جلسه هفتم از دوره دوم لژیون سردار کنگره ۶۰ نمایندگی بوئین زهرا با استادی راهنمای محترم مسافر دنور نوید ، نگهبانی مسافر حامد و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه "تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST" پنج شنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز بهکارکرد.
.jpg)
به نام قدرت مطلق الله
دستور جلسه: تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان نوید هستم مسافر، از نگهبان و دبیر تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند تا اولین مشارکت را داشته باشم.
اگر بخواهم در یک کلام درباره «شیشه» صحبت کنم، میگویم مادهی خوبی نیست؛ فوقالعاده خطرناک است و هنوز که هنوز است، دنیا در درمان آن درمانده است. آقای مهندس در صحبتهای اخیرشان فرمودند که یکی از کشورهای جهاناول، مقالهای منتشر کرده که در آن ذکر شده است: «ما خوشبین هستیم که تا چند سال آینده بتوانیم آمپولی اختراع کنیم که حداقل، مصرف مکرر شیشه را در فرد مصرفکننده کاهش دهد.
اما لحظهای با خودم فکر کردم که ۲۵ سال پیش، آقای مهندس «دفتر درمان اعتیاد» را بستند. وقتی شیشه وارد ایران شد، آقای مهندس درمان آن را به روش DST انجام دادند و نتیجه داد. این روش DST است که نتایج درخشانی به همراه دارد. باورش واقعاً سخت است؛ میگویند شیشه، آمفتامین و متآمفتامین است و شربت OT که کنگره تجویز میکند، برای درمان مورفین است و اصلاً این دو با هم سازگاری ندارند؛ ولی آقای مهندس جملهی قشنگی میگویند: «ما امتحان کردیم، شد. در ادامه آقای مهندس می فرمایند که نه تنها شیشه بلکه تمامی مواد که وجود دارد و قرار است در آینده ساخته شود با متد DST به درمان می رسند.
با روش DST، تمام بیانِ ژنها تغییر میکند، چرا که این روش باعث تغییر در بیان ژنها میشود؛ ژنهایی که شاید سالیان سال، حتی قبل از اعتیاد، معیوب بودهاند. این روش باعث بهبود عملکرد این ژنها میشود. مسافرانی در کنگره بودهاند که اعتیاد خود را درمان کردهاند و حالا در ورزش حرفهای درخشیدهاند؛ اینها تماماً از برکات کنگره است.
.jpg)
اما در مورد دستور جلسه، میخواهم کوتاه هم در مورد «لژیون سردار» صحبت کنم. سالی که وارد کنگره شدم، وضعیت مالی خوبی نداشتم. از قدیم گفتهاند و همه تجربه کردهایم که مواد مخدر، خیر و برکت مال را از بین میبرد. راهنمای محترم همیشه میگفت: «بعضیها ۱۰ هزار تومانشان اندازه ۱۰۰ هزار تومان کار میکند و بعضیها هم برعکس.» در آن زمان با همان وضعیت مالی، وارد لژیون سردار شدم.
حقیقت این است که ترس داشتم؛ ترس از پرداخت که اگر این مبلغ را بدهم، ممکن است ریتم زندگیام بههم بخورد. ولی وارد لژیون سردار شدم و پا روی ترس خودم گذاشتم. به صورت قسطی به تعهدم عمل کردم و توانستم تعهد سردار خودم را پرداخت کنم. واقعیت این است که تحت فشار هم قرار گرفتم، اما گذشت. سال بعد هم در لژیون سردار شرکت کردم و سالهای بعد هم به همین ترتیب.
یادم میآید پارسال آقا عبدالله جملهی قشنگی گفتند؛ فرمودند: «وقتی شما ۵۰ میلیون تومان مشارکت میکنی، دیگر لنگِ آن ۵۰ میلیون تومان نمیمانی.» و دقیقاً همینطور هم شد؛ من دیگر لنگِ آن ۵۰ میلیون تومان در زندگی نبودم. الان رقمهایی که در آن گیر کردهام بیشتر از ۵۰ میلیون تومان است؛ خدا را شکر، این معجزهی کنگره است. واقعاً انسان در لژیون سردار رشد میکند.
پس بخشی از پرداختیهای ما میتواند بندهای ما را در کنگره قویتر کند. باید سعی کنم «مصرفکنندهی بیمصرف» نباشم. باید یاد بگیرم وقتی در هستی چیزی به من دادهاند، مثلاً اجازه خدمت در کنگره را پیدا کردهام، باید قدر آن جایگاهها و خدمتها را بدانم. همیشه در دعای کنگره به خداوند میگویم که هیچوقت مرا از کنگره جدا نکن و به هر بهانهای شده، بمانم.
من وارد کنگره شدم و به درمان رسیدم؛ حالا باید بهای آن را پرداخت کنم، چه با مال و چه با جان. مهم این است که بهای این درمان را بپردازم، چون کنگره باعث شد حال من خوب شود و دوباره به زندگی برگردم.
تایپ و تنظیم: همسفر امیرحسین لژیون دوم
با تشکر سایت نمایندگی بوئین زهرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
113