دومین جلسه از دوره بیست و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی گنجعلیخان کرمان، با استادی مسافر حسین، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه « تخریب های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» سهشنبه ۲۳ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر. تشکر میکنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان، تشکر میکنم از راهنمای درمان موادم آقا سینا و درمان سیگارم آقای محسن زارکویی و از آقای محمودی راهنمای محترم؛ و خداقوت عرض میکنم خدمت ایجنت محترم و مرزبانان عزیز و خدمتگزاران محترم شعبه گنجعلیخان.

اگر بخواهم در مورد دستور جلسه شیشه، مخدرهای جدید و روش درمان آن صحبت کنم، علم بینظیر کنگره، شاهکار بیبدیل قرن دانشمند بزرگ آقای مهندس دژاکام؛ روشی را اختراع کردند که درمان اعتیاد شاید بگویم یک شوخی است برای ایشان. من نمونه بارز این علم راستین هستم. من با مصرف انواع آنتیایکس وارد کنگره شدم، چیزی که به گفته افراد بیرون از کنگره شیشه درمان ندارد، آقای مهندس میفرمایند مگر تریاک بیرون از کنگره درمان داشت که شما میگویید شیشه درمان ندارد. مصرف شیشه باعث افزایش سطح دوپامین مغز میشود، یازده برابر افزایش پیدا میکنند و این افزایش زیاد سطح دوپامین چند مورد خیلی شدید خودش را نشان میدهد. یکی از این موارد سطح افزایش دوپامین مغز باعث اسکیزوفرنی میشود، فرد دچار جنون میشود و هیچ درکی از محیط پیرامون خود ندارد. هیچ موضوعی برایش قابل تشخیص نیست، در مرحلهای نیست که بتواند چیزی را متوجه شود؛ اسکیزوفرنی حالتی است که به آن توهم دیداری یا شنیداری میگویند؛ مثلاً فرد، اطرافیان را به صورت مثال خرس میبیند که میخواهد به فردی حمله کند، بعد میخواهد خرس را بکشد، اطرافیان را زخمی میکند.
یک حالت دیگر، اختلال بدبینی است؛ فرد نسبت به تمام اطرافیان، بدبین میشود، فکر میکند همه توطئه کردند میخواهند او را بکشند، این موضوع باعث آزار شخص میشود. فکر میکند تمام عالم و آدم دست به دست هم دادهاند تا او را زمین بزنند، در صورتی که شاید هیچ کس با این فرد کاری نداشته باشد. حتی از بودن در کنار فرد مصرفکننده شیشه ترس مضاعفی داشته باشد که هر آن، ممکن است از این فرد خطایی رخ بدهد بهواسطه مصرف مخدر شیشه.
من زمان مصرف شیشه از قرص اکستازی وحشت زیادی داشتم چون تخریب آن را در یک نفر دیده بودم و نمیدانستم این شیشه همان آمفتامین خوراکی را بهصورت استنشاقی -اصطلاحاً به آن آیس میگویند یا متاآمفتامین- که داروی اعصاب بوده است؛ اوایل برای افرادی که اختلالات روانی داشتند استفاده میشد. بعضاً مافیای مواد مخدر دیدند بازار خوبی دارد و میتوانند از آن درآمد کسب کنند، بهواسطه همین، مخدر شیشه را وارد بازار کردند. زمانی که مصرفکننده شیشه بودم حتی فکر کردن به آن سخت است؛ دوران سخت و تاریکی بود که به لطف خدا، کنگره و راهنمای عزیزم توانستم پشت سر بگذارم. اوایل مصرف، سرخوشی خیلی زیادی را برای من ایجاد میکرد، ماده محرک ولی بهشدت مخرب که روی سیستم عصبی فرد تاثیر میگذارد؛ یک نمونه از تخریب آن این است که اسپرم همراه ادرار از شخص دفع میشود. یک مخرب اینچنین خطرناک، علم کنگره آن را درمان کرده است، چیزی که تمام دنیا انگشت به دهان ماندند.
روزهای اول مصرفم در مهمانیها بود، حال خوبی داشتم ظاهراً و این باعث شده بود که علاقه زیادی به آن پیدا کرده بودم. باور و دیدگاه اشتباه من این بود که این ماده اعتیاد ندارد، هر زمان نخواستم مصرف نمیکنم. دفعات اول مصرف تا ۷۲ ساعت خواب و مصرف غذایی نداشتم و اسید داخل شیشه رنگ دندانهای من را سفید کرده بود و این برای من جالب بود که چقدر دندانهای من تمیز شدهاند، چه لبخند زیبایی دارم؛ ولی طولی نکشید تبدیل به حادثهای شد برای من. یکی از دوستانم من را دید، داشتم با هدفون آهنگ گوش میکردم، در فاز بودم؛ برگشت به من گفت خلبان شدهای! من آن لحظه متوجه منظورش نشدم ولی وقتی که تخریبم زیاد شد تازه متوجه منظورش شدم که منظور از خلبان، حالتی بود که من آن روزها داشتم و اطرافیان میدیدند و بعضیها به روی من میآوردند.
زمانی که مصرفکننده شیشه شدم، روزهای اول پایپ را میخریدم و بعد از مصرف میشکستمش و میانداختم دور که از وسایل مصرف شیشه چیزی باقی نماند، کسی متوجه نشود من مصرفکننده شیشه هستم. بهواسطه این داستان من در منزل بابام که دوران مجردیام بود، پنجرههای اتاقم را و حتی خود اتاق را با رنگ مشکی پوشانده بودم که در روز هم اصطلاحاً بتوانم فاز بگیرم و متوجه تغییر روز و شب نشوم؛ یک محیط خیلی تاریک اصطلاحاً امن برای خودم درست کرده بودم که بتوانم مصرفم را راحت انجام بدهم. بعد از مدتی که تخریب بالاتر رفت دنبال پایپ نشکن بودم، حتی اگر زمین زدم نشکند.
برای درمان خیلی کارها کردم و چون درمانی برای آن وجود نداشت و من هم اطلاعی از موضوع نداشتم، فقط آنتیایکس را تغییر میدادم؛ به حساب خودم میگفتم تخریب الکل کمتر است و بهتر از شیشه است. دیدم چند سال است در الکل ماندهام، به همین واسطه تخریبها را میخواستم کم کنم، تغییرش میدادم. وقتی وارد کنگره شدم خاطرم هست ۴ سال بود مصرفکننده گل، حشیش و انواع و اقسام مواد مخدر محرک بودم؛ تنها چیزی که توانست من را از دنیای تاریک اعتیاد به زندگی برگرداند، روش دیاستی و راهنماییهای راهنما بود. صحبت آقای مهندس است؛ کسانی که مصرف شیشه یا محرکهای مختلف، ماشروم، کیمیکال، شیشه، گل به هر نحوی هر مادهای که محرک است و از درون باعث تخریب سیستم ایمنی بدن میشود و تخریبهای جبرانناپذیر ایجاد میکند- تنها راه درمان آن روش دیاستی و تنها جایی که این امکان را به آدم میدهد کنگره ۶۰ است. ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.
تایپ : مسافر حبیب لژیون ششم
عکس، ویرایش و ارسال: مرزبان خبری مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
180