جلسه نهم از دور نهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی الوند با استادی راهنمای محترم مسافر رضا، نگهبانی مسافر مصطفی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه "تخریب های شیشه و درمان آن با متد DST " روز پنجشنبه 25 تیر ۱۴۰۵ رأس ساعت 16:3۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا از نگهبان و دبیر عزیز تشکر میکنم، همینطور خدمت امیر آقا ایجنت محترم شعبه تبریک مجدد عرض میکنم امیدوارم با کمک یکدیگر بتوانیم این مسیر را طی کنیم و به اهداف مدنظر کنگره 60 برسیم در مورد دستور جلسه مشارکتهای زیادی شد و خیلی از دوستانی که با آنتی ایکس شیشه و مخدرهای روانگردان وارد کنگره شدند، نظرات و تجربیات خود را گفتهاند. این دستور جلسه ابعاد گستردهای دارد و اکثر ما به دلیل متفاوت بودن آنتی ایکس مصرفی، تجربیاتی از مصرف این مواد یا سایر روانگردانها نداریم؛ اما وقتی تجربیات دیگران را میشنوم احساس میکنم من نیز باید به دنبال این تجربیات باشم. این به آن معنی نیست که بهصورت عملی تجربه کنم؛ به قول اسیستانت محترم آقا محمود، شخصی که در حال مصرف شیشه است، به محیط و اتفاقات پیرامونش آگاهی ندارد بهطوریکه در محاسباتش دچار اشکال میشود؛ ارتفاعی که ده متر است، یک متر میبیند و میپرد.

به قول استاد امین تجربیات دیگران بهعنوان بزرگترین هدیه به ما است؛ دیگران که تجربه کردهاند و سختیهایش را کشیدهاند والان هم لطف خدا شامل حالشان شده و به درمان رسیدهاند. من باید از تجربیات این اشخاص استفاده کنم تا یکزمانی اگر در خانواده یا دوستان و آشنایان با شخص شیشهای برخورد کردم، بدانم چه عکسالعملی داشته باشم. در حال حاضر مصرف شیشه به نسبت قبل خیلی کم شده است اما متأسفانه مافیای مواد مخدر با تغییر نام موادها، دوباره به سطح جامعه و بین انسانها مواد را تزریق میکنند. یک بخش مهم این دستور جلسه این است که به همهی ما امید میدهد؛ به ما میگوید اگر شخصی درگیر مصرف شیشه شد، با روش دی اس تی قطعاً به درمان میرسد و نمونههای بارز زیادی در تمام شعبات کنگره 60 داریم.

قسمت دوم دستور جلسه تولد یک سال رهایی مسافر پرویزاست، همانطور که همهی ما میدانیم در کنگره 60 همهی ما در بدو ورود با تخریبهای جسمی و روانی زیادی وارد شدیم؛ بعضی از افراد کمتر و بعضی هم بیشتر. پرویز هم از این شرایط مستثنی نبود و با شرایط روحی و روانی بدی وارد لژیون شد. بهطوریکه کاملاً ناامید بود؛ نسبت به همهی موضوعات بیتفاوت بود و براثر ناامیدی زیاد، افسرده شده بود. تلاش زیادی میکرد تا مشکلاتش را سروسامان دهد اما نمیتوانست. به قول آقای مهندس، جسم انسان مانند ماشین است. بهترین رانندهی فرمول یک را اگر با پراید راهی مسابقه کنیم، قطعاً به نتیجه نخواهد رسید. جسم انسان هم همین حکم را دارد وقتی من جسمم سالم نباشد طبیعتاً روان هم نمیتواند به اهدافش برسد؛ اما پرویز در ادامه فرمانبردار شد. تمام حرفهای راهنما در جهت بهبود جسم و روانش را گوش کرد و به نحو احسن انجام داد. همین موضوع هم باعث شد بتواند رهایی موادش را بگیرد. این موضوع برای تمام راهنمایان خوشایند است؛ وقتی شخصی از یک شرایط خیلی بد و بیسروسامان به یک شخصی که تغییرات خوبی در جسم و روانش ایجادشده میرسد، انرژی مضاعفی برای راهنمایش، حتی سایر راهنمایان دارد. این روز را به خودش، مرزبانان و ایجنت محترم، همچنین همهی خدمتگزاران شعبه تبریک میگویم.

پیام تولد:
رکود بر هیچ موجودی جایز نیست، با حرکت راه نمایان میشود.
آرزوی مسافر پرویز:
آرزو میکنم مصرفکنندگان مواد مخدر قبل از اینکه تخریبهای زیادی به آنها وارد شود، با کنگره 60 آشنا شوند.
خلاصه سخنان مسافر پرویز:
در ابتدا اعلام میکنم که 20 ماه از رهاییم میگذرد و از این بابت بسیار خوشحال هستم و قدردانی میکنم از راهنمای محترمم آقا رضا وهم لژیونیهایم و در رأس از آقای دژاکام که این بستر را فراهم کردند تا شخصی مثل من به درمان برسم بینهایت سپاسگزارم. اگر کمی در مورد سفرم بخواهم توضیح دهم سفر من شامل سه وجه مختلف بود بخش اول روزی است که به نمایندگی کاسپین مراجعه کردم در همانجا به این باور رسیدم که از بند مواد مخدر رها میشوم و راه را یافتهام بخش دوم زمانی بود که مهندس دژاکام گل رهایی را به من هدیه داد و وجه سوم زمانی بود که من قطع مصرف سیگار کردم و آدامس نیکوتین را منظم و مرتب مصرف کردم. بسیاری از دوستان به ماندن من در کنگره اعتقادی نداشتند البته من اینگونه فکر نمیکردم چون به راهنمایم اعتقاد داشتم و او هر چیز دیگری را بهعنوان دارو معرفی میکرد من میخوردم و به درمان میرسیدم سختی میکشیدم ولی خواسته قوی برای درمان داشتم.
.jpg)
من با مصرف تریاک وارد کنگره شدم ولی کار جایی خراب بود که من به علت افسردگی قرصهای ضدافسردگی مصرف میکردم و کاملاً در تداخل با تریاک بود؛ از بیخوابی رنج میبردم و همیشه کابوس میدیدم خدا را شکر میکنم که بافرمان شکسته آمدم ولی با اطاعت از راهنمایم و با مصرف بهموقع و مقدار مناسب دارو به درمان رسیدم اما زمانی که به درمان سیگار رسیدم تازه متوجه شدم که درمان خود را کامل نمودم و تفاوت آن را در چهره خود مشاهده میکردم.

افسردگی و ناامیدی و حالم خراب بود ولی همیشه یک روزنه ی نور امیدی وجود داشت که در گوشم میگفت همهچیز درست میشود و درست شد امروز حالم خوب است به ادامه تحصیل میپردازم، ورزش میکنم وزندگی خوبی دارم و از آن لذت میبرم و اجازه میدهم دیگران هم زندگی کنند و از آن لذت ببرند و در پایان توصیه من به سفر اولیها این است که ایستادگی کنند و با اطاعت از راهنما و نوشتن CD های آموزشی که نقش به سزایی در بالا رفتن جهانبینی دارد؛به رهایی برسند و در آخر از دوستانی که خدمت میکنند تا افرادی مثل من سفر کنند و به درمان برسند کمال تشکر رادارم.
مرزبان کشیک: مسافر ابراهیم
مرزبان خبری: مسافر وحید
تنظیم و بارگزاری: مسافر مصطفی
عکاس: مسافر پدرام
- تعداد بازدید از این مطلب :
22