امروز هم با نوشتن دلنوشته ای که برای من حس خیلی خوبی دارد، با شکر کردن خدای خودم آغاز میکنم. خداوند را هزاران بار شاکر و سپاسگزارم که در این بُعد از زندگی به من راهی را نشان داد که به صبر و تقوا، بخشش و بخشندگی رسیدم و آرامش را آموختم. چون با تغییرات مسافرم، بعد از درمان توانست فردی را که مصرف مداوم شیشه داشت و طوری شده بود که در مورد درمان مسافرم قصه و داستان تعریف میکرد و میگفت: «خوب شد که شما شیره استفاده نمیکنید، کار بسیار خوبی انجام دادید چون زندگیات را از دست میدادی» و... جالب بود که از تخریب شیشه خبر نداشت و میگفت: «از وقتی شیشه مصرف میکنم خیلی پرجنب و جوش و پرکار شدم، ولی خانواده ام مرا ترک کردند.من میدانم علتش چه چیزی است. فکر میکنم همسرم با کسی رابطه دارد» و کلی گله و شکایت نمیدانست (البته که میدانست شیشه چه تخریب های زیادی روی مغز و فکر و روان خود ایجاد کرده بود، ولی کسی را که خودش را به خواب زده است را نمیتوان بیدار کرد).
مخربترین کار شیشه از بین بردن ذهن و روانش بوده است و نمیتوانست درست تفکر کند و نتیجه ای در بر نخواهد داشت. همسرش ۱۵ سال با او مدارا کرد و او را به کمپهای مختلف برد، اما هیچ نتیجه ای نداشت و برگشت می خورد و همسرش به خاطر توهمات و شک کردن های زیاد و خشم زیاد و تعادل نداشتن در رفتار و هزاران دلیل که با مصرف شیشه او را به اینجا رسانده بود، او را رها کرد و رفت. مدت ها قبل، یک روز مسافرم خبر خیلی خوبی را داد و گفت فلانی آدرس نزدیکترین شعبه کنگره۶۰ را از من خواست تا او را همراهی کنم. بی اختیار اشکهایم سرازیر شد و خدا را شکر کردم که با کنگره۶۰ آشنا شدم که با آموزشهای ناب و بینظیر کنگره۶۰، مسافرم توانسته یک نفر را جذب کنگره۶۰ کند. و از خداوند بزرگ خواستارم راه را برای کسانی که به دنبال نور و روشنایی هستند، به آنها نشان دهد.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارم کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
70