English Version
This Site Is Available In English

مخدرهای نوظهور خطری پنهان برای نسل جوان

مخدرهای نوظهور خطری پنهان برای نسل جوان

چهاردهمین جلسه از دوره دوم کارگاه‌های آموزشی‌خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اندیشه به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر آذر و دبیری همسفر ستاره با دستور جلسه: «تخریب‌های شیشه و مخدرهای  درمان آن با متدDST» روز سه‌شنبه 23تیرماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کارکرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

از خداوند سپاسگزارم که این جایگاه را برای من در نظر گرفت. خیلی خوشحالم که امروز اینجا نشسته‌ام و این توفیق نصیب من شده است.
بحث امروز ما درباره «مخدر شیشه و مخدرهای جدید» است.
همان‌طور که می‌دانید، شیشه تخریب بسیار زیادی دارد و روان، رفتار، دندان، پوست، خانواده، شغل و به‌طور کلی تمام ابعاد زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. خدا را شکر که در کنگره۶۰ درمان شیشه محقق شده است و تعداد نامحدودی از مسافران توانسته‌اند با روش DST درمان شوند؛ بنابراین درمان شیشه دیگر یک امر غیرممکن نیست.

قبلاً وقتی نام شیشه به میان می‌آمد، ناخودآگاه همه می‌ترسیدیم. مثلاً می‌گفتند فلانی شیشه مصرف می‌کند یا افرادی را می‌دیدیم که بر اثر مصرف آن دچار صدمات جبران‌ناپذیر شده بودند. حتی خانواده‌ای را می‌شناختیم که پدر خانواده، همسر و فرزندانش را حیوان تصور کرده بود و آن‌ها را به قتل رسانده بود. خدا را شکر که شیشه با روش DST در کنگره۶۰ درمان شد.
شیشه کاری می‌کرد که افراد حتی به همسر و فرزندان خود نیز اعتماد نداشته باشند. گاهی آن‌ها را در خانه حبس می‌کردند و حاضر نبودند خواهر یا برادرشان را برای مراقبت کنار فرد مصرف‌کننده بگذارند، زیرا می‌دانستند احتمال حمله یا تعرض وجود دارد.


بحث بعدی ما درباره مخدرهای جدید است.
امروزه بسیاری از این مواد در قالب دارو عرضه می‌شوند. ما به داروخانه می‌رویم و گاهی حتی بدون نسخه یا بدون تجویز پزشک، برخی داروها را دریافت می‌کنیم. فردی که سال‌ها از این داروها استفاده می‌کند، خودش را مصرف‌کننده یا معتاد نمی‌داند، چون تصور می‌کند دارو مصرف می‌کند. مثلاً هشت یا نه سال است که با آن دارو می‌خوابد، زندگی می‌کند و مشکلاتش را حل می‌کند.
شاید تنها تفاوت شیشه با این داروها این باشد که همه می‌دانند شیشه یک ماده مخدر است و اگر فرد تحت فشار قرار بگیرد، ممکن است به فکر درمان بیفتد. اما کسی که دارو مصرف می‌کند، می‌گوید: «این را دکتر برایم تجویز کرده، پس مواد مخدر نیست؛ چرا باید آن را قطع کنم؟» در حالی که تخریب برخی از این داروها حتی بیشتر است و باعث می‌شود مواد شبه‌افیونی طبیعی بدن به‌درستی ترشح نشوند.
برای مثال، ممکن است اتفاق بسیار خوبی برای فرد بیفتد، اما نداند چگونه خوشحالی خود را ابراز کند. لبخند می‌زند، اما خوشحالی از ته دل نیست و ذهنش جای دیگری است.
مواد جدیدی که وارد بازار شده‌اند، مانند کیمیکال، کپتاگون و... توسط افراد مختلف و با ترکیبات شیمیایی متفاوت ساخته می‌شوند. ممکن است یک ترکیب برای فردی مشکلی ایجاد نکند، اما همان شخص اگر از ترکیب دیگری استفاده کند، دچار ایست قلبی یا تنفسی، تهوع شدید، سرگیجه، بیهوشی، کما یا حتی مرگ شود.


امروزه مواد مخدر را با بسته‌بندی‌های بسیار جذاب و فریبنده عرضه می‌کنند؛ به شکل آدامس، خوشبوکننده دهان، پاستیل، شکلات و موارد مشابه، تا به‌راحتی نوجوانان و جوانان را فریب دهند.
یکی از بستگان ما که حدود بیست سال داشت، با تعارف دوستانش برای اولین بار از یکی از این مواد استفاده کرد. سه روز در حالت جنون بود، به‌طوری‌که پدر و مادرش را نمی‌شناخت، موسیقی پخش می‌کرد، می‌رقصید و رفتارهای کاملاً غیرطبیعی از خود نشان می‌داد. خانواده ناچار شدند او را در اتاقی نگه دارند تا از آن وضعیت خارج شود.
گاهی همه این اتفاق‌ها از روی کنجکاوی آغاز می‌شود. جوان‌ها می‌خواهند بدانند مواد چه اثری دارد و چه حسی ایجاد می‌کند. بعضی‌ها می‌گویند: «حالم بد است، یک‌بار امتحان می‌کنم شاید بهتر شوم.» یا تصور می‌کنند چون اراده قوی دارند، با یک بار مصرف معتاد نخواهند شد.


برخی نیز فکر می‌کنند موادی مانند گل چون گیاهی هستند، ضرری ندارند؛ در حالی که همین مواد هم می‌توانند انسان را تا مرز جنون پیش ببرند. نام آن‌ها گیاهی است، اما بی‌ضرر نیستند و می‌توانند اعتیادآور و بسیار آسیب‌زا باشند.
همه این مسائل به این برمی‌گردد که ما قدرت «نه گفتن» را یاد نگرفته‌ایم. یا آموزش درستی ندیده‌ایم، یا آموزش‌های نادرستی دریافت کرده‌ایم و نتوانسته‌ایم در برابر پیشنهاد دیگران مقاومت کنیم.
ممکن است فرد با یک بار مصرف احساس خوبی پیدا کند و بخواهد از مشکلاتش فرار کند. همین احساس باعث می‌شود دوباره و دوباره به سمت مواد برود.
به نظر من، ریشه بسیاری از این مسائل از خانواده آغاز می‌شود. باید بنیان خانواده را قوی کنیم. به‌ویژه کسانی که فرزند نوجوان یا جوان دارند، باید با آن‌ها دوست و هم‌صحبت باشند تا فرزندان بتوانند مشکلاتشان را بدون ترس با خانواده در میان بگذارند. اگر نتوانند با ما صحبت کنند، افراد دیگری را به‌عنوان دوست انتخاب می‌کنند؛ کسانی که شاید فقط نام دوست را یدک بکشند و بتوانند خیلی راحت آن‌ها را به بیراهه بکشانند.

من معتقدم اگر ما روی خودمان کار کنیم و آموزش ببینیم، فرزندانمان نیز ناخودآگاه مسیر درست را پیدا خواهند کرد.
خدا را شکر که امروز در کنگره۶۰ چنین مسیری فراهم شده است. وقتی جمعه‌ها به پارک می‌رویم، می‌بینیم خانواده‌ها فرزندانشان را همراه خود آورده‌اند. نوجوان‌ها در کنار مادرانشان به خدمت مشغول هستند، چای آماده می‌کنند و در فضای کنگره حضور دارند.
من معتقدم آینده این بچه‌ها بسیار روشن است، زیرا چشمشان باز شده و تخریب اعتیاد را در پدر، برادر یا یکی از اعضای خانواده خود دیده‌اند.
شاید امروز سر و صدای بچه‌ها گاهی باعث شلوغی شود، اما همین حضور و همین آموزش‌ها در ضمیر ناخودآگاهشان ثبت می‌شود و می‌تواند آن‌ها را از مسیر اعتیاد دور نگه دارد.
ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.

برگزاری آزمون فاینال

با آرزوی موفقیت برای همه‌ شما عزیزان

مرزبانان کشیک: مسافر میلاد همسفر راضیه
تایپ: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فرشته(لژیون سوم)
عکس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم( مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی اندیشه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .