جلسه هشتم از دوره سیزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی چرمهین، با استادی مسافر راهنما محمد جواد ، نگهبانی مسافر افشین و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن در کنگره ۶۰» سه شنبه ۲۳تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود .
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، محمدجواد هستم، یک مسافر. دستور جلسه این هفته «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن در کنگره ۶۰» میباشد. اگر مدتی در کنگره سفر کرده باشیم، میبینیم که کنگره با دستور جلساتی که دارد، آگاهیهای زیادی را در اختیار ما قرار میدهد. شخصی که وارد کنگره میشود، برایش شیشه یک ماده ناشناخته نیست و اعتیاد را مرموز، کشنده و لاعلاج محسوب نمیکند. به همین دلیل، راهنمای محترم، آقا خداداد، این فرصت را در اختیار بنده قرار دادند تا بگویم که در کنگره، مصرف شیشهام را درمان کردهام و اکنون ۱۲ سال است که به رهایی رسیدهام. زمانی که وارد کنگره شدم، با ناباوری کامل وارد شدم و اصلاً امیدی به درمان نداشتم. فقط به این دلیل آمدم که عذاب وجدان نداشته باشم؛ همه راهها را برای ترک کردن رفته بودم و گفتم این راه را هم امتحان میکنم. قبل از آن، هر شب کارم این شده بود که برای اعضای خانوادهام وصیت بنویسم؛ چون به هر دری زده بودم و راهی برایم باز نشده بود. حتی روش ماتریکس را هم تجربه کرده بودم و قرصهای اعصاب و روان مصرف میکردم که تجویز میکردند، اما میدانستم این راه هم فقط از چاله به چاه افتادن است. با همین ناباوری وارد کنگره شدم. وقتی کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» را میخواندم، با خودم میگفتم مهندس دژاکام مصرفش تریاک و شیره بوده؛ اگر من هم تریاک و شیره مصرف میکردم، خودم همه راههای ترک را بلد بودم! اما بهتدریج، در حالی که سفر اولم سه سال طول کشید و همسفرانم یکییکی به درمان رسیدند و حتی جشن یکسالگی گرفتند و ایمان آوردند، من هم کمکم ایمان آوردم که واقعاً خبری هست. تخریب من آنقدر زیاد بود که یکبار چهارشنبه مواد مصرفیام را گرفتم و به حمام رفتم و این حمام رفتن تا شنبه طول کشید. فقط به خاطر یک کار مهم بانکی از حمام بیرون آمدم و دوباره به مصرف ادامه دادم. در یک چرخه باطل هروئین و شیشه گرفتار شده بودم. بعد از ورود به کنگره، به دنبال پاسخ سؤالاتم بودم؛ از جمله مشکلاتی که در مجاری ادراری داشتم و نمیتوانستم بهدرستی دفع ادرار داشته باشم. با گوش دادن به سیدیهای مهندس متوجه شدم که هر چیزی دارای صور آشکار و پنهان است و تخریب شیشه نیز از این قاعده مستثنا نیست. صور آشکار آن، جوشهای کبدی، ترک خوردن نوک انگشتان و شکستن دندانها بود؛ اما صور پنهان آن، مختل کردن عملکرد چاکراها و از بین بردن انرژی بدن بود، بهطوری که فرد کاملاً بیحال و بیرمق میشد. حال تصور کنید فردی که پروتئینهای بدنش از بین رفته باشد، چه چیزی از او باقی میماند. علت توهمها هم این بود که با مصرف شیشه، میزان دوپامین تا ۱۱ برابر حالت عادی افزایش پیدا میکند و این مسئله باعث تغییر در طول موج و فرکانس فرد میشود و او را به انجام کارهایی سوق میدهد که جبرانناپذیر است. من سه سال مصرف شیشه داشتم و همین سه سال باعث شد روی ۱۷ سال مصرف تریاکم سرپوش گذاشته شود. با این حال، خدا همیشه یار و یاورم بود که توانستم زنده بمانم. در کل میخواهم بگویم هر مادهای که وارد شود، حتی همانطور که آقای امین گفتند، ممکن است یک فایل صوتی هم باشد که خاصیت مخدر داشته باشد، همگی با روش و متد DST قابل درمان هستند؛ البته به شرطی که شخص واقعاً تسلیم راه باشد، ایمان کامل داشته باشد، از صفر تا صد مطیع راهنما باشد و خدمت کند. مصرفکننده شیشه، حافظهاش بهشدت آسیب میبیند. خود من حتی آدرس خانهام را فراموش کرده بودم، اما با نوشتن سیدیها و حفظ کردن پیامها، حافظهام بهتدریج بازسازی شد. تمام این مخدرها ارتباط مستقیمی با روان انسان دارند و ممکن است فرد از نظر روانی فکر کند که دیگر قابل درمان نیست؛ اما من شخصاً در این سالها که در کنگره حضور دارم، هیچ قرصی مصرف نکردهام و همیشه شکرگزار این متد درمانی، مهندس و خانواده محترم ایشان بودهام و هستم.در پایان، پیامی که همیشه در ذهنم مانده و در کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» از استاد سردار آمده است:به شکوفههای فصل بهار با اطمینان بگویید که از سرمای ۶۰ درجه زیر صفر هم میرویند؛ و این مشروط بر اصولی است که ما را هدایت میکنند: عقل، ایمان و تکاملی که در پرتو آن ایجاد میشود. این اصول ما را از یک درخت پوسیده که پر از قارچها و موریانهها بود، به ستونی استوار تبدیل میکند تا در برابر درختان جوانی که روزی ما را هیچ میپنداشتند، پابرجا بمانیم.

مرزبان خبری: مسافر عبدالرضا
تایپ: مسافر حسین
ویرایش و ارسال: مسافر پوریا
- تعداد بازدید از این مطلب :
183