این نگاه، ترکیبی از درد تماشای فروپاشی و امید داشتن به بازسازی است. از نگاه یک شاهد؛ تماشای ویرانی و انتظار بازسازی. من از بیرون تماشا میکنم و دیدن این همه فروپاشی، از هر چیزی دردناکتر است. من آن درخشش اول را دیدم؛ اما نمیدانستم آن درخشش، فقط سایه یک تله است. میدیدم که چطور آن ذره ریز شیشه، مثل یک ضربه چکش، تمام آن آدم آشنا را تکهتکه میکند. من آن را با چشمهای خودم میبینم؛ وقتیکه تو، در میانه آن درخششهای کاذب، به یک غریبه تبدیل میشوی.
چشمهایی که دیگر آن معنای همیشگی را ندارند و روحی که مثل مه در میان غبار، گم شده است. حالا دیگر فقط یک دشمن نیست، سایههای جدیدی را میبینم که مثل شبح، به اطرافت میچرخند. مخدرهای جدید فقط بدن را نمیگیرند. من میبینم که چطور آنها، جوهر شخصیت تو را میدزدند. تماشای تو، مثل تماشای فروپاشی یک بنای باشکوه است.
فکر میکنم فقط کافی است که مصرف نکند؛ اما میفهمم که اشتباه میکنم. من میبینم که سقف زندگیات، کج شده است. میبینم که ستونها از درون، در حال پوسیدن و تخریب هستند. فقط مرتب کردن، آن خانه را دوباره محکم نمیکند. من در این انتظار تلخ، به دنبال یک معمار میگردم و آنجاست که نام DST را میشنوم.
من از بیرون میبینم که DST برای تو فقط یک توقف نیست؛ بلکه یک شروع دوباره است. تو باید از نو، خودت را طراحی کنی. میخواهم شاهد آن باشم که چگونه با این روش، تکههای شکسته و پراکنده، دوباره در کنار هم قرار میگیرند. چگونه آن مسیرهای آسیبدیده در مغزت، دوباره پلهای استوار میشوند. من اینجا در کنار ویرانهها ایستادهام، نه برای اینکه فقط نگاه کنم؛ بلکه برای اینکه باور کنم تو یک تکه شکسته نیستی؛ تو یک پروژه برای بازسازی هستی.
منتظرم تا ببینم، چگونه از میان این آوار شیشهای، دوباره آن آدم باشکوه و منسجم را، با کمک ساختار DST، به این دنیا برمیگردانی.
نویسنده: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سهیلا (عضو لژیون سردار)
رابط خبری: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر بهاره (عضو لژیون سردار)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر الهه (عضو لژیون سردار)
ارسال: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر الهه (عضو لژیون سردار) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ایمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
141