جلسه سیزدهم از دور هشتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دماوند با استادی راهنما محمد رضا نگهبانی مسافر فرهاد و دبیری مسافر محمدبا دستور جلسه (( تخریب شیشه و مخدر های جدید و درمان آن با روش DST)) در تاریخ 24 تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
در بدن ما سیستمی بسیار پیچیده و هوشمند وجود دارد که مخدرهای طبیعی مورد نیاز ما را تولید میکند و ما در کنگره ۶۰ این مجموعه را «سیستم ایکس» مینامیم که یکی از مهمترین مواد تولیدی این سیستم دوپامین است؛ مادهای که اگر در حد نیاز ترشح شود، شادی، نشاط و توان فعالیت روزانه را فراهم میکند اما افزایش یا کاهش غیرطبیعی دوپامین میتواند زمینهساز مشکلات جدی باشد؛ از بیماریهایی مانند پارکینسون، اسکیزوفرنی و اختلالات دوقطبی گرفته تا رفتارهای خطرناک ناشی از مصرف مواد محرک و مواد محرکی مانند اکس، اکستازی و شیشه قادرند دوپامین را تا یازده برابر حد طبیعی افزایش دهند به همین دلیل مصرفکننده شیشه هنگام رانندگی یا انجام کارهای خطرناک، هیچ درکی از سرعت، خطر یا پیامد رفتار خود ندارد و حتی ممکن است بدون احساس پشیمانی دست به جنایت بزند و بعد از چند ساعت تازه متوجه میشود چه کرده و تصور میکند از دیگران آگاهتر و باهوشتر است.
مصرفکنندگان شیشه معمولاً دچار توهم توانایی میشوند و در خانه هیچ تعمیراتی به درستی انجام نمیشود، چون فرد مدعی است خودش بهتر از همه میتواند وسایل را درست کند و نتیجه این میشود که وسایل سالم را باز میکند، خراب میکند و در نهایت باید دور ریخته شوند و اینها نشانههای تخریب شدید شیشه است.
انفتامین اولینبار در جنگ جهانی دوم استفاده شد چون افسردگی سربازان را کاهش میداد و انرژی آنها را بالا میبرد اما خیلی زود مشخص شد که تخریب آن سرسامآور است و سربازان را از کار میاندازد و با وجود تلاش برای جمعآوری، سوداگران مواد این مسیر را رها نکردند و بعدها شکلهای جدیدی از این مواد وارد بازار شد؛ از جمله قرصهای محرک و در نهایت شیشه و شیشه در سال ۱۳۸۳ وارد کشور شد؛ در حالی که جناب مهندس بارها نسبت به پیامدهای آن هشدار داده بودند این ماده سرعت تخریب بسیار بالایی دارد؛ هم تخریب آشکار مانند چهره پژمرده، رفتارهای غیرعادی و فروپاشی خانواده، و هم تخریب پنهان که کمتر شناخته شده است که مصرف شیشه باعث آسیب به هاله انرژی انسان میشود و فرد موجوداتی را میبیند که دیگران نمیبینند و این توهم نیست؛ تجربهای است که برای مصرفکننده واقعی و ملموس است و همین موضوع باعث اختلافات شدید خانوادگی و حتی جداییها میشود.
برای اینکه مادهای بتواند در بازار بماند، باید یک ترفند داشته باشد و ترفند شیشه این بود که به مصرفکنندگان چندمصرفی القا میکرد میتوانند مورفین و تریاک را کنار بگذارند چون شیشه آنها را خنثی میکند و من هم سالها درگیر مصرف بودم و فکر میکردم خداوند دعایم را شنیده و دارویی فرستاده که مرا از تریاک جدا کند و اوایل واقعاً احساس میکردم مشکلاتم حل شده اما بعد از یک هفته دوباره حس کمبود شدید داشتم و به سمت مواد دیگر کشیده میشدم و
وقتی شیشه و تریاک را با هم مصرف کردم و تصور کردم مشکلم حل شده و اما در واقع وارد تاریکی مطلق شدم؛ تاریکیای که حرمتها، قوانین شخصی و خانوادهام را از من گرفت و زمانی که تریاک مصرف میکردم، حداقل برای خودم قانون داشتم که در مغازه مصرف نکنم اما با شیشه هیچ حرمتی باقی نماند؛ هر زمان و هر جا مصرف میکردم و تخریب روزبهروز بیشتر میشد و در نهایت برای رسیدن به آرامش، وابستگی شدید به مواد پیدا کرده بودم و هر روز زیر فشار بیشتری قرار میگرفتم اما خداوند دست مرا گرفت و از طریق همسرم با کنگره آشنا شدم و ورودم به کنگره سخت بود و با ذهنیتی که داشتم، باور نمیکردم کسی بتواند مرا درمان کند. اما کمکم فهمیدم مشکل از من است و باید خواستن واقعی داشته باشم.
راهنمایم مسیر درمان را بهدرستی میدانست و من هم در همان مسیر حرکت کردم و امروز در جایگاهی هستم که میتوانم برای شما صحبت کنم و امیدوارم تمام مصرف کنندگان نیز در این مسیر راه خود را پیدا کنید و به حال خوب و آرامشی که حق هر انسان است برسید.

تنظیم و ارسال : گروه سایت نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
69