English Version
This Site Is Available In English

درمان شیشه با روش DST؛ از سازگاری با OT تا نقش خدمت در رسیدن به حال خوش

درمان شیشه با روش DST؛ از سازگاری با OT تا نقش خدمت در رسیدن به حال خوش

دوازدهمین جلسه از دوره سی و دوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران آقا، نمایندگی لوئی‌پاستور با استادی دستیار محترم دیده بان، راهنما مسافر بهمن، نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه « تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST » در روز چهارشنبه 24 تیر ماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

 

خلاصه سخنان دستیار محترم دیده بان، استاد جلسه،

سلام دوستان، بهمن هستم، یک مسافر.
خدا را شکر می‌کنم که دوباره در یکی از صندلی‌های کنگره ۶۰ نشسته‌ام و این نعمت نصیبم شده است. خدا قوت می‌گویم به ایجنت و مرزبان‌های محترم شعبه لویی پاستور، همچنین همکاران عزیزم، راهنماهای محترم و همه کسانی که خدمت می‌کنند تا یک نفر از تاریکی بیرون بیاید و بتواند به رهایی برسد.
در مورد دستور جلسه «تخریب‌های شیشه و محرک‌های جدید و درمان آن به روش DST»، می‌خواهم تجربه خودم و همچنین تجربه رهجوهایی را که با مصرف مواد محرک وارد کنگره شدند بیان کنم. افراد زیادی آمدند تا من یاد بگیرم که یک مصرف‌کننده شیشه چگونه باید درمان شود و تجربیات خودم را در این زمینه به دست آوردم.
راجع به شیشه، اول اینکه تمام دنیا یک روزی از این ماده مخدر وحشت داشتند؛ کمااینکه هنوز هم وحشت دارند. از وحشتناک بودن این ماده همین بس که اگر شما بیرون بروید و بگویید: «می‌خواهم بروم پیش کسی که بر اثر مصرف شیشه دچار توهم شده و یک دقیقه با او صحبت کنم»، ستون بدن خیلی‌ها می‌لرزد.
ما آن‌قدر در کنگره در این فضا هستیم، آدم‌ها می‌آیند، درمان می‌شوند، مشاوره می‌شوند، وارد پروسه درمان می‌شوند و حالشان خوب می‌شود که دیگر یادمان رفته بیرون از کنگره هنوز این باور و دیدگاه نسبت به شیشه وجود دارد و همچنان آن را ماده‌ای بسیار ترسناک می‌دانند.
اما یک نکته آماری بگویم؛ در کنگره ۶۰، همین ماده مخدر وحشتناک، بالاترین آمار درمان را داشته است. یعنی همین ماده مخدر وحشتناک به‌راحتی در کنگره ۶۰ درمان می‌شود.
اما دلیل درمان موفق شیشه در کنگره ۶۰ با روش DST چیست؟ چیزی که من از جنبه‌های مختلف می‌بینم، این است که خود روش DST، مخصوصاً پروتکلی که برای شیشه در نظر گرفته شده، نقش بسیار مهمی در این موضوع دارد.
شخصی که شیشه مصرف می‌کند، تخریب‌های زیادی به خودش وارد می‌کند. از نظر ظاهری، چند شب نمی‌خوابد، بر اثر بی‌خوابی کم‌کم دچار توهم می‌شود، با خودش صحبت می‌کند، غذا نمی‌خورد و یک‌سری اتفاقات از این دست برایش می‌افتد.
وقتی وارد کنگره می‌شود و مشاوره می‌شود، راهنما از همان روز اول به او می‌گوید که دو تا سه هفته اول فقط باید بخوابی و استراحت کنی تا کمبود خوابی که به بدنت وارد کرده‌ای، کم‌کم جبران شود. این پله اول درمان است.
برای اینکه شخص آرامش داشته باشد و بتواند بخوابد، پروتکل سه‌دهم سی‌سی، یک وعده، برای او در نظر گرفته می‌شود. جالب است که این پروتکل فقط در کنگره رعایت می‌شود.
پروتکلی که وزارت بهداشت و سازمان غذا و دارو برای درمان اعتیاد در کلینیک‌ها تجویز کرده‌اند، اصلاً این نیست. معمولاً حداقل ۸ سی‌سی متادون به یک مصرف‌کننده شیشه می‌دهند. چه اتفاقی می‌افتد؟ چون شخص شیشه مصرف کرده و از دسته آمفتامین‌ها بوده و هیچ تجربه‌ای از مصرف مورفین و مواد مشابه نداشته، وقتی ناگهان ۸ سی‌سی متادون دریافت می‌کند، بدنش به هم می‌ریزد، دچار یبوست می‌شود و بعد از یک هفته کم‌کم فاصله می‌گیرد و دیگر اصلاً دلش نمی‌خواهد برای مصرف متادون به کلینیک برود.

اما همان پروتکل سه‌دهم سی‌سی، که اندازه چند قطره است، باعث می‌شود شخص شیشه‌ای هفته اول فقط بخوابد و استراحت کند. این دارو برای او مانند یک خواب‌آور عمل می‌کند. بعد کم‌کم CDها را گوش می‌کند، وارد درمان جهان‌بینی می‌شود و به همین شکل می‌بینیم که یک مصرف‌کننده شیشه وقتی وارد پروسه درمان می‌شود، خیلی راحت مسیر درمان را طی می‌کند.
البته همه راهنماها این را می‌گویند که شخص شیشه‌ای در زمان مصرف، یک‌سری پارامترها در ذهنش فوق‌العاده شدید کار می‌کرد. قدرت ذهنش بیش از اندازه بالا رفته بود. می‌گفتند طرف روی تعمیر یک وسیله قفل زده و واقعاً هم تعمیرش می‌کرد؛ یعنی کارهای عجیب‌وغریبی که یک آدم عادی نمی‌توانست انجام بدهد، او در ده دقیقه انجام می‌داد.
وقتی وارد درمان اعتیاد می‌شود و یازده ماه در درمان قرار می‌گیرد، باید به همان اندازه از بدنش انتظار پایین‌تری داشته باشد. یک روزی از بدنش بالاتر از حد ممکن انتظار داشته، حالا باید پایین‌تر از حد انتظار از خودش توقع داشته باشد؛ یعنی باید با آن سیستم بسازد تا بدن کم‌کم خودش را پیدا کند و ذهنش به یک ذهن عادی تبدیل شود.
البته همه این‌ها به شرطی است که سفر را درست انجام بدهد و یازده ماه درمانش کامل شود.
به نظر من، مهم‌ترین مکمل برای درمان شیشه و مخدرهای جدید، خدمت کردن در کنگره است. یک شخص شیشه‌ای وقتی در کنگره درمان می‌شود، به نظر من باید یک تا دو سال خدمت کند تا تازه به آن حال خوش برسد. آن هم نباید انتظار خیلی زیادی از خودش داشته باشد. به این شکل، کم‌کم حالش خوب می‌شود.
یکی از راهنماهای شعبه آکادمی می‌گفت: «یک شخص شیشه‌ای باید دو برابر بقیه تلاش کند تا حالش خوب شود.» واقعاً به نظرم این حرف درست است.
یعنی افرادی که مصرف شیشه یا محرک داشته‌اند، اگر سه جلسه در شعبه حضور پیدا می‌کنند، سه جلسه هم در پارک لاله حضور داشته باشند تا حالشان بهتر شود. هر راهی که برای رسیدن به رهایی پیدا می‌کنند، باید به آن چنگ بزنند؛ خدمت در کنگره، دو ساعت زودتر آمدن، صندلی چیدن و هر خدمتی که بتوانند انجام بدهند.

شخصی که مصرف‌کننده شیشه است، بهتر است ساعت سه به شعبه بیاید، بعد از همه درِ شعبه را ببندد، بماند، تی بکشد و خدمت کند تا حالش خوب شود.
کسی که مصرف‌کننده تریاک و شیره است، روز اول که وارد درمان با شربت اپیوم می‌شود، سریع‌تر با آن سازگار می‌شود؛ چون بدنش با این دسته مواد آشنایی دارد. اما یک شخص شیشه‌ای، چون هیچ آشنایی با شربت اپیوم ندارد، دوره سازگاری برایش بسیار مهم و تأثیرگذار است.
راهنماها همیشه به رهجوها تأکید می‌کنند که با توجه به اینکه بدنشان شناختی نسبت به شربت ندارد، حدود ۲۰ روز تا دو ماه زمان لازم است تا بدن با شربت آشنا شود. بعد از دو ماه تازه کم‌کم اثر و مزه OT را متوجه می‌شوند و از آن زمان پروسه درمان به شکل واقعی آغاز می‌شود.
یکی از محرک‌هایی که در کنگره ۶۰ خیلی خوب شناخته شد و روی آن کار شد، قرص B2 بود. جالب است بدانید که این قرص در بعضی کشورها داروی درمان محسوب می‌شود. خود من هم یکی از آنتی‌ایکس‌هایم قرص B2 بود. وقتی آن را مصرف می‌کردم، احساس می‌کردم انگار یک متر از زمین بلند شده‌ام و روی هوا راه می‌روم.
بعدها که شنیدم این قرص در ترکیه به‌عنوان داروی درمان استفاده می‌شود، خیلی تعجب کردم. همان‌جا خدا را شکر کردم که در کنگره، شربتی به من داده شد که تمام آلکالوئیدهای تریاک را در خود دارد.
اصلاً آقای مهندس این دستور جلسه را به این دلیل مطرح کرده‌اند که توجه همه را جلب کند؛ اینکه چگونه شیشه، که هیچ ارتباط ظاهری با تریاک ندارد، با تریاک درمان می‌شود. ما می‌دانیم که چگونه درمان می‌شود؛ علمی که تجربه شده باشد، سندی بدون نقص است.
در کنگره، نمونه‌های بسیار زیادی از این علمِ تجربه‌شده را داریم؛ افرادی که درمان شده‌اند. اما در کنگره‌های دانش اعتیاد می‌دیدیم که پزشکان می‌پرسیدند: «شما به شخص شیشه‌ای شربت اپیوم می‌دهید؟» ما می‌گفتیم: «بله.» می‌گفتند: «این دو چه ارتباطی با هم دارند؟ بدن که این ماده را نمی‌شناسد.» ما می‌گفتیم: «می‌شناسد؛ فقط باید به‌تدریج با آن سازگار شود. وقتی سازگار شد، حالش هم خوب می‌شود.»
برایشان باورکردنی نبود که ما به یک مصرف‌کننده شیشه، شربت تریاک می‌دهیم و حالش هم خوب می‌شود.
به قول آقای مهندس، اگر یک مصرف‌کننده شیشه، تریاکی شد، باید برای خودش جشن بگیرد.
از این بابت هم خدا را شکر می‌کنم که آقای مهندس روش DST را در این دستور جلسه برای ما کشف کردند و شربت تریاک را به‌عنوان دارویی بی‌نظیر معرفی کردند. هر آنتی‌ایکسی که هر شخصی داشته باشد، وقتی وارد کنگره می‌شود، شربت اپیوم پاسخگوی درمان اوست و می‌تواند به‌راحتی درمان شود.
از اینکه به حرف‌های من گوش دادید، از همه شما متشکرم.

 

ضبط و تایپ: مسافر جواد (لژیون 17)
عکس: مسافر جواد (لژیون 17)
ویرایش و ارسال: مسافر نوید(گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .