English Version
This Site Is Available In English

شیشه مرکز فرماندهی انسان را هک می‌کند

شیشه مرکز فرماندهی انسان را هک می‌کند

دهمین جلسه از دوره هفتم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی محمدی پور قم با استادی راهنمای محترم مسافر هادی، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری راهنمای محترم مسافر مجید با دستور جلسه "تخریب های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST و تولد اولین سال رهایی مسافر محمد" روز پنجشنبه ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار گردید.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان هادی هستم یک مسافر. خدا را شاکر و سپاسگزارم که فرصت نفس کشیدن دارم. از آقای مهندس، تمامی خدمتگزاران، دیده‌بانان، ایجنت محترم، مرزبانان عزیز و همهٔ کسانی که در شعبهٔ ما تلاش می‌کنند تا بستر آموزش، رهایی و حال خوش ما فراهم شود، صمیمانه تشکر می‌کنم. واقعاً خدا را شاکرم که مسیر مرا به کنگرهٔ ۶۰ هموار کرد.

دستورجلسهٔ امروز دو بخش دارد؛ بخش اول «شیشه، تخریب‌های آن و متد DST» و بخش دوم «تولد اولین سال رهایی محمد عزیز ».

در رابطه با شیشه، طی این هفته صحبت‌های زیادی شد و مسافرانی که تجربهٔ مصرف شیشه داشتند، دربارهٔ درمان خود با این متد مشارکت کردند. اگر بخواهیم شیشه و مواد روان‌گردانِ هم‌دستهٔ آن را در طبقه‌بندی بیماری‌ها معرفی کنیم، این مواد در دستهٔ محرک‌ها قرار می‌گیرند و اختلالات ناشی از آن‌ها به عنوان بیماری شناخته می‌شود. کاری که شیشه با سیستم هورمونی انجام می‌دهد این است که مرکز فرماندهی انسان را هک می‌کند. شیشه چیزی به بدن اضافه نمی‌کند، بلکه با تمرکز روی بخش دوپامین بدن (که مرکز نشاط، شادی و لذت است)، مانند یک ذره‌بین عمل می‌کند که روی یک کله‌قند بیفتد و آن را بزرگ نشان دهد؛ یعنی ترشح دوپامین طبیعی بدن را به شدت افزایش می‌دهد.

فرد در اوایل مصرف شیشه احساس لذت و سرخوشی بیش از حد دارد، به شدت اکتیو و فعال می‌شود و تصور می‌کند به قدرت و هدفمندی بالایی رسیده است؛ در حالی که هورمون‌هایی مثل دوپامین، سروتونین، انکفالین و اندورفین، مواد حیاتی و طبیعی خودِ بدن هستند و شیشه هیچ مادهٔ مفیدی به بدن اضافه نمی‌کند، بلکه ذخایر دوپامین را به یک‌باره بالا می‌برد. بالا رفتن بیش از حد دوپامین باعث بروز حالت‌های اسکیزوفرنی (توهم شدید) می‌شود و پایین آمدن آن بیماری پارکینسون را ایجاد می‌کند. کسانی که بر اثر مصرف شیشه دوپامین بدنشان به شدت بالا رفته است، کابوس‌های شبانه را در بیداری و به عنوان یک واقعیت پیش چشم خود می‌بینند.

ما امروز با آموزش‌های کنگره فهمیده‌ایم که نفس چیست و چه جنسی دارد. کسی که شیشه، ال‌اس‌دی، ماشروم یا مواد مشابه مصرف می‌کند، فرماندهی جسمش از دست «نفس» خارج شده و تحت اختیار نیروهای تخریبی (جن) قرار می‌گیرد؛ درست مانند حالت‌های غیرعادی و عجیبِ افرادی که جن‌زده شده‌اند.

اما کاری که روش DST انجام می‌دهد بسیار زیباست؛ این متد به مرور زمان سیستم و ساختار مرکز فرماندهی، ناقل‌های عصبی (نوروترانسمیترها) و هورمون‌ها را بازسازی و درمان می‌کند. این دستورجلسه پاسخی است به کسانی که گمان می‌کردند روش DST برای درمان محرک‌هایی مانند شیشه کارساز نیست. حتی در علم پزشکیِ امروز نیز معتقدند درمان شیشه دست‌کم به ۱۰ سال زمان نیاز دارد؛ اما کنگرهٔ ۶۰ با روش DST برای درمان تمام مواد مصرفی پاسخ قطعی دارد. DST مانند صراط مستقیم است؛ راهی یگانه که فرقی نمی‌کند فرد چه آیین و مسلکی داشته باشد، در مسیر درست کنگره او را به رهایی می‌رساند.

روش DST در کنار شربت OT، آموزش‌های جهان‌بینی و کار روی روان، پکیج کاملی را ارائه می‌دهد. کنگرهٔ ۶۰ از مسافر حمایت بی‌نظیری می‌کند؛ سوای روش درمان، راهنما، ایجنت، مرزبان، نشریات، شربت OT و بسترهای آموزشی را رایگان در اختیار او می‌گذارد. ما واقعاً مانند مسافران یک هتل پنج‌ستاره در کنگره حمایت می‌شویم؛ حمایتی که در هیچ کمپ، زندان یا مرجع درمانی دیگری وجود ندارد. در کمپ‌ها با کتک، تحقیر و ناسزا با بیمار رفتار می‌کنند، اما در کنگره شخصیت مسافر و همسفر احیا می‌شود. همسفرانی که به کنگره می‌آیند نیز بعد از مدتی آرامش و حال خوش را به خانه‌هایشان بازمی‌گردانند.

باید قدردان این سیستم و خدمتگزاران باشیم. هر قدر در کنگره خدمت کنیم، باز هم کم است؛ چرا که کنگره هیچ‌گاه به کسی بدهکار نمی‌ماند و هر چه بیشتر خدمت کنیم، حال خودمان بهتر، پرانرژی‌تر و قوی‌تر می‌شود. همواره مدیون آقای مهندس، راهنماها، ایجنت‌ها، مرزبانان و تمامی عزیزان خدمتگزار هستیم و دست‌بوس تک‌تک آن‌ها خواهیم بود.

بخش دوم دستورجلسهٔ امروز، جشن تولد اولین سال رهایی محمد عزیز است. 

محمد با حالی آشفته اما با خواسته‌ای قوی و بزرگ وارد لژیون ما شد. او در میان راه‌های مختلف به دنبال نجات می‌گشت و خوشبختانه ویژگیِ بارز و ارزشمند محمد در طول سفر اول، «فرمان‌برداری بی‌چون‌وچرا» بود. هر چه به او گفته شد، به بهترین شکل انجام داد. حقیقت این است که هر چه خواستهٔ رهایی در درون فرد قوی‌تر باشد، فرمان‌بردارتر می‌شود و هر چه خواسته ضعیف‌تر باشد، بازی‌گوشی و گریز زدن بیشتر خواهد بود. محمد با خواستِ قوی خود، فرمان‌بردار ماند، به رهایی رسید و امروز به یک خدمتگزار خوب در کنگره تبدیل شده است.

هیچ‌کدام از ما کامل نیستیم؛ مسیر رسیدن به درمان و تکامل انسانی زمان‌بر است، اما روش DST بستری فراهم می‌کند که مسافر و همسفرش در کنار هم رشد کنند، تاریکی‌ها را پشت سر بگذارند و به آرامش (بهشتِ موعود رهایی) دست یابند. این موفقیت بزرگ را به محمد عزیز، همسفر محترمشان، راهنمای همسفر و تمامی خدمتگزاران شعبه تبریک می‌گویم.

در پایان، پیام زیبایی از کتاب عبور از منطقهٔ ۶۰ درجه زیر صفر را که مناسب این جایگاه است قرائت می‌کنم:

«ما برای شما خواستاریم که شما را فقط برای خودتان آموزش نمی‌دهیم، بلکه برای دیگران هم آموزش می‌دهیم. شما به فرمانی هدایت می‌شوید که استادان چیره دست برای خود و دیگران تربیت نمایید؛ برای کسانی که بعداً خواهند آمد و از این موضوع بهره‌مند خواهند شد.»

این پیام نه فقط برای محمد، بلکه برای همهٔ ماست. رهایی ما متعلق به خودمان نیست؛ ما درمان می‌شویم تا پیام‌آور رهایی برای دیگران، خانواده‌ها و جامعه‌مان باشیم. نباید فراموش کنیم که از کجا به این نقطه رسیده‌ایم. برای محمد عزیز بهترین‌ها را آرزو می‌کنم و امیدوارم در مسیر راهنمایی و خدمت، همواره درخشان قدم بردارد. از آقای مهندس سپاسگزارم.

لطفاً محمد عزیز را تشویق کنید.

گروه خبری نمایندگی محمدی‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .