انسان وقتی وارد این دنیا میشود، همیشه در دو مسیر قرار دارد: مسیر کمک کردن و مسیر بیتفاوتی؛ اگر کسی به دیگران کمک نکند، سیستم هستی هم به او کمک نمیکند. درست مثل اینکه میگوید: تو که حاضر نیستی در خانه هیچ کس را بزنی و قدمی برداری، چطور انتظار داری من به تو کمک کنم؟ بعضی انسانها پول جمع میکنند؛ ولی اجازه خرج کردنش را ندارند، مثل کسی که سکته کرده، پول دارد؛ اما نمیتواند از آن استفاده کند. خیلیها پولهای زیادی در خارج از کشور دارند؛ ولی هیچکس جز خودشان رمز آن را نمیداند و بعد از مرگشان کشورهای دیگر از آن بهره میبرند. این همان حرکت حسابگرانه اما نادانانه است؛ اما حرکت عاقلانه چیست؟ این است که انسان از داشتههایش درست استفاده کند. اگر پول دارد، به جای اینکه انباشته کند، بخشی را صرف کار خیر کند یا به انسانها کمک کند؛ ولی این کمک کردن هم باید اصولی باشد. داشتن سرمایه مثل داشتن بذر است؛ باید بذر کاشته شود و از محصولش بخشش انجام گیرد. اگر کسی اصل بذر را که سرمایهٔ اصلی است ببخشد، اشتباه میکند؛ باید اول زندگیاش محکم باشد، بعد از ثمره و محصولش بخشش کند. حرکت عاقلانه یعنی کمک بهموقع که نتیجه میدهد، گاهی شخصی باور دارد که اگر امروز یک کمک کوچک کند، فردا همان کمک به شکلی بزرگتر به خودش بازمیگردد.
کائنات همینگونه کار میکند؛ اما کسی که فقط حسابگری میکند، هیچگاه به نتیجه نمیرسد؛ چون او برای حرکت، فقط منفعت را نگاه میکند، نه حقیقت را؛ هر عملی که انسان انجام میدهد مانند کمک، دلداری، برداشتن باری از دوش دیگران، صادق بودن، رنج کسی را کم کردن و... این عملها هستند که انسان را جلو میبرند.گاهی ما فکر میکنیم از ذهن خودمان است؛ اما حقیقت این است که اینها الهاماتی از نیروهای بالاتر هستند: فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقواها.وقتی کار درست میکنی، نیروی مثبت تو را هدایت میکند. وقتی ظلم میکنی یا زخم میزنی، همان نیروهای منفی تو را پایین میکشند. عمل صالح موتور محرک انسان است، انسان ممکن است تمام عبادات را انجام دهد؛ اما اگر عمل صالح و عمل درست نداشته باشد، حرکتی هم در زندگی اتفاق نمیافتد.
در کلام خدا آمده:
وتَواصَوا بِالحَقّ وتَواصَوا بِالصَّبر.
یعنی عمل است که جلو میبرد، نه شعار.
گاهی ما فقط حرف بزرگان را تکرار میکنیم: مولانا گفته، سعدی گفته، فردوسی گفته...؛ اما سؤال این است: تو چه میگویی؟ تو چه عملی انجام دادهای؟ اگر فقط سخن دیگران را میگویی، مثل کسی هستی که بر اسب دیگران سوار شده؛ اما خودش پیاده است. عمل توست که راه را روشن میکند؛ مثل چراغی در تاریکی. انسان باید بداند اولویت چیست، وقتی انسان عمل صالح انجام دهد، میفهمد که:
– به کجا باید برود؟
– چه چیزهایی مهمتر است؟
– کدام کارها را باید اول انجام دهد؟
اینها همه با حرکت درست روشن میشود. در زندگی غافلهای در جریان است، انسان چیزی که باقی میگذارد، بیداری است. خداوند نیز به کسانی مقام و جایگاه میدهد که ظرفیتش را دارند. او میداند چه کسی چگونه عمل خواهد کرد، پس شما که در مسیر عشق و آموزش هستید؛ باید بدانید چگونه عمل کنید. سیستم چگونه انتخاب میکند؟ در سیستم هستی، و همینطور در کنگره، افراد بر اساس عمل انتخاب میشوند. کسی که تفکرش درست باشد، حرکتش درست باشد، درک داشته باشد، آنوقت میشود مسئولیت بر عهدهاش گذاشت. راهنما وقتی شاگردش را به کارهای خوب راهنمایی میکند، یعنی او را وارد مسیر سالم کرده است؛ همان مسیری که رشد ایجاد میکند. حرکت باید ادامهدار باشد، انسان با حرکت ادامهدار به نتیجه میرسد؛ مثل دانشجویی که واحدها را پاس میکند و به لیسانس و فوقلیسانس میرسد. اگر حرکت نیمهکاره رها شود، هیچ نتیجهای به دست نمیآید. در متد DST هم همین است:
حرکت میکنی، ادامه میدهی، به اعجاب میرسی و نتیجه را میبینی. در کاهش وزن، ورزش، کنار گذاشتن مواد، درس، شغل، زندگی… هرکاری نیاز به حرکت و ادامه دارد. این دو که با هم باشند، نتیجه میآید. اعجاب هم یعنی رسیدن به نقطهای که میگویی: دیدی شد؟ دیدی نتیجه گرفت؟ این لحظه مثل یک جرقه است؛ اما پایان کار نیست، چون بعدش دوباره شروعی تازه آغاز میشود.
منبع: سی دی نقاش
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سوسن (لژیون پنجم)
رابط خبری: راهنمای تازه واردین همسفر منیژه
ویرایش: همسفر سما رهجوی راهنما همسفر ژیلا (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر ژیلا (لژیون اول)دبیر اول سایت
نمایندگی همسفران صفادشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
54