
جلسه چهاردهم از دوره چهلم سری کارگاههای آموزشی، عمومی کنگره۶۰ نمایندگی شیخبهایی اصفهان با استادی راهنمای محترم مسافر محمدرضا، نگهبانی مسافر موسی و دبیری مسافر اکبر با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد "D.S.T" و اولین سال رهایی مسافر نیما » در روز پنجشنبه ۲۵ تیرماه ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمدرضا هستم یک مسافر
خداوند را شاکرم که اجازه خدمت در این جایگاه را بنده داد تا آموزش بگیرم. از نگهبان و دبیر تشکر میکنم و دریافت شال ایجنتی را به مسافر مجید تبریک میگویم. برای ایشان آرزوی موفقيت و سربلندی دارم. از گروه مرزبانان و همچنین نیمای عزیز که اجازه دادند من امروز اینجا باشم و خدمت بکنم و این انرژی را دریافت کنم، بسیار سپاسگزارم.
در مورد دستور جلسه اول خدا را شکر یا خوشبختانه تخریب شیشه نداشتم. زمانی که به جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، نیامده بودیم، میگفتیم: کاش اصلاً سیگار نمیکشیدیم، کاش مواد مخدر مصرف نکرده بودیم؛ اما در کنگره۶۰، از مشارکتها یاد گرفتم و شنیدم که خیلی از موادمخدر جدید آمده است که من اصلاً اسمشان را هم نشنیدهام؛ حالا دیگر عزیزان شاید شنیده باشند و مصرف هم کرده باشند؛ اما یاد یک جمله از جناب آقای مهندس حسین دژاکام میافتم که فرمودند: «هر نوع ماده مخدری تا روز قیامت، اگر روی کره زمین ابداع، کشف یا اختراع شود، درمان آن در کنگره۶۰، با متد "D.S.T" انجام میگیرد».
رنج و درد بشر به خاطر علمهای کشف نشده است. اگر هروئین درست شد، اگر شیشه درست شد، شاید میخواستهاند به بشریت کمک کنند. در جنگ جهانی دوم برای اینکه سربازهای ژاپنی بتوانند روحیه و انرژی بهتری داشته باشند و کمتر بخوابند شیشه تولید شد. بر این اساس تفکر کردند، تجربه کردند و بعد آموزش دیدند و متوجه این اشتباه شدند؛ چون این اعتیادی شد روی همان اعتیاد اولیه و باری شد روی بار دیگرشان.
الان خیلی افراد هستند که از مصرف هروئین، شیشه و قرصهای اکستازی رنج میبرند و شاید خیلی از افراد هم باشند که از متادون رنج میبرند و نمیتوانند از متادون رها شوند. خدا را باید شکر کنیم که در کنگره۶۰، حضور داریم و درمان اعتیاد توسط آقای مهندس حسین دژاکام کشف شده است.
مهندس جمله بسیار زیبایی میفرمایند: «میوه علم، به عمل آن است». در حال حاظر در اکثر دانشگاهها مقالهها، پایاننامهها و کتابهای مختلف در مورد اعتیاد و کتابهای روانشناسی در مورد مشاوره اعتیاد چاپ شده است. وقتی این کتابها را میبینی و مطالعه میکنی، متوجه میشوی که هیچکدام از این کتابها به پای دروسی که در کنگره۶۰، وجود دارد، نمیرسند. بنده علوم آکادمیک را به هیچ وجه نمیخواهم زیر سؤال ببرم. علم باید قابل درک باشد، باید قابل اندازهگیری باشد، باید فرضیه و نظریه باشد و بعد در قالب داوری و جامعه آماری بررسی شود و آن موقع اگر تأیید شد، آن علم است و ما فقط آن را قبول میکنیم؛ اما آن همه علم و آن همه مقاله، چند نفر را توانسته درمان کند؟ به جرأت میگویم که تمام ما، همه کسانی که اینجا نشستهایم، یک روزی مصرفکننده موادمخدر بودیم و اگر بخواهند جامعه آماری کنگره۶۰، را ببینند، باید جلوی این علم سر تعظیم فرود بیاورند.
ما باید قدردان آقای مهندس دژاکام باشیم و از ایشان تشکر کنیم که نشان دادند شیشه چه تأثیراتی بر سیستمایکس ما میگذارد. اینجا از سیستمایکس صحبت میشود؛ سیستمایکس یعنی مجموعه موادشبهافیونی بدن، نوروترانسمیترها، ناقلهای عصبی و غدد درونریز و برونریز که احوالات انسان را تحت تأثیر خود قرار میدهد. من وقتی متاآمفتامین مصرف میکنم، از سطح خونی من میگذرد و باعث میشود دوپامین در بدن من خیلی بیشتر ترشح شود و یک سرخوشیهایی در قسمتهای دیگر به وجود بیاید. هدف از این فرآیند این است که گیرندههای سلولی مغز دوباره فعال شوند و احساس شادابی کنند. تا پیش از این، من با وارد کردن عوامل بیرونی به بدنم، فقط سیستمهای عصبیام را به چالش میکشیدم؛ اما حالا میخواهم آن سیستمهای آسیبدیده، یعنی سیستمایکس را درمان کنم. طبق تجربهای که در کنگره۶۰، دارم، درمان با روش "D.S.T" بسیار مؤثر است. من معتقدم هیچ جای دیگری به اندازه کنگره۶۰، برای درمان انواع اعتیاد کارآمد نیست؛ چرا که آنها بهترین دارو، یعنی «اوپیوم تینکچر» را معرفی کردند. در این مسیر، ما پلههای ۲۱ روزه را در بازهای ۱۰ ماهه طی میکنیم. در این مدت که جسم در حال بازسازی است، حتماً باید افکارمان هم تغییر کند؛ زیرا تا افکار تغییر نکند، احساسات و حسهای ما عوض نمیشود. تنها زمانی که در جلسات و کارگاهها بر این تغییر تمرکز کنیم، میتوانیم حال خوش را تجربه کنیم.
میخواهم تجربه یکی از رهجوهایم را برایتان تعریف کنم. رهجویی داشتم که مصرف شیشه داشت. مصرف شیشه در ابتدا ممکن است حس سرخوشی و شادابی کاذب ایجاد کند؛ اما من با تمام وجود لمس کردهام که چگونه حواس درونی و بیرونی فرد را با هم قاطی میکند و باعث توهم میشود. یکی از رهجوهای من که در جلسه پشت سر من مینشست، مدام دچار توهم میشد و میگفت: آقای نیلچیان، پلیسها را میبینی؟ در حالی که هیچ پلیسی آنجا نبود. او چنان در توهم بود که گاهی خانه را زیر و رو میکرد یا وسایل را میشکست و صبح روز بعد با پشیمانی تماس میگرفت. زندگی با کسی که در این وضعیت است بسیار دشوار است؛ اما خداراشکر که کنگره۶۰، را برای کاستن از دردهای ما قرار داد و امیدوارم قدر این فرصت را بدانید.
دستور جلسه دوم:
تولد اولین سال رهایی مسافر نیما
نیما وقتی وارد کنگره۶۰، شد اصلاً این حال و هوای امروز را نداشت. روز اول ورودش شعبه بسیار شلوغ بود و او ساعتها در ماشین نشسته بود و حالش بسیار بد بود. آن زمان با خودم میگفتم: نیما هرگز درمان نخواهد شد؛ اما او پس از مرحله تازهواردین، مرا به عنوان راهنما انتخاب کرد و در مسیر سفر، او بود که تاریکیها و بدیهای مرا به خودم نشان داد. نیما سفرش را با قدرت آغاز کرد. او بسیار متفکر بود و با نوشتن مداوم فایلهای صوتی، روی مسیرش تمرکز میکرد.
اگرچه در ابتدا پذیرش برخی تغییرات برایش سخت بود؛ اما او قلبی بسیار پاک و مشتاق به خدمت داشت. او بسیار دوست داشت خدمت کند و حتی برای خدمت به تهران سفر میکرد. من گاهی از روی نگرانی، اجازه سفر به او نمیدادم و او ناراحت میشد؛ اما در نهایت کنگره۶۰، و خداوند او را حفظ کردند و او به رهایی رسید. یک سفارش مهم به سفر اولیها دارم، حتماً از راهنمای خود برنامه بگیرید. نیما در سفرش فقط از یک پیشنهاد استفاده کرده بود و همین باعث شد مسیرش طولانیتر شود. اگرچه سختیهای زیادی را پشت سر گذاشت، درست مثل رودی که برای رسیدن به اقیانوس مدام به سنگها برخورد میکند؛ اما بالاخره به مقصد رسید. امیدوارم در مسیر خدمت نیز موفق و مؤید باشد.
تایپ: مسافر احمدرضا (لژیون۱۲)، مسافر سینا (لژیون۵)، همسفر کسری، مسافر مهدی (لژیون۲۵) مسافر محمدحسین (لژیون۱۵)، مسافر حسن (لژیون۱۹)، مسافر مهدی (لژیون۱۶)، مسافر حامد (لژیون۵)، مسافر پارسا (لژیون۱۴)، مسافر حامد (لژیون۵)
ویراستار: مسافر حسین (لژیون۲۳)، مسافر سعید (لژیون۱۴)
دیتاشو: مسافر حجت (لژیون۱۹)، مسافر مرتضی (لژیون۵)، مسافر وحید (لژیون۶)
تنظیم: مسافر رضا (لژیون۱۶) دبیرسایت
مرزبان خبری: مسافر رسول
تهیه و ارسال: مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
64