منیت احساسی است؛ ناشی از اینکه؛ شخص جایگاه خودش را بالاتر از آنچه است تصور میکند. شرط اصلی برای منیت این است که؛ شخصی در هستی شروع به حرکت میکند و موفقیتهایی به دست میآورد و استعدادها را در خود شکوفا میکند. اگر دانایی من پایین باشد وقتی کاری را خیلی خوب انجام میدهم و مورد تشویق دیگران قرار میگیرم وارد قیاس میشوم و به خودم میگویم تو از همه بهتر هستی و منیت متولد میشود؛ ولی شخص دانا میداند که انسان جهات گوناگونی دارد و از مقایسه یک پارامتر در زمان کوتاه نمیشود چنین نتیجهای گرفت؛ زیرا انسان موجود پیچیدهای است. اگر این باور ذهنی در من شکل بگیرد که من از همه بهتر هستم جایگاه خودم را در هستی گم میکنم و خیلی اتفاقات دیگر میافتد. من توقعم از دیگران بالا میرود و اگر دیگران به من احترام نگذارند و تأیید نکنند احساس خشم و تنفر در من به وجود میآید و به هم میریزم. اگر جایگاهم را در هستی بدانم حتی اگر دیگران جایگاه من را نادیده بگیرند ممکن است ناراحت شوم؛ ولی دچار تنفر نمیشوم خیلی از حسهای منفی مثل: کینه، حسادت، خشم، تنفر و ...از منیت متولد میشوند. وقتی جایگاه خود را در هستی گم کردم و مدام حسهای منفی را تجربه کردم یک حصار دور خودم میکشم تا کسی نتواند آسیبی به من بزند؛ ولی با این کار در واقع خودم را از امواجی که هستی برای خوراک به سمت من میفرستند محروم میکنم در این صورت اتصالم را با هستی قطع کردهام.
همه انسانها برای حرکت کردن و انجام کارهایشان به انرژی نیاز دارند و این انرژی را یا باید با شکستن حریم دیگران به دست بیاورند، یا به مرحله تولید برسند. من باید تلاش کنم تا انسان خودجوشی باشم و شادی را از درون خودم تجربه کنم وگرنه دائماً باید انرژیام را از حسهای منفی مثل کینه، تنفر، مقایسه و ...به دست بیاورم. این سؤال را از خودم پرسیدم و سعی کردم جواب مناسبی برای آن پیدا کنم. چگونه شادی را از درون تجربه کنم و جوشش داشته باشم؟ ببینم چگونه میتوانم قدم سازندهای برای خودم و آبادانی دنیای درون و بیرونم بردارم. اگر بذرهای خوبی بکارم عاقبت سبز میشوند و من در آن آبادانی شاد و خرم خواهم بود. در هر جایگاهی که هستم مادری، خواهری، دختری، همسری و ...خودم را به عملهای نیک مشغول کنم و همواره برای بالا بردن آگاهی تلاش کنم تا بتوانم فرد مفیدی باشم. اول برای خودم، بعد هم برای اطرافیان و جامعه، حواسم باشد جایگاهم را گم نکنم و مدام تلاش کنم. بهترینِ خودم باشم و خودم را فقط با خودم قیاس کنم. به نظر من کارهای زیادی است که با انجام دادن آنها انسان میتواند شادی را از درون حس کند مثل: پیادهروی و تنفس در هوای آزاد، دیدن یک درخت که در سرما و گرما، باد و طوفان، برف و باران ایستاده و به رشد خود ادامه میدهد، نوشیدن یک فنجان چای بعد از انجام دادن کلی کار مفید، دیدن اتاقی که با عشق مرتبش کردی، لباسهای شسته شده، اتو کشیده و آویزان شده، کشوهای مرتب شده و کلی کار دیگر که تو انجام دادی. مانند: دیدن آب روان موقع شستن ظرفها که چگونه آلودگیها را پاک میکند. مثل دیدن خودکار در دستانت که با فرمان تو روی کاغذ هنرنمایی میکند و خیلی موضوعات دیگر فقط باید دید، سپاسگزار، هوشیار بود که مدام حواسم به جایگاهم، اعمال و وظایفم باشد که باعث رنجش کسی نشوم.
بهشت را به بها دهند نه به بهانه.
منبع: سیدی منیت
نویسنده: راهنما همسفر آمنه
عکاس: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر ندا(لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا(لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
41