمان می‌شود؛ درواقع خودمان به کائنات سفارش می‌دهیم که چه چیزی برایمان اتفاق بیفتد، باید ورودی ذهنمان را کنترل کنیم، خواسته‌ها و اهدافمان را اولویت‌بندی کنیم، روی خواسته معقول اصلی تمرکز و تلاش کرده، باور و امید داشته باشیم به آن خواهیم رسید.

از این وادی آموزش گرفتم که به آن دسته از تفکراتم که منطقی هستند اجازه دهم تا وارد مرحله عملیاتی شوند، برای تمرکز کردن نباید ذهن آشفته و به‌هم ریخته‌ای داشته باشم؛ باید از آرامش برخوردار باشم تا بتوانم همه‌چیز را درست بررسی کنم. در این وادی گفته شده برای خروج از اضطراب و رسیدن به آرامش؛ باید هفت پله را طی کنیم. یکی از پله‌ها خودداری است. خداوند پس از خلق انسان، او را بر سر دوراهی قرار داد و به او اختیار کامل داد تا خود سرنوشت خود را آن‌گونه که می‌خواهد رقم بزند؛ پس خودداری، یعنی انسان اختیارش در دست خودش است و وقتی نتوانست تشخیص دهد انجام کاری به نفع او است یا به ضرر او و از انجام آن کار خودداری کند.

مهندس حسین دژاکام در فایل صوتی «جنگ افکار» فرمودند: «هر اتفاقی در زندگی ما، مانند باز کردن در قفس شیر است» با کسی  دوست می‌شویم تمام اسرار و مسائل شخصی زندگی خود و خانواده را مطرح می‌کنیم، به دیگران اعتماد می‌کنیم، پول کلانی را به حساب ‌آن‌ها واریز می‌کنیم یا شب امتحان گفته شده اگر فلان قرص یا ماده مخرب شیشه را استفاده کنی تا صبح برای خواندن درس بیدار می‌مانی تا در امتحان موفق بشوی، این‌ها جز اینکه تبدیل به یک مصرف‌کننده شوی و جسم خودت آسیب ببیند کاری دیگری نمی‌کند؛ درواقع همه این کارها، مثل باز کردن در قفس شیر است؛ اما بازگرداندن آن شیر به قفس چگونه است؟ آیا می‌توان شیر را به قفس برگرداند؟

ما گاهی اوقات در تمام مسائل زندگی خود تفکر و تعمق نمی‌کنیم، آیا وارد شراکت بشوم به نفعم است یا به ضررم آیا این پولی که قرض دادم در توان او است این پول را به من برگرداند، اگر اندکی شک و تردید کنیم و به گونه‌ای دیگر عمل  می‌کنیم؛ درواقع این شک و تردیدها ما را محافظت می‌کند. من همیشه برای انجام کار‌های روزمره زندگی‌ام، مثل آشپزی، درمان اعتیاد مسافرم، تربیت فرزندم و قضاوت و غیبت بدون اینکه تحقیق انجام بدهم دچار شک تردید می‌شدم، گاهی اوقات انجام می‌دادم، ضرر می‌کردم و گاهی هم از هدفم دور می‌شدم؛ مثلاً فلانی این حرف را زده پس منظور بدی داشته است، بدون اینکه از درستی یا نادرستی آن کلام آگاهی داشته باشم یا از نیت طرف مقابلم باخبر باشم سریع سخنان او را تأیید می‌کردم، راجع‌به خوبی و بدی دیگران قضاوت بی‌مورد می‌کردم، به شدت تحت تأثیر کلام بودم که منجر به کینه و دلگیری می‌شد یا اینکه از مشارکت کردن در کارگاه کنگره‌۶۰ می‌ترسیدم و دچار تردید می‌شدم آیا می‌توانم صحبت کنم یا نه؟ می‌ترسیدم از عهده‌اش بر نیایم و دیگران من را قضاوت کنند، کم‌کم متوجه شدم که از روی ترس یا عدم اعتماد‌ به‌نفس خود من بوده است که اجازه نمی‌داد، ذره‌ذره در دل ترس رفتم و مشارکت کردم و الان خیلی راحت این کار را انجام می‌دهم، درواقع شک و تردید‌ها به طور طبیعی وجود دارند؛ ولی به اندازه، وقتی مشورت و تحقیقات کردم و اطمینان حاصل کردم باید انجام بگیرد؛ ولی اگر با این وجود مطمئن نیستم؛ باید از انجام کار خودداری کنم، پله خودداری به من یاد داد از خودم در همه موارد به بهترین شکل محافظت کنم.

پله بعدی توکل، رضا و تسلیم است، مهندس حسین دژاکام در فایل صوتی «تسلیم» می‌فرمایند: «تسلیم یک وادی خیلی بالا و دارای مراحل عظیمی است». همه انسان‌ها باید تمام تلاش خود را انجام دهند، در نهایت به خداوند توکل کنند بعد از توکل وارد مرحله رضا و اگر این دو مرحله را با موفقیت پشت سر بگذاریم وارد مرحله تسلیم می‌شویم؛ اما گاهی اوقات تسلیم را با تنبلی، کاهلی و بی‌غیرتی اشتباه می‌گیریم در نتیجه دچار انحراف می‌شویم. شخصی نزد رسول خدا رفت و گفت من به خدا توکل کردم و شترم را در بیابان رها کردم و اکنون شترم گم شده، رسول خدا در جواب فرموند: «تو اول می‌بایست طناب شترت را به جایی می‌بستی، سپس به خدا توکل می‌کردی». این داستان می‌گوید انسان باید با تمام قوا حرکت کند و نتیجه کار را به خداوند بسپارد، نه‌اینکه هیچ حرکتی انجام ندهد و فقط توکل کند.


مرحله تسلیم، یعنی تسلیم قدرت مطلق، تسلیم تقدیر و مقدراتی هستم که خداوند برای من در نظر گرفته است و فرقی نمی‌کند که آن‌ها به نفع من باشند یا به ضررم؛ البته ضرری در کار نیست، چون مشکلات همیشه لعنت خداوند نیستند؛ بلکه رحمت خداوند هستند.

نویسنده: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی سیرجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .