English Version
This Site Is Available In English

از ترس از مواد صنعتی تا امید به درمان

از ترس از مواد صنعتی تا امید به درمان

مشارکت تعدادی از اعضای لژیون هفدهم نمایندگی‌شفا در باب دستور جلسه‌هفته

" تخریب شیشه و درمان با روش DST"

مسافر علی‌اکبر:

من می‌خواستم تجربه‌ام را درباره مواد صنعتی و به‌ویژه شیشه با شما به اشتراک بگذارم. در طول ۱۶ سال دوران تخریبی‌ام، همیشه نسبت به مواد صنعتی ترس شدیدی داشتم، اما با این حال، چند بار هم تحت تأثیر کنجکاوی یا وسوسه، آن‌ها را امتحان کردم. بسیار خوشحالم که خدا اجازه نداد از آن تجربه لذتی ببرم؛ چرا که مصرف شیشه برای من تجربه‌ای وحشتناک بود. ۴۸ ساعت بی‌خوابی و اضطرابی که تجربه کردم، بسیار سنگین بود. همان‌طور که ما معتادها می‌گوییم، «دود اول» به مزاج من خوش نیامد و این بزرگترین سرمایه من بود.

من در محیطی بزرگ شدم که شاهد فروپاشی زندگی‌ها بر اثر مصرف شیشه بودم؛ افرادی که همسر و فرزندان خود را به خاطر این ماده از دست دادند. اگرچه مواد مصرفیِ دیگر من، زندگی‌ام را از من گرفت، اما خوشبختانه با مصرف شیشه مواجه نشد و از آن فاجعه جان سالم به در بردم.‌نقطه عطف تغییر من در کنگره رقم خورد.

روز اول ورود به کنگره، با تازه‌واردی آشنا شدم که از مصرف‌کنندگان شیشه بود. او در ابتدا نسبت به اثربخشی روش DST شک داشت، اما همین شک و کنجکاوی در من، جرقه‌ای برای امید شد. می‌خواستم بدانم آیا واقعاً شربت اوتی می‌تواند بر مواد صنعتی غلبه کند؟ امروز با خوشحالی می‌گویم که او همچنان در مسیر رهایی است و با رضایت کامل از نتایج درمان خود صحبت می‌کند. این مشاهده، باور من را به درمان تقویت کرد.

مسافر علی‌اصغر:

در مورد مصرف شیشه و درمان به روش DST، با توجه به اینکه خودم مصرف‌کننده بودم، عرض می‌کنم که شاهد افرادی بودم که تمام بدنشان دچار زخم شده بود؛ یا کسانی که دچار بدبینی شدید نسبت به همسر و فرزندان خود بودند. همان‌طور که دوستان گفتند، خیلی‌ها مدام فکر می‌کردند که پلیس یا افراد ناشناس دنبال آن‌ها هستند.

البته من شخصاً این عوارض را نداشتم؛ چون معتقدم تخریب‌ها در افراد مختلف متفاوت است. اما وجه مشترک همه آن‌ها سه مورد است: اول بی‌خوابی شدید به دلیل مصرف زیاد، دوم تغذیه بسیار نامناسب و سوم کاهش شدید اعتمادبه‌نفس. در مورد درمان، همان‌طور که جناب مهندس می‌فرمایند، ابتدا باید «درد» را شناخت تا درمان صورت بگیرد. خیلی از عزیزان را در کنگره دیدم که موفق بودند؛ صادقانه بگویم که خودِ من بارها لغزش داشتم و می‌دانم ایراد کارم کجاست.

هنوز نتوانسته‌ام آن گره درونی را باز کنم، اما تمام فکرم برای رفع آن است؛ چون تا حدودی با جهان‌بینی آشنا شده‌ام و فکر می‌کنم در حال شناختن خودم هستم. زیاده‌گویی نمی‌کنم و آرزوی سلامتی برای همه عزیزان دارم.

مسافر محمدرضا:

برادر خودم مصرف‌کننده شیشه بود. یک‌بار به خانه مجردی‌اش رفتم و دیدم تمام شیشه‌ها و در و پنجره‌ها را با چند لایه روزنامه پوشانده و چسب زده است تا نوری وارد نشود و کسی از بیرون آن‌ها را نبیند؛ جالب اینجا بود که روبروی خانه‌شان زمین خالی بود و اصلاً دید نداشت!

چند روز بعد فهمیدم که او با دختری که شیشه مصرف می‌کرده، در حال مصرف هستند. کارشان به جایی رسید که از ترسِ خیالیِ مأموران، ۲۴ ساعته از خانه بیرون نمی‌آمدند. چون سر کار نمی‌رفت، پولی نداشت و مدام مادرم را تهدید می‌کرد که اگر پول ندهی خانه را آتش می‌زنم.

در نهایت مجبور شدیم او را به کمپ اجباری بفرستیم. نکته اینجاست که ما نزدیک به ۱۰ سال او را از نظر مالی ساپورت کردیم، اما نه‌تنها بهتر نشد بلکه هر روز بدتر شد تا جایی که خسته شدیم و تردش کردیم. حتی خودم با زبان بی‌زبانی او را از خانه‌ام بیرون کردم و بلیطی یک‌طرفه برایش گرفتم که برود. سه سال در عراق بود و حالا که برگشته، وضعیتش خیلی بهتر شده است.

مسافر احمد:

 من دو برادر دارم که مصرف‌کننده شیشه و کریستال هستند. یک‌شب که به کارگاه برادرم رفتم، دیدم در خواب مدام و با صدای بلند صحبت می‌کند؛ گاهی دعوا می‌کرد و بلافاصله آهنگ می‌خواند. حالتش بسیار ترسناک بود و خرناس‌های عجیبی می‌کشید. در بیداری هم مدام در حال بدگویی است. برادر دیگرم وقتی شیشه مصرف می‌کند، ساعت‌ها با ناخن‌گیر و موچین به جان کف پا و شکمش می‌افتد؛ مدام فکر می‌کند چیزی زیر پوستش است و باید آن را خارج کند. نمی‌دانم چه چیزی در ذهنش می‌گذرد.

مسافر کوروش:

مصرف شیشه در ابتدا لذت بسیار زیادی دارد و فرد فکر می‌کند همه‌چیز تحت کنترل اوست؛ احساس می‌کند از پس هر کاری برمی‌آید و خودش را مثل یک خدا می‌بیند. اما این روند نهایتاً تا یک سال ادامه دارد. بعد از آن، مصرف فقط تبدیل به یک عادت برای زنده ماندن می‌شود و توهمات شروع می‌شود.

برای رسیدن به آن حس نعشگیِ اولیه، روزبه‌روز باید مصرف را بالاتر ببرند و ۲۴ ساعت در حال مصرف باشند که همین باعث تشدید توهمات می‌شود. اکثر افراد بر این باورند که شیشه با تریاک درمان نمی‌شود، اما کنگره ثابت کرده که تمام مواد، چه مخدر و چه محرک، با اپیوم و روش DST قابل درمان هستند.

مسافر جواد:

 من معتقدم مصرف شیشه با مورفین ۱۰۰ درصد در تضاد است و اثرات یکدیگر را خنثی می‌کنند؛ اما من شیشه مصرف می‌کردم که بخوابم و کراک مصرف می‌کردم که بیدار بمانم! همیشه در حال ترکیب این دو بودم.

خدا را شکر می‌کنم که شیشه به زندگی‌ام وارد شد؛ شاید عجیب باشد، اما باعث شد مسیری را که قرار بود ۱۰۰ سال طول بکشد تا به ته خط برسم، در یک سال طی کنم. تجربه من این است که تا زمانی که شیشه را به تنهایی مصرف می‌کردم، توهم نداشتم؛ اما وقتی با قرص ترکیب می‌شد، دچار توهم می‌شدم. مثلاً یک‌بار از عصر تا فردا ظهر، مشغول جمع کردن خرده‌نمک‌های روی موکت بودم و فکر می‌کردم شیشه هستند! در حالی که مقدارشان در حد ریختنِ چند دانه از نمک‌دان بود. عقل سلیم حکم می‌کرد که شیشه کجا و خرده‌نمک کجا، ولی در آن وضعیت اصلاً متوجه نبودم.

مسافر حجت‌اله:

فرصت را برای بیان تجربه‌ای از مشاهده رفتارهای مصرف‌کنندگان مواد مخدر غنیمت می‌شمارم. اگرچه من شخصاً تجربه مصرف شیشه را ندارم، اما چند سال پیش با فردی همکار بودم که مصرف‌کننده این ماده بود.

او در ابتدا ادعا می‌کرد که متادون مصرف می‌کند، اما در جریان یک سفر کاری به منطقه بابل، مشخص شد که مصرف‌کننده شیشه است.در طول مدتی که با هم هم‌خانه بودیم، متوجه رفتارهای غیرطبیعی او شدم. او در هنگام استفاده از سرویس بهداشتی زمان بسیار طولانی را سپری می‌کرد و هنگام خروج، دچار تکان‌های عصبی و حرکات غیرارادی بود.

یکی از عوارض شدید او، عدم کنترل ادرار بود؛ به طوری که اگر با تأخیر به دستشویی می‌رسید، دچار بی‌اختیاری می‌شد. این وضعیت به قدری شدت داشت که در برخی موارد، فرد قادر به کنترل دفع خود نبود و دچار آسیب‌های جسمی یا رفتارهای غیرارادی می‌شد. این مشاهدات نشان‌دهنده شدت تأثیرات مخرب شیشه بر سیستم عصبی و کنترل بدن است.

مرزبان خبری: مسافر احمد

ارسال: مسافر محمدرضا ل۷

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .