سلام شیشه، سلام سیاهی، سلام تباهی و سلام تاریکی هر زمانکه به دستور جلسه شیشه، تخریبهای شیشه و درمان آن در کنگره۶۰ که تنها یکبار در سال برگزار میشود میرسم، ناخودآگاه ذهنم به گذشته مسافرم باز میگردد. تمام اتفاقات، تلخیها و تخریبهایی که این ماده صنعتی نه تنها بر جسم و روان مسافرم؛ بلکه بر تمام اعضای خانواده بهویژه فرزندان عزیزم وارد کرد مانند یک فیلم ترسناک از مقابل چشمانم عبور میکند. مسافر من مصرفکننده الکل، قرص، گل، حشیش و در نهایت شیشه بود.
در آخرین روزهای مصرف، حال او به شدت وخیم شده بود مسیرها را اشتباه میرفت، ساعتها در گوشهای مینشست و فقط به سقف خیره میشد یا گاهی ۲۴ ساعت بدون وقفه میخوابید. من در تمام آن روزها اشک میریختم و با تمام وجود مراقب فرزندانم بودم تا مبادا حال خراب پدرشان آینده آنها را نیز تحت تأثیر قرار دهد و تا پایان عمر حسرت و پشیمانی برایم باقی بماند.
کسی که سی سال مصرفکننده موادی مانند: تریاک و شیره بوده، تخریبش کمتر از فردی است که پنج سال، تنها شیشه مصرف کرده است. مصرفکننده شیشه در مدت کوتاهی مسئولیتپذیری خود را نسبت به خانواده، کار و زندگی از دست میدهد و دیگر بودن یا نبودن هیچ چیز برایش اهمیتی ندارد.
من نیز در تمام آن سالها فقط سختی، رنج و مشکلاتی را تجربه کردم که بیان آنها آسان نیست و ناچار بودم با شرایط کنار بیایم تا اینکه راه سبز کنگره۶۰ به روی ما گشوده شد و از ذرهای امید به روشنایی بزرگی رسیدیم و امروز مسافر من به درمان رسیده است و بسیاری از تلخیهای گذشته کمرنگ شدهاند؛ اما هنوز هم با یادآوری بعضی از خاطرات، قلبم به درد میآید.
یکی از تلخترین آنها شبی بود که همسرم در یک مراسم عروسی، پسر کوچکم را فراموش کرده و بدون او به خانه بازگشته بود. وقتی از او سوال کردم پسرم کجاست؟ با بیتفاوتی گفت: نمیدانم. زمانیکه خودم به محل مراسم رسیدم، فرزندم آنقدر تنها مانده و گریه کرده بود که دیگر توان گریه کردن هم نداشت. این خاطره هنوز هم قلبم را میآزارد؛ اما امیدوارم روزی بتوانم آن را ببخشم و با آرامش کامل در کنار مسافرم، زندگی تازهای را ادامه دهم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر آسیه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون هفتم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشمر
- تعداد بازدید از این مطلب :
89