
هر سال زمانی که به این دستور جلسه میرسیم، دلم میلرزد. تمام سالهایی که سایه اعتیاد روی زندگیام بود یک طرف و زمانی که مسافرم مصرفکننده شیشه شد یک طرف! شاید نام همسفر برای همه همسفران یکسان است؛ ولی دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه، هر دو جان سوزند؛ اما این کجا و آن کجا! همسفری که مسافرش مصرفکننده تریاک و هروئین است، بسیار متفاوت است با کسی که مسافرش مصرفکننده شیشه است. مصرفکننده شیشه به قول آقای مهندس «بهتنهایی یک تیمارستان سیار است» و چقدر سخت است زندگی با کسی که تعادل روانی ندارد.
مسافرم وقتی مصرفکننده شیشه شد، بسیار شکاک و بددل شده بود بهطوری که من جرئت نداشتم وقتی سوار ماشین بودم، نگاهم را به سمتی بچرخانم، سریع مشکوک میشد. جستوجو میکرد که ببیند چه افرادی در آن کوچه زندگی میکنند. اگر کوچکترین آشنایی پیدا میکرد، دعوا راه میانداخت. چه شبهایی که تا صبح مسافرم نمیگذاشت، خواب به چشم کسی برود و همیشه در حال رفتوآمد و سروصدا کردن و ساختن چیزی بود، رفتارهایش کاملاً از حالت طبیعی خارج بود؛ حتی در موقع رانندگی رفتارهای مخاطرهآمیز زیادی را انجام میداد. بدون دلیل بچهها را اذیت میکرد و به چیزهای بسیار ساده، ناچیز و پیشپاافتاده گیر میداد، اصلاً اختیارش دست خودش نبود. مدام در حال دعوا و مرافعه بودیم و زندگیمان اصلاً آرامش نداشت. من نمیدانستم که مقصر خود او نیست و فرماندهی جسم و روانش را مواد به عهده گرفته است. از خداوند میخواهم هر کس در این مسیر قدم نهاده هرچه زودتر به رهایی برسد.
نویسنده: راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
عکاس و رابط خبری: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نائین
- تعداد بازدید از این مطلب :
38