English Version
This Site Is Available In English

من شخصاً معتقدم که شیشه همچنان یکه‌تازی می‌کند

من شخصاً معتقدم که شیشه همچنان یکه‌تازی می‌کند

نهمین جلسه از دور دوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره60 نمایندگی یزد به استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر رحمان و دبیری مسافر علی با دستورجلسه «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان با متد DST» در روز سه‌شنبه 23تیرماه ۱۴۰۵ ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:
از خداوند بزرگ سپاسگزارم و از نگهبان جلسه که مرا انتخاب کردند ممنونم. امیدوارم با برگزاری این جلسه حالمان بهتر شود و به تبع آن حال دیگران نیز بهتر و بهتر شود.
دستورجلسه شیشه است. امیداورم که تعداد کمی از شما شیشه را مصرف کرده باشید و با این ماده آشنا باشید. بگذارید ابتدا تجربه خودم از مصرف شیشه را برایتان بازگو کنم تا بعد برسیم به درمان و روش DST.

حدود سال‌های 84یا85 بود در محفل‌های دوستانه مصرف مواد مخدر سنتی، زمزه‌هایی از کلمه‌ای جدید به گوش من خورد تحت عنوان «آیس». چندی نگذشت که در یک مهمانی با وافور شیشه‌ای یا همان پایپ آشنا شدم و برای اولین بار آیس را مصرف کردم. تاثیر آن روی من به اینگونه بود که تا 2یا3 روز بعداز مصرف، خواب نرفتم؛ اما بسیار سرحال بودم و اصلاً خمودگی یا خمیازه‌ای نداشتم، دنیا به نظرم خیلی قشنگ بود، نت به نت موزیک را می‌فهمیدم، لحظه به لحظه بعد از مصرف را درک می‌کردم و هیچ لحظه‌ای از دست من در نمی‌رفت، از حرف زدن با دیگران لذت می‌بردم و تفاوتی نداشت که تابستان است یا زمستان؛ اگر دست روی آسفالت می‌کشیدم آن را مثل مخمل حس می‌کردم.

همه این‌ها به دلیل بالارفتن سطح دوپامین بدن بود؛ ولی به مرور زمان دچار وسواس فکری شدم و دنیای من شیشه‌ای رنگ باخت. رفتارهایم حالت وسواس‌گونه پیدا کرد. سو,ظن جای لذت بردن از ارتباط با دیگران را گرفت و به همه اطرافیانم مشکوک بودم. برعکس مخدرهای سنتی که تخریب ملایمی دارند؛ تخریب شیشه طی 4یا5 سال چنان ویرانگر است که از تخریب‌های مواد سنتی طی 40یا50 سال به مراتب بیشتر است.

اواخر مصرف من در کشمکش و رفت و برگشت بین مواد بودم یعنی به محض اینکه شیشه یا پایپ را می‌دیدم مانند آهن‌ربا به آن می‌چسبیدم و هیچ راه فراری برایم وجود نداشت. صبح‌ها شیشه مصرف می‌کردم و شب‌ها شیره می‌کشیدم تا شاید؛ آن حالت تلاطم و سردگمی غیرقابل توصیفی که در درونم بود آرام شود و بتوانم کمی بخوابم.
سعی کردم با مصرف تریاک و شیره از دست شیشه فرار کنم و البته بعدها متوجه شدم علیرغم ناآگاهی و جهلی که داشتم؛ تصمیم درستی بوده‌است. بعد از آن به لطف خداوند وارد گنکره60 شدم و با بهره‌گیری از متد DST کم‌کم تلاطم و تب‌وتاب ناشی از چندین سال مصرف شیشه در من فروکش کرد؛ بدون اینکه من زحمت اضافه یا ریاضتی بکشم و هرچقدر جلوتر رفتم؛ روزبه‌روز بهتر شدم. این همان حقیقت درمانی هست که با نبوغ آقای مهندس در کنگره60 درحال انجام است.

امروزه مخدرهای جدیدی وارد بازار شده‌اند با نام‌های مانند کیمیکال، ماشروم یا قارچ و فنتالین که آقای مهندس در مورد آن مقاله‌ای منتشر کردند که همه صنعتی هستند و تخریب‌های وحشتناکی دارند؛ اما من شخصاً معتقدم که شیشه همچنان یکه‌تازی می‌کند و اصلاً با کسی شوخی ندارد. آنقدر بی‌رحم است که زن‌ومرد، پیروجوان یا جایگاه اجتماعی و تحصیلات برای آن تفاوتی ندارد و همه را نابود می‌کند.

خدا را شکر میکنیم که در کنگره هستیم و آقای مهندس و متد DST را داریم. هنوز برای مسئولین مبارزه با مواد مخدر قابل باور نیست که در کنگره60، یک درمان قطعی برای شیشه وجود دارد. از آنجایی‌که تمام مخدرها به سیستم ایکس انسان حمله می‌کنند و تعادل آن را بر هم می‌زنند و ما می‌دانیم که ترکیب داروی OT با متد DST در واقع سیستم ایکس را بازسازی میکند؛ بنابراین متد DST با OT این قابلیت را دارند که سو, مصرف هر نوع ماده مخدر، اعم از سنتی یا صنعتی را درمان کنند و جالب این است که این کار با کمترین اصطکاک و استهلاک به نرمی انجام می‌شود که نمونه‌های بسیاری از آن در بین اعضای کنگره  قابل مشاهده هستند.

نکته ظریف دیگری که وجود دارد این است که هنگامی که شخص با استفاده از متد DST و داروی OT در کنگره60 درمان شد؛ حالش حتی از زمان قبل از اعتیادش نیز بهتر خواهد شد. زیرا سیستم ایکس فرد کاملاً بازسازی می‌شود و علاوه بر آن در معرض ارزش‌ها قرار می‌گیرد و از ضد ارزش‌ها دور می‌شود.

عکاس خبری: مسافر حسین (لژیون یکم)
پیاده‌سازی و ارسال: مسافر علی (مرزبان خبری)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .