امروز جلسه هشتم از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی حسنآباد با استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر حجت و دبیری مسافر سلمان با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متدDST» در تاریخ چهارشنبه 24 تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر. دستور جلسه "شیشه و درمان آن با روش DST" است. من مصرفکننده شیشه بودم و روزهای سختی را تجربه کردم. اوایل مصرف، تصور میکردم از دیگران برتر هستم و جایگاه بالاتری دارم؛ اما به مرور زمان همه چیز تغییر کرد. کمکم کار، زندگی، آینده و حتی جوانیام را از دست دادم و تمام فکر و ذهنم فقط درگیر مصرف بود. دیگر برایم مهم نبود چه بر سر ظاهر و شخصیت من میآید یا در جامعه چگونه دیده میشوم. به جایی رسیده بودم که دیگران به خاطر شرایطم از من سوءاستفاده میکردند و تنها زمانی به سراغم میآمدند که کاری از من میخواستند. شیشه آرامآرام همه چیز را از انسان میگیرد؛ عزت نفس، امنیت، آرامش و قدرت تصمیمگیری.
از نظر جسمی و روانی، تخریبهای بسیار شدیدی را تجربه کردم. مصرف شیشه باعث میشود میزان ترشح دوپامین در مغز به شکل غیرطبیعی افزایش پیدا کند و همین موضوع زمینهساز اختلالات شدید روانی و توهم میشود. بارها صداهایی میشنیدم که وجود خارجی نداشتند و نسبت به اطرافیانم بدبین شده بودم. حتی خانوادهام را دشمن خود تصور میکردم. هنوز یکی از تلخترین خاطراتم را فراموش نکردهام؛ روزی که برادر کوچکم اصرار داشت همراه من بیاید، من در اثر مصرف شیشه و از دست دادن تعادل، رفتار بسیار خطرناکی از خود نشان دادم؛ رفتاری که امروز هر وقت به آن فکر میکنم، از یادآوری آن شرمنده و ناراحت میشوم. آن اتفاق نتیجه مصرف شیشه بود، نه شخصیت واقعی من.
شیشه در اصل مادهای محرک است که سابقه استفاده از آن به دوران جنگ جهانی دوم برمیگردد؛ زمانی که برای بیدار نگه داشتن و افزایش هوشیاری سربازان از آن استفاده میشد؛ اما مصرف مداوم آن، انسان را دچار توهم، وسواس و احساس ناامنی میکند. بارها احساس میکردم چیزی زیر پوستم حرکت میکند و ساعتها مشغول آسیب زدن به بدنم میشدم. هیچ آرامشی نداشتم و همیشه تصور میکردم خطری در کمین من است. به همین دلیل هر جا میخواستم بروم، وسیلهای برای دفاع همراه خود میبردم، در حالی که در واقع کسی قصد آسیب زدن به من را نداشت و همه این احساسات، نتیجه تخریبهای شیشه بود. شبها هم خواب نداشتم و گاهی روزهای طولانی بیدار میماندم و درگیر توهمات مختلف میشدم.
خدا را شکر میکنم که مسیر آشنایی با کنگره ۶۰ برای من باز شد و توانستم درمان واقعی را تجربه کنم. از آقای عارفی که این راه را به من نشان دادند صمیمانه سپاسگزارم. اگر آن آشنایی نبود، شاید امروز شرایط دیگری داشتم. همچنین از همه راهنمایان، بهویژه آقا مهدی، آقا جعفر و تمام عزیزانی که برای راهاندازی نمایندگی حسنآباد زحمت کشیدند، قدردانی میکنم. امروز که به گذشته نگاه میکنم، میبینم همه آن تاریکیها پشت سر گذاشته شده و حال خوشی که امروز تجربه میکنم، نتیجه آموزش، درمان و خدمت در کنگره ۶۰ است. امیدوارم همه کسانی که درگیر مصرف شیشه هستند نیز بتوانند این مسیر را پیدا کنند و زندگی دوبارهای را تجربه کنند.

تایپ و ویرایش: مسافر مجید
عکاس: مسافر مجید
ارسال: مرزبان خبری مسافر محمد
مسافران نمایندگی حسنآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
68