جلسه چهارم از دوره بیست و پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی زاگرس، با استادی مرزبان مسافر ذبیحالله، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر علی، با دستور جلسه: تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST روز یکشنبه 21 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که به من اجازه داد یک بار دیگر در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه این هفته در مورد شیشه، تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST است. همانطور که میدانید، شیشه یا همان کریستال یا متآمفتامین، یکی از خطرناکترین و مخربترین مواد مخدر در جهان است که تأثیرات ویرانگری بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی فرد میگذارد. شیشه یک محرک بسیار قوی است که در مغز و سیستم عصبی تخریبهای فراوانی ایجاد میکند و موجب بروز توهمهای شدید میشود و شخص مصرفکننده دچار بدبینی شدید نسبت به اطرافیان شده و احساس میکند که همواره تحت نظر است. مصرف شیشه میتواند کاهش اشتها برای چندین روز، افزایش تعداد تنفس، افزایش فعالیتهای فیزیکی، افزایش دمای بدن، تحریکپذیری، بیخوابی، گیجی، اضطراب، بدبینی و خشونت را به همراه داشته باشد.

اگر بخواهم تجربه خودم را بگویم، من قبل از اینکه شیشه مصرف کنم، تریاک مصرف میکردم و حدود پنج، شش سال تریاک میکشیدم و تریاک را بهصورت سقوط آزاد تقریباً سه سال ترک کرده بودم و من در این سه سال، هشت سال خمار بودم و واقعاً حالم خوب نبود و تمام این عکسالعملهای پنهانی که در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر، آقای مهندس میگفتند، مانند بیخوابی، حالِ خراب، استرس همه اینها را داشتم. یکی از رفیقهایم که تازه از زندان آزاد شده بود و میگفت: «موادی آوردهام که نه مورفین دارد، نه اعتیادآور است» من هم به خاطر اینکه جهانبینی نداشتم، دو سه بار مصرف کردم. دفعه اول ترسیده بودم، اما از همانجا استارتش زده شد. حدود چهار، پنج سال بهصورت تفننی مصرف میکردم، ولی بعد از چهار، پنج سال، مصرفم روزانه شد؛ روزی شاید یک بار، دو بار میکشیدم.
خدا را شکر پیام کنگره به من رسید. قبل از اینکه به کنگره بیایم، دو سه بار اقدام به ترک کردم، پیش روانشناس رفتم، اما جواب نگرفتم، چون صورتمسئله اعتیاد را نفهمیده بودند. به کنگره آمدم و راهنما انتخاب کردم. راهنما گفت باید دارو بخوری و سیدی بنویسی. من هم حقیقتش با خودم میگفتم: من نه دارو میخورم، نه سیدی مینویسم. اگر میخواستم سیدی بنویسم، همان موقع به مدرسه میرفتم ولی کمکم به کنگره ایمان آوردم. حدود دو ماه، حالم خیلی خراب بود تا اینکه به دارو و سیدی نوشتن عادت کردم و حالم روزبهروز بهتر میشد. با روش DST و داروی OT، حال من خیلی خوب شد؛ طوری که دیگر حتی خوابش را هم نمیبینم. از این روز به بعد، هر مادهای، از الآن تا هزار سال دیگر هم که بیاید، با متد DST و درمان و روش DST، با داروی OT درمان میشود. فقط کافی است که به حرف راهنمایتان گوش بدهید و ایمان بیاورید.
تایپ و عکس: مسافر عباس لژیون 6
بارگزاری: مسافر محمد لژیون 8
گروه سایت مسافران کنگره 60 نمایندگی زاگرس
- تعداد بازدید از این مطلب :
24