سالهاست که در کنار سه مصرفکننده زندگی میکنم؛ اما با آمدن به کنگره۶۰ به امید روزی هستم که در مسیر پاکی قدم بگذارند. بعد از طی این سی سال رنج و سختی، اکنون دلخوش شدم که راه کنگره۶۰ برای من باز شد و با آموزشهای آن آموختم که مسافرهای خود را رها کنم و به خود فکر کنم؛ زیرا درمانگر نیستم و نمیتوانم آنها را تغییر دهم.
من واقعاً در آن محیط بیمار شده بودم و علائم زیادی در من دیده میشد. مهمترین چیزی که من از کنگره۶۰ آموختم این بود که درست فکر کنم، درست ببینم و حمایت کنم. آموختم که نجاتدهنده نباشم، فقط یک مادر بدون وابستگی و تخریبگری باشم. حمایتهای من بهعنوان همسفر، این بود که دیگر به خاطر نیامدن مسافرها و لغزش آنها نگرانی نداشته باشم و تنها ماندن من، در کنگره۶۰ باعث دلسردی من نشد.
آسیب اعتیاد فقط جسم فرد مصرفکننده را نشانه نمیرود، این سم در رگهای تمام اعضای خانواده جاری میشود. زن یا مردی که در کنار یک فرد درگیر اعتیاد زندگی میکند، ذرهذره فرسوده میشود. او مدام در حال نجات دادن است، مدام در حال فرو دادن بغضها و نادیده گرفتن حقیقتها است و خود را فراموش میکند تا شاید بتواند چراغ خانه را روشن نگه دارد؛ اما خبر ندارد که اعتیاد، اکسیژن خانه را میبلعد.
در خانهای که اعتیاد هست، دیوارها هم خستهاند. اعتیاد مثل یک خوره، آرام و بیصدا به جان ریشههای خانه میافتد. وقتی اعتیاد از در وارد میشود، اعتماد اولین چیزی است که چمدان خود را میبندد و میرود. دیگر هیچچیز سر جای خودش نیست، نه لبخندها اصالت دارند و نه قولها اعتبار دارند.
امّا در این سالهای پر التهاب، منهم در این محیط، بیمار شدم. سرطان به سراغ من آمد و اوضاع جسمی من به شدت وخیم شد. یک مدت طولانی درگیر درمان بودم و روزهای سختی را پشتسر گذاشتم. خوشبختانه امروز حال من خوب است و بهبود یافتهام. از وقتی به کنگره۶۰ آمدم، رشته ورزشی شطرنج باعث شد سرگرمی جدیدی یاد بگیرم که نهتنها ذهنم را از افکار منفی و نگرانیهای روزمره دور کرد؛ بلکه تمرکز و صبر را هم به من هدیه داد.
این بازی ساده، تبدیل به پناهگاهی برای آرامش گرفتن در میان تمام تلاطمها شد و به من نشان داد که حتی در سختترین شرایط هم میتوان با یک برنامهریزی درست، مسیر را تغییر داد. آموزشهای کنگره۶۰ به من آموخت؛ چگونه با این بیماری بزرگ روبهرو شوم. یاد گرفتم که مثل یک همسفر آگاه اول باید به فکر سلامتی خود باشم تا بتوانم برای دیگران مفید باشم. با کمک راهنما و حمایت بیدریغ دوستان، توانستم نگاه خود را به زندگی تغییر دهم، از ناامیدی و ترس دست کشیدم و باور کردم که میتوانم هم از پس عزیزانم و هم از پس بیماری خود برآیم.
امروز خوشحال هستم که در مسیر پاکی گام برمیدارم و جسم من در حال بهبود است. این مهم را مدیون کنگره۶۰ هستم که به من نشان داد حتی در تاریکترین لحظات هم میتوان امید داشت و برای سلامتیِ جسم و روح جنگید. خدارا شکر میکنم که با کنگره۶۰ آشنا شدم و از صمیم قلبم از مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان که با آموزشهای انسانساز دریچهای تازه به روی من و هزاران همسفر دیگر گشودند و این بستر را برای ما فراهم کردند تا ما بتوانیم در یک مکان امن آموزش ببینیم، تشکر میکنم. از راهنما همسفر پریسا سپاسگزارم که همیشه با مهربانی و صبوری، قوت قلب ما در روزهای سخت هستند و با راهنماییهای ایشان در من انگیزهای برای ورود به لژیون جونز ایجاد شد که در این لژیون به راهنمایی همسفر سمیه با روش دژاکام به مدت ۶ ماه ۸ کیلو وزن کم کردم؛ زانو درد شدیدی داشتم که به شکرخدا رو به بهبود است.
نویسنده: همسفر عصمت رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون بیست و ششم)
رابط خبری: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون بیست و ششم)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون بیست و ششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی شیخبهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
230