
جلسه پنجم از دور شانزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا نمایندگی امام قلی خان با استادی راهنمای محترم مسافر مرتضی، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مهدی با دستورجلسه اول "تخریب های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST " و دستور جلسه دوم " تولد یکمین سال رهایی مسافر رحمت الله" در روز سه شنبه 23 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت: ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مرتضی هستم یک مسافر
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر اجازه داد در بین اعضای جمعیت کنگره 60 شعبه امام قلی خان حضور پیدا کنم و بتوانم از آموزش های کنگره بهره کافی را ببرم. دستور جلسه اول "تخریب های شیشه و مخدرهای جدید و راه درمان آن با متد DST" است. پیش از انقلاب می گفتند بچه مردم شیره ای شده و دیگر بدرد نمی خورد و ... . پس از انقلاب هروئین آمد و هروئینی ها آبروی شیره ای و تریاکی ها را خریدند و مردم گفتند کاش تریاک می کشیدند و اکنون هروئین آمده است و وقتی می کشند فلان می شوند. مدتی گذشت و شیشه آمد و آبروی همه مخدرها را خرید. دیگر گفته می شد که کاش جوان ها همه چیز بکشند ولی دیگر شیشه مصرف نکنند و از این از وخامت این ماده مخرب است.
دهه هشتاد بود حدودا که من تازه رها شده بودم و شیشه هنوز هم خیلی باب نشده بود اما آقای مهندس در شروع کار هشدار دادند که سونامی شیشه در راه است و چند سال بعد دیدیم که کار به جایی رسید که جامعه دچار وحشت فراگیر از مصرف شیشه در خانواده شد. جان خانواده ها و بچه ها در خطر بود؛ بیشتر هم به سبب توهمات شیشه و کارهایی که به آن دست می زدند و بعد که هشیار می شدند متوجه کشتن فرزند و پدر و عزیزان می گشتند. آن چه پایه و اساس می باشد آن است که اهریمن از طریق داروهایی که برای درمان بیماری ها کشف می گردد استفاده کند برای نابودی بشر. شیشه از خانواده آمفتامین است که ابتدا برای درمان و بعد برای کاربرد جنگی آمده بود در سیبری و جنگ آلمان با شوروی و بعد اتفاق بعدی افتاد که مردم عادی تبدیل به مصرف کنندگان آن شدند. بعد ها آشپزخانه هایی راه اندازی شد که به سبب گران بودن شیشه چیزی به دست جوانان می داد که نه شیشه بود و نه آمفتامین بلکه با چیزهایی درست می شود که بسیار وحشتناک است.
آن چه برای من حائز اهمیت گشت آن است که شیشه با این همه وحشت که دنیا از مهار آن مستاصل شده بود توسط کنگره 60 با پرچمی بالا و استوار درمان شد که البته اتفاقی بس عجیب بود. سازمان مبازره با اعتیاد آمریکا با آن حجم از تحقیقات و نتایج در مورد شیشه اعلام درماندگی کرده بود. خدا حفظ کند آقای مهندس را که روزی با تشکیل تیم راگبی کنگره 60 که قریب به اتفاق اعضا شیشه ای بودند در محافل بین المللی خویش را معرفی کرد آن هم با این ادعا که: این هم شیشه ای که شما می گفتید درمان نمی شود! بازیکنان تیم ما شیشه ای های درمان شده هستند و در انبار شیشه حاضرند بدون این که برایشان اهمیتی داشته باشد می توانند نگهبانی دهند! این همان روش معجزه انگیز DST که ما در کنگره 60 شاکر آن هستیم که در دسترس ما قرار گرفته است. از هر طرف آقای مهندس هوای ما را دارند هر چند که شاید بر وفق مراد نباشد اما به نفع ماست و به صلاح سلامت ماست. درمان اعتیاد، سیگار، اضافه وزن و ... با روش DST.
عده ای مصرف کننده تا قبل از آن که به کنگره بیایند باور به روش و نتایج آن در کنگره ندارند و در مقابل درمان می ایستادند اما اغلب آمدند و اکنون متوجه شده اند که چه نعمتی است کنگره 60. حتی به سبب اضافه وزن آقای مهندس از ادامه خدمت ممانعت می کنند که در ادامه حتما موجب راحتی خودمان می گردد. در ارتباط با شیشه می توان در یک کلام گفت که: دنیا از دست شیشه در امان شد توسط روش DST و محبت آقای مهندس. هنوز عده ای درگیر شیشه هستند و ما داریم رهجویانی که با تخریب خیلی زیاد شیشه وارد کنگره 60 شدند و امروزه با زندگی های خوبی که دارند به الگو برای بقیه تبدیل شده اند.
دستور جلسه دوم "تولد یکمین سال رهایی مسافر رحمت الله" است. وقتی رحمت الله خواست وارد لژیون من شود به او گوشزد کردم که من سخت گیرم و اگر یک هفته سی دی نیاوردی بایستی لژیون خویش را عوض کنی چرا که متوجه شدم نمی تواند بنویسد. او خواسته محکمی داشت برای رهایی و رفیق باز نبود اما بی سوادی او سنگی در جلوی پایش بود. هر هفته به دنبال بهانه گرفتن بودم از ایشان اما بلا استثنا هر هفته با سی دی آمد. 40 سی دی را نوشت و بردیم تهران و تست دست خط از ایشان گرفتند اما منطبق نبود! اما رحمت الله تاکید داشت که خودم نوشته ام و با وساطت من ممتحن پذیرفت. بعد رهایی در خودرو که نشستیم به من گفت: من این سی دی ها را از روی صدا ننوشتم و سواد آن را نداشتم بلکه برنامه ای پیدا کردم که صدا را به نوشتار تبدیل می کند و من از روی نوشتار می نویسم. همه را خودم نوشتم ولی از روی آن به نحوی نقاشی کرده ام! گاهی 4 تا 5 روز زمان می برد تا یک سی دی را بنویسم. خدارو شکر درمان ایکس و بعد سیگار انجام داد و عضو لژیون سردار هم هست. انشالله برای پرداخت بهای رهایی هایش خدمتگزار در کنگره شود.
تولد یکمین سال رهایی را به ایشان، خانواده محترمشان، اعضای شعبه امام قلی خان و آقای مهندس تبریک عرض میکنم.


پیام تولد:
رحمت الله عزیز؛
در این که شما به خط پایان این مسابقه رسیده اید، ایرادی نیست؛ اما شما با دو چیز کار دارید: ابتدا ساختن خود و سپس اسبان خود که باید سوار و سوارکار هر دو میزان باشند. یکمین سال رهائیتان مبارک.
خواسته رحمت الله:
من هم از خدا می خواهم که همه سفر اولی ها رها شوند.

سخنان رحمت الله:
سلام دوستان رحمت الله هستم یک مسافر
اول از خداوند شاکر و سپاسگزارم و بعد از آقای مهندس و خانواده ایشان و ایجنت و راهنمایان زحمت کش شعبه و همه خدمتگزاران شعبه ممنونم. سپاس ویژه از آقای مرتضی احمدی راهنمای عزیز و خوبم بابت تمام زحمات ایشان برای من و بقیه رهجویان.





تایپیست: مسافرعلیرضا لژیون ۱۸
عکاس: مسافر علیرضا لژیون ۱۸
ویراست و ارسال: مسافر علیرضا لژیون ۱۸
- تعداد بازدید از این مطلب :
103