English Version
This Site Is Available In English

بنده‌ی آنی که در بند آنی

بنده‌ی آنی که در بند آنی

سلام دوستان، حیدر هستم یک همسفر. 

خواستم چند مورد درباره اوضاع و احوال آن زمان، یعنی قبل از رهایی، برایتان بگویم. الان که این مطلب را می‌نویسم با اطمینان کامل می‌گویم که با دانشی که از کنگره یاد گرفته‌ام و شناختی که از روحیات یک فرد مصرف‌کننده شیشه پیدا کرده‌ام، اگر آن موقع بود هرگز با چنین فردی روبرو نمی‌شدم، چه برسد به اینکه بخواهم نصیحتش کنم یا سد راهش شوم. آنچه از آن روزها به یاد دارم، فقط ترس و وحشت و استرس در خانواده بود؛ چون وقتی شیشه مصرف می‌کرد، ظاهر وحشتناکی پیدا می‌کرد؛ چشمان قرمز، چهره برافروخته، حالت عصبی و بدون تعادل و تفکر. وقتی هم خمار می‌شد، کاملاً بی‌قرار و مضطرب بود و فقط به فکر به دست آوردن مواد بود. اگر می‌خواست از خانه بیرون برود، کسی جرأت نداشت جلوی او را بگیرد، تا حدی که اگر بچه‌اش هم جلویش بود، بی‌توجه از روی او رد می‌شد و می‌رفت. واقعاً وابسته بود، همان‌طور که یکی از بزرگان گفته‌اند: «بنده‌ی آنی که در بند آنی». یادم است یک شب که کسی در خانه‌شان نبود، یک هم‌مصرف آورده بود. به محض اینکه فهمیدم، دم در راهرو ایستادم و گفتم بفرمایید بیرون! هر دو با خشمی از کنارم رد شدند که آن شب واقعاً ترسیدم و بعد از آن دیگر خیلی احتیاط می‌کردم. خلاصه اگر امروز من هستم و این دلنوشته را می‌نویسم، به خاطر نجابت و اصالت مسافرم بوده، وگرنه من اصلاً خبر نداشتم که این مواد چه بلایی سر آدم می‌آورد. خدا را شکر که کنگره ۶۰ به وجود آمد تا این افراد درمان شوند و شادی دوباره به خانواده‌ها برگردد. به هر حال کسانی که مصرف‌کننده شیشه یا هروئین بوده‌اند و درمان شده‌اند، سند زنده‌ای هستند که نشان می‌دهد مواد مخدر، چه سنتی و چه صنعتی، در برابر روش DST تسلیم هستند و به درمان قطعی می‌رسند. چند کلمه هم از زبان مسافرم بگویم؛ ایشان در جشن تولد یک‌سالگی‌اش گفت که رهایی از مواد، اول به خواسته خود فرد بستگی دارد و دوم به پایداری در آن مسیر. او درمان را به مسیری تشبیه کرد که اولش یک سربالایی کوچک دارد؛ اگر فرد بتواند این سربالایی را که همان سازگاری است طی کند، بقیه مسیر برایش هموار می‌شود. در پایان، امیدوارم این متن امید را در دل خانواده‌ها زنده نگه دارد. توصیه من این است که ناامیدی را کنار بگذارید؛ به قول راهنمای عزیزم آقای کامران شریفیان: اگر در کوبیدن دری استمرار داشته باشی، بالاخره باز خواهد شد. از اینکه به دلنوشته من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

تنظیم و ارسال خبر: مسافر کرامت (مسئول سایت)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .