بهنام قدرت مطلق الله
سیزدهمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر حسین، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر مرتضی با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با روش DST» در تاریخ پنجشنبه 25تیرماه 1405 راس ساعت 16:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
یاد الله در هر کجا، یاد خود از قطره به اقیانوس است.
سلام دوستان؛ حسین هستم، یک مسافر.
در ابتدا از ایجنت محترم و گروه محترم مرزبانی سپاسگزارم که به بنده اجازه دادند امروز در این جایگاه در خدمت شما باشم و آموزش بگیرم.
امروز آخرین پنجشنبهٔ پیش از تعطیلات تابستانی است که در خدمت شما هستیم و خوشحالم که این پنجشنبه نیز همچون جلسات پیشین، با دو دستورِ جلسه در خدمت دوستان هستیم، دستورِ جلسهٔ نخست، «تخریب شیشه و موادمخدرِ جدید و درمانِ آن به روش DST» است؛ و دستورِ جلسهٔ دوم، جشن نخستین سالِ رهاییِ آقا مجتبیِ عزیز است که در زمانِ خود بدان خواهیم پرداخت.
پیش از آنکه دربارهٔ شیشه سخن بگویم، خوشبختانه چهار رهایی در جمع داریم که از این بابت بسیار خرسندم.
از آنجا که در طول هفته دربارهٔ تاریخچه و آسیبهای شیشه بسیار صحبت شده است، امروز بسیار مختصر و از منظری دیگر، صرفاً به مقایسهٔ آن با سایر موادمخدر میپردازم.
اگر مصرف شیشه را با موادی چون تریاک، هروئین و کوکائین مقایسه کنیم، در سه محور با یکدیگر تفاوت دارند:
سرعتِ تخریب، شدتِ وابستگی، و تغییرِ شخصیت.
.jpg)
نخست در باب شدتِ وابستگی:
میدانیم که هنگام مصرف شیشه، حدود ده برابرِ حالتِ عادی، دوپامین در مغز ترشح میشود. این ترشحِ انفجاریِ دوپامین، زمانی رخ میدهد که فرد تجاربی همچون خودشیفتگیِ مفرط یا انرژیِ بیاندازه را احساس میکند؛ تجاربی که در حالتِ عادی یا با سایر مواد به این شدت حاصل نمیشوند. از آنجا که این حالتِ سرخوشی بسیار نیرومند است، فرد بهشدت به سمتِ آن گرایش مییابد. پرسش این است که انسان به چه چیزی وابسته میشود؟ به چیزی که بیشترین انرژی و پاداش را به او میدهد؛ و مسئولِ این پاداش در بدن، دوپامین است. به همین دلیل، شیشه وابستگیِ بسیار شدیدتری نسبت به سایر مواد ایجاد میکند و کنارهگیری از آن دشوارتر است.
موردِ بعدی، سرعتِ بالای تخریب است. موادمخدری چون تریاک و هروئین معمولاً باعث خوابآلودگی میشوند، اما شیشه برخلاف آنها، با تأثیرِ شدید بر سیستمِ عصبی و ایجادِ تحریکاتِ الکتریکی، فرد را دچار بیخوابیِ مزمن میکند. بیخوابی خود یکی از عواملِ مهمِ تخریب است.
در حالتِ طبیعی، در فضای سیناپسیِ مغز، برای انتقالِ اطلاعات، فرایندی الکتروشیمیایی رخ میدهد؛ یعنی این انتقالها هم جنبهٔ شیمیایی دارند و هم الکتریکی. برای انتقالِ هر پیام، یا آزادسازیِ هر مادهمخدرِ طبیعی در مغز، اختلافِ پتانسیلی در حدودِ منفی۷۰ تا مثبت۷۰ میلیولت ایجاد میشود. مغزِ انسان حدودِ ۱۰۰میلیارد سلولِ عصبی (نورون) دارد. وقتی این فرایند در حجمِ عظیمی از سلولها رخ میدهد، گرمای زیادی تولید میشود. خداوند در بدنِ انسان، برای این گرما، سیستمِ خنککنندهای تعبیه کرده است؛ درست مانندِ یخچال که گرما را از مواد گرفته و به رادیات خود منتقل میکند و آن را خنک میکند و دوباره به سیستم برمیگرداند. در مغزِ ما حدودِ شانزدههزار کیلومتر مویرگ وجود دارد که خونِ گرم را از مغز گرفته و به نواحیِ گوش، پیشانی و صورت منتقل میکند تا گرما دفع شود. این شبکه، نقشِ رادیاتور را ایفا میکند.
حال آنکه وقتی دوپامینِ مغز بر اثرِ شیشه تا ده برابر افزایش مییابد، گرما نیز حداقل تا ده برابر بیشتر میشود. اما سیستمِ خنککنندهٔ طبیعی برای چنین گرمایی پیشبینی نشده است؛ بنابراین مغز گرمتر از حدِ معمول میشود و سیستمِ تعریق فعال میگردد. فرد دچار عرقِ سرد میشود، دستها و صورتش سرد و خیس است، اما از درون احساسِ گرمای شدید (گرگرفتگی) دارد و پیوسته به نوشیدنیهای خنک روی میآورد؛ این نشاندهندهٔ آن است که انتقالِ حرارت بهخوبی صورت نمیگیرد.
این گرمایِ بیشازحد، چه پیامدی در مغز دارد؟ موجبِ مرگِ تدریجی و زودهنگامِ سلولهای مغزی میشود. از آنجا که تمامیِ عملکردهای بدن، ازجمله ترشحِ هورمونها و اندازهگیریِ نیازهایِ درونی، توسطِ مغز کنترل میشوند، کاهشِ تعدادِ سلولهای مغزی، اختلالیِ جدی در این نظارت ایجاد میکند و به هزاران مشکلِ دیگر دامن میزند که به دلیلِ محدودیتِ وقت، از پرداختنِ مفصل به آنها خودداری میکنیم.
بهطورِ خلاصه، شیشه عمر را کوتاه میکند؛ زیرا با کاهشِ تراکمِ سلولهایِ مغزی، پیریِ زودهنگام را تسریع میبخشد. همانطور که در پیری، چروکهایِ پوست بهخاطرِ کاهشِ تراکمِ سلولهایِ سطحی پدید میآیند، در مغز نیز این کاهشِ تراکم، بهصورتِ فرورفتگیهایی شبیه به شیارهایِ گردو نمایان میشود. تصویرِ سیتیِ اسکن از مغزِ یک مصرفکنندهٔ حرفهایِ شیشه، در مقایسه با مغزِ سالم، بهوضوح این فرورفتگیها را نشان میدهد.
اما تغییر شخصیتی که مصرف کننده شیشه پیدا میکند چگونه هست؟ شخصیت ما بر اساس روان ما هست و روان ما را جسم و جهانبینی میسازد، وقتی که ما با آن شدت به مغز آسیب میزنیم یعنی که از نظر جسمی به شدت داریم آسیب میبینیم، وقتی که به جسم آسیب میزنیم و جهانبینی هم که توسط مغز ما که کارش پردازش اطلاعات یا گرفتن و صادر کردن اطلاعات هست هم دچار اختلال میشود، پس اگر جسم و جهانبینی ما دچار اختلال شود ما قطعا روان درستی نخواهیم داشت و تغییر شخصیت بسیار زیادی به نسبت بقیهی مصرف کنندگان خواهیم داشت، اما میخواهم بشارتی بدهم برای کسانی که تازهوارد و مصرف کنندهی شیشه هستند، در کنگره اصلا ملاک نیست که شما مصرف کننده شیشه هستید یا هروئین یا شیره یا مواد دیگر، بمباران شهر وجودی انسان توسط هرچیزی انجام شده باشد، با روش DST کاملا قابل درمان است و تعداد زیادی درمان شدهاند، من هم یکی از آنتیایکسهای مصرفیام شیشه بود که خدا را شکر توانستم درمان شوم و این بشارت را به کسانی که مصرف کننده شیشه هستند یا به همسفری که مصرف کنندهی شیشه دارد میدهم که کاملا قابل درمان است و میتوانند توسط کنگره به درمان برسند.

دستور جلسه دوم:
دستور جلسهی بعدی «اولین سال رهایی مسافر محترم آقامجتبی عزیز» است. در ابتدا خیرمقدم عرض میکنم خدمت همسفران آقامجتبی که همراهشان هستند و امیدوارم در ادامه همسفر ایشان در کنگره باشند.
همسفرآقامجتبی هم اولین روزی است که به جمع ما پیوستند، خیلی خوش آمدید انشاالله که در ادامه در سفر دوم آقامجتبی همراهشان باشند. روزی که آقامجتبی آمد و گفت همسفر ندارم گفتم که بلاخره میآید و از آن روز فکر میکنم دو سال گذشته و امروز همان روز است. خیلی خوشحالم که حضور پیدا کردهاند انشاالله که پیوند محبتشان با کنگره برقرار بشود و شاهد حضورشان باشیم. آقامجتبی وقتی که وارد لژیون ما شدند مصرف شیره داشتند و بر اثر تخریبهایی که از مصرف حشیش و شیره داشت مثل بقیه ما حال خوبی نداشت، همزمان با آقامجتبی یک آدم تحصیل کرده در حد استاد دانشگاه داشتیم، روزی که آمد و با آن صحبتهایی که روز اول داشت گفتم قطعاً درمان میشود. آقامجتبی اینقدر مظلومانه نشسته بود و هیچ چیزی نمیگفت، تصورم این بود که اگر برود دیگر نمیآید اما دقیقا برعکس شد آقامجتبی خیلی هم جدی آمد و گوش به فرمان بود. من تا الان پیش نیامده که درخواستی از او داشته باشم و او انجام ندهد یا نه گفته باشد. سیدیهایش را خیلی مرتب مینوشت، وقتی برای رهایی آقامجتبی رفتیم سیدیهایش را اینقدر منظم نوشته بود که از نظر مسئول آن قسمت نیازی به بازبینی نداشت و مشخص بود که هیچ اشکالی در نوشتن سیدیهایش نیست. بعد از رهاییاش خیلی خوب خدمت کرد و در لژیون الگوی خیلی خوبی بود.خدمت دبیری و نگهبانی را به خوبی طی کرد و الان در نشریات خدمت میکند. نکتهی حائز اهمیت دیگری که داشت این بود که در پارک وارد ورزش باستانی شد و خدا را شکر الان نگهبان ورزش باستانی است. امروز هم خیلی خداوند را شاکرم چون میدانم که جزء ماندگاران کنگره60 خواهد بود و آرزوی سلامتی و بهروزی برای آقامجتبی و همه مسافران میکنم، خودتان و آقای مهندس را تشویق کنید.
پیام راهنمای محترم مسافر حسین:

اعلام سفر مسافر مجتبی:
سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر: آنتیایکس شیره، مدت تخریب 10سال، روش درمان DST، داروی درمان شربت OT، ۱۰ماه و ۴روز سفر کردم زیر نطر راهنمای محترم آقاحسین قربانی از لژیون۱۲، مدت رهایی ۱۸ماه، ورزش در کنگره باستانی.
.jpg)
ارزوی مسافر مجتبی:
سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر. آرزو دارم که در کنگره ماندگار باشم و خدمت کنم.
.jpg)
صحبتهای مسافر مجتبی:
من در ابتدا با این تفکر به کنگره آمده بودم که "ترک" کنم. در سفر اول حسهای من بیدار نشده بود، اما در سفر دوم حسهایم بیدار شد و چشمانم شروع به دیدن کردند. من در کنکره دیدم که رهجویانی با حال خرابتر از من به کنگره آمدند و به رهایی و حال خوب رسیدند. من هم این حال خوش را از کنگره۶۰ دارم، پس نمیتوانم به سادگی از این موضوع بگذرم، نمیتوانم پس از درمان کنگره را رها کنم و بروم، باید در کنگره بمانم و خدمت کنم مثلا در لژیون سردار شرکت کنم.

نکته مهم این است که من با ماندگار شدن در کنگره۶۰ در واقع دارم به خودم کمک میکنم. من جوان خوب و ورزشکاری بودم و علیرغم سن کمی که دارم مواد باعث تخریبهای زیادی در جسمم شد. اما کنگره دوباره بیساری از چیزهایی را که از دست داده بودم را به من بازگرداند.
از همسفرانم تشکر میکنم که امروز در جشن من شرکت کردند.
صحبتهای همسفر طاها:
از اقاحسین راهنمای پدرم تشکر میکنم.
تایپ و ویرایش: همسفر پیمان، مسافر همایون، مسافر ابوالفضل
عکس: مسافر مهدی
تایید و ارسال: مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
225