برداشت همسفر مریم از سیدی چالش:
جناب مهندس در سیدی «چالش» میفرمایند: «ما در جلسات میگوییم: خدایا، ما را از دست بزرگترین دشمن خودمان، که همان جهل و نادانیمان است، نجات بده.» بنابراین درمییابیم که بزرگترین و قویترین دشمن ما، خودِ ما هستیم که با نادانی، برای خویش مشکل ایجاد میکنیم و در واقع، در حال درگیری با خودمان هستیم.
باید بیاموزیم که در لحظه و «حال» زندگی کنیم. اگر درگیر گذشته و مسائل آن باشیم، دچار افسردگی میشویم و حالِ خوش و زندگیمان را از دست میدهیم؛ اگر هم دائماً نگران آیندهای باشیم که هنوز نیامده است و مدام به فکرِ «چه کنمِ» فردا باشیم، دچار اضطراب و تشویش میشویم.
ما با آموزشهای کنگره باید یاد بگیریم که از تکتک لحظات زندگی بهخوبی استفاده کنیم تا بتوانیم به آرامش برسیم. به فرموده جناب مهندس، «لحظه»، دشوار نیست؛ بلکه «یادآوریِ مشکلات» است که دشوار است و آرامش ما را سلب میکند. وقتی آرامش نداشته باشیم، قدرت دریافت ما کاهش مییابد؛ در نتیجه نمیتوانیم بهخوبی آموزش بگیریم و حتی در انجام کارهای روزمره نیز دچار مشکل میشویم. اما زمانی که آرامش خود را حفظ کنیم، میتوانیم همزمان چندین کار را انجام دهیم، آموزشهای لازم را کسب کنیم و روح، اندیشه، نفس و دیگر ابعاد صور پنهان خود را رشد دهیم و پیشرفت کنیم.
ما به جهان زمینی آمدهایم و بر سر دوراهی قرار گرفتهایم؛ با قدرت اختیاری که داریم، میتوانیم مسیر خود را انتخاب کنیم: یا با عقل و دانایی، راه صراط مستقیم را در پیش بگیریم یا با نادانی، وارد تاریکیها شویم.
مشخص نیست این زندگی که اکنون داریم، از چه زمانی آغاز شده و تا کِی ادامه خواهد داشت؛ این زندگی از حلقهای به حلقه دیگر در آفرینشی پیاپی در جریان است و ما هر صفتی را که کسب کنیم، اعم از ترس، شجاعت، حقارت و... با خود به حلقههای دیگر میبریم. حتی به فرموده جناب مهندس، مصرفکنندگانی که در این دنیای خاکی در بیغولهها به دنبال مصرف مواد هستند، در جهانهای دیگر نیز همچنان در پیِ مواد و در جایگاه مصرفکننده خواهند بود.
برداشت همسفر نسیم از سیدی خانواده:
در مورد خانواده میتوان «طبیعت» را مثال زد. واقعیت این است که هر انسانی در زندگی میتواند مانند یک درخت باشد. همانطور که میدانید درخت بخشهای مختلفی دارد؛ اگر انسان، انسان خوبی باشد میتواند همانند یک درختِ مثمر (پرثمر) باشد و اگر نباشد، مانند درختی است که خاصیتی ندارد. همانطور که آقای مهندس در سیدیهایشان میفرمایند: «درخت با کمترین امکانات، بهترین محصولات را میدهد، اما انسان ممکن است کاملاً برعکس عمل کند.»
محکمترین ریشه درخت، خانواده است. درست است که محبت، صوری و قراردادی نیست و ممکن است بین اعضای یک خانواده پیوند محبت جاری نباشد، اما اصولاً در بیشتر موارد، این خانواده است که بنیانها را شکل میدهد. اگر نگاه کنید، میبینید که کوچکترین جزء یک سیستم اجتماعی، خانواده است؛ خانوادهای که در آن پدر و مادر، شرایط را فراهم کرده، فرزندان خود را پرورش میدهند و به آنها سرپناه، امید و انگیزه میبخشند.
ریشههای هر انسانی در بیشتر مواقع، خانواده یا خویشان او هستند؛ چراکه ممکن است فردی خانواده (به معنای خاص) نداشته باشد، اما خویشاوندی داشته باشد که با او پیوندِ محبت نیرومندی برقرار کرده است. این مسئله به ما کمک میکند تا دریابیم انرژی اصلی و حیاتی که میتوان آن را به املاحی تشبیه کرد که از خانواده دریافت میکنیم چگونه است. املاح، همانند مواد اولیه یک کارخانه میمانند که ریشههای درخت، آن را برای کارخانه فراهم میکنند. پس خویشان یعنی کسانی که با آنها پیوند بنیادی داریم تأمینکنندگانِ همان مواد اولیهای هستند که برای رشد ما ضروری است.
منبع: سیدی چالش از آقای مهندس و سیدی خانواده از استاد امین
نویسنده: مرزبان همسفر مریم و راهنمای تازهواردین همسفر نسیم (لژیون ششم)
رابط خبری: راهنمای تازهواردین همسفر فرزانه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر شکوفه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
همسفران نمایندگی دامغان
- تعداد بازدید از این مطلب :
31