English Version
This Site Is Available In English

شیشه ذهن، روان، احساس و شخصیت انسان را تغییر می‌دهد

شیشه ذهن، روان، احساس و شخصیت انسان را تغییر می‌دهد

سومین جلسه ازدوره ششم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره۶۰نمایندگی بردسکن به استادی مسافرمهدی و نگهبانی مسافر قاسم و دبیری مسافر رسول با دستور جلسه(شیشه ومخدرهای جدید ودرمان آن با روشDST)در روز پنج شنبه مورخ 25تیرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر.خداوند را شاکرم که امروز این توفیق را نصیب من کرد تا در کنار مسافران، همسفران، و خدمتگزاران شعبه حضور داشته باشم و چند دقیقه‌ای در رابطه با دستور جلسه «شیشه و مواد مخدر صنعتی» خدمت کنم. همچنین از ایجنت محترم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تشکرمیکنم.
راستش صحبت کردن برای من کمی سخت است و استرس دارم، اما امیدوارم بتوانم آنچه را که تجربه کرده‌ام به درستی منتقل کنم.هر کسی که در مسیر اعتیاد قرار می‌گیرد، بدون شک روزی وارد یک تاریکی می‌شود. شاید با یک قرص، تریاک یا هر ماده دیگری شروع کند، اما اگر مراقب نباشد، ممکن است به سمت مواد مخدر صنعتی مانند شیشه کشیده شود.
من همیشه اعتیاد را به یک باتلاق تشبیه میکردم. هرچه بیشتر دست و پا می‌زدم، بیشتر فرو می‌رفتم. هر بارکه به  چیزی چنگ می‌زدم تا نجات پیدا کنم، متأسفانه همان مواد هم باعث می‌شد بیشتر در باتلاق فرو بروم. گاهی می‌گفتندبرای ترک کردن از تریاک استفاده کن یا گاهی قرص و گاهی مواد دیگر؛ اما هیچ‌کدام راه نجات نبود و فقط مرا بیشتر درگیر اعتیاد می‌کرد.
آخرین چیزی که به آن چنگ زدم، شیشه بود؛ ماده‌ای که واقعاً زندگی انسان را نابود می‌کند. همان‌طور که درد سنگ کلیه را فقط کسی می‌فهمد که خودش آن درد را کشیده باشد، آسیب‌های مصرف شیشه را هم فقط کسی درک می‌کند که خودش مصرف‌کننده بوده یا با یک مصرف‌کننده زندگی کرده باشد.

بیشتر مردم وقتی اسم شیشه را می‌شنوند، فقط توهم را به یاد می‌آورند؛ اما توهم تنها یکی از هزاران آسیب آن است. شیشه ذهن، روان، احساس و شخصیت انسان را تغییر می‌دهد. شک، بدبینی، ترس، اضطراب و استرس دائماً همراه انسان می‌شود. حتی در جمع خانواده، همسر یا فرزندت هم احساس آرامش نداری و دنیا را از پشت یک ذهن بیمار می‌بینی.
یادم می‌آید زمانی که مصرف‌کنندگان شیشه یا کارتن‌خواب‌ها را می‌دیدم، با خودم می‌گفتم: «خدایا شکرت که من به اینجا نرسیده‌ام.» اما غافل از اینکه خودم نیز قدم‌به‌قدم در همان مسیر حرکت می‌کردم تا جایی که خودم مصرف‌کننده شیشه شدم.
به همین دلیل امروز می‌گویم نباید هیچ‌وقت به حال خوب خودمان مغرور شویم. اعتیاد آرام‌آرام انسان را به جایی می‌رساند که هیچ‌وقت تصورش را هم نمی‌کرد.امروز خدا را صد هزار مرتبه شکر می‌کنم که مسیر کنگره ۶۰ را سر راه من قرار داد؛ مسیری که مانند طناب محکمی بود که به آن چنگ زدم و توانستم از آن باتلاق بیرون بیایم. اگر این مسیر، آموزش‌ها و روش درمان کنگره نبود، معلوم نبود امروز کجا بودم و چه سرنوشتی داشتم.
امیدوارم هیچ‌وقت فراموش نکنم از کجا آمده‌ام، چه روزهایی را پشت سر گذاشته‌ام و امروز به لطف خدا و آموزش‌های کنگره در چه جایگاهی قرار دارم. خدمت کردن برای من قبل از هر چیز، کمک به خودم است ،اما هر کدام از ما باید سعی کنیم با خدمت کردن و شرکت درلژیون سردارچراغ کنگره راهمیشه روشن نگه داریم تا دیگران هم از این نعمت برخوردار شوند.از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، از همه شما عزیزان سپاسگزارم.
عکس و تایپ:مسافر حسن لژیون یکم
ویراستار،ارسال خبر:مسافر علی لژیون یکم
مرزبان کشیک:مسافرحسن


 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .