English Version
This Site Is Available In English

حساب عاشق با عشق است

حساب عاشق با عشق است

پنجمین جلسه از دور پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60، نمایندگی امیرکبیر، به استادی پهلوان محترم مسافر امیر، نگهبانی مسافر فرهاد و دبیری مسافر وحید با دستور جلسه «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان‌ آن‌ با متد DST» دوشنبه 22 تیر 1405 ساعت 17 آغاز کرد

سخنان استاد:
سلام دوستان امیر هستم یک مسافر. خدا قوت می‌گم به تمام خدمت گزاران کنگره 60 نگهبان ، دبیر ،ایجنت و گروه مرزبانی که خدمت می‌کنند ، تشکر می‌کنم.

من عضو کوچکی از لژیون سردار هستم، باعث افتخارم است و آرامشم را از این لژیون دارم.

ساختار شیشه،گل و ماریجوانا،ما در کنگره همه‌ی اینها را می‌گویم مواد مخدر به خاطر اینکه ما سیستم ایکس رو شناختیم.
گل و ماریجونا خیلی باب شده خیلی ها دارند مصرف می‌کنند و فکر می‌کنند که تفریحی است و اعتیاد ندارد و تخریب بسیار بسیار بالایی دارد،که کنگره راهش را به دست آورده و تمام کسانی که سیستم ایکس‌شان خراب شده می‌توانند در کنگره درمان شوند.

ساختار بخشش را در کنگره یاد گرفتم و نسبت به بخشش ایمان آوردم و به باور رسیدم که یکی از ارکان زندگی من بخشش است. این بخشش بند بسیار بزرگ یا گره بزرگی بود در درون من و من این را نمی‌دانستم.
اگر مواد مخدر و الکل در کنگره درمان بشود؛ ولی گره‌های درونی انسان باز نشود فایده‌ای ندارد، جمعیت احیائ انسانی کنگره 60، یعنی احیاء در کنگره اتفاق می‌افتد.

بسیاری محتاج این هستند که در کنگره لاغر شوند، اصلاً معتاد نیستند یا سیگارشان را درمان کنند، کنگره قبول نمی‌کند، ابتدا باید همسفر شوند.

ما در کنگره یاد می‌گیریم که این علم و دانش قابل انتقال است. من اگر علم سخاوت را یاد نگیرم، خیلی کار‌ها برای انجام دادن دارم، چون نسبت به اینکه روزی دهنده کس دیگری است سیستم دیگری است، ایمان نیاورده‌ام.

در کنگره به شما برنامه داده می‌شود راهنمای DST برنامه می‌دهد، راهنمای سیگار برنامه می‌دهد؛ اما من اجراء می‌کنم. راهنما محبت کرده و انگشت اشاره را نشان داده، کنگره این کار را کرد، اما من اجراء کردم من انجام دادم.

من باید بدانم که با خودم چند چند هستم و صد خودم را بزارم، صد من را خودم می‌دانم. هر‌کس صد خودش را خودش می‌‌‌داند، دو پاکت سیگار می‌کشیدی، فلان قدر تریاک مصرف می‌کردی، انقدر حال بد داشتی، وقتی که حال خوب نداری یعنی هیچی نداری، الان حال خوب را بدست آوردی.

رهجو بعد 2 ماه سفر می گوید که می خواهم پهلوان بشوم، این تغییر و تحول است؛ ولی مهندس اجازه نمی‌دهد و می‌گوید رهجو اول سلامتی‌اش مهم است، یعنی اول سلامتی داشته باشی، به درمان برسی، سپس اجازه پهلوانی بگیری و تعهد و ایمان نسبت به این قضیه بیشتر و بیشتر می‌شود. ما در کنگره یاد گرفتیم و پرورش پیدا می‌کنیم خداروشکر، خیلی ممنونم که به صحبت های بنده گوش کردید.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .