حس باعث میشود که مسیر آدمی تغییر کند؛ اما قبل از حس، خواست فرد زمینهساز نیاز و رسیدن به آن میباشد که مثلا اگر خواست، دشمنی باشد فرد دچار رنج میشود. مسیری که برای آن ترسیم شده است اول سایه بعد جاذبه بعد حس و درنهایت خواست فرد میباشد. برای اینکه مسیر درست شود باید جاذبه فرد دچار تغییر شود؛ یعنی اگر جاذبه درست شود همهچیز درست میشود. برای درست کردن جاذبه باید سایه فرد درست شود و برای درست شدن سایه بیوشیمی فرد باید متعادل شود. جذب ما بستگی به رفتار ما دارد و این ریشه در گذشته دارد؛ مثلا کسی که تنهایی را انتخاب میکند در جهان دیگر هم همینطور خواهدبود. حس یک گیرنده است و از یک نقطه شروع میشود. حس بد از ظلمت قدرت میگیرد و حس جان یا خوب از آفتاب قدرت میگیرد بههمینعلت هرکسی عین خودش و قوم خودش را طلب میکند و این بهواسطه حس است. در این سیدی یک مثلث تعریف شده است که شامل حس بیرون، حس درون و حس مشترک است. اطلاعات توسط این مثلث وارد میشود و توسط عقل تحلیل میشود که همین تحلیل فرق بین انسان و حیوان را پدید میآورد؛ چون انسان موقع تحلیل ۲مشاور بهنامهای جن و روح دارد که این دو با توجه به آگاهی و این که به کدام سمت سوق داده شده باشند، تحلیل میکنند و درنهایت اگر حس نباشد زندگی تعطیل است. ما بهوسیله احساس، با جهان پیرامون خود رابطه بر قرار میکنیم. مشکلاتی که برای انسان رخ میدهد ریشه در گذشته انسان دارد، مثل حکم زندانی که بر فراخور جرمی که مرتکب شدهایم ممکن است ۳سال یا ۳ماه زمان آن باشد که باید طی شود تا زمانیکه بع درک درستی از زندگی رسید و آرامش و آسایش را درک کرد و تجربهای از آن به دست آورد و در ادامه به کار گرفت. برای درست شدن امور و حسها باید حس تصفیه شود و برای این مهم نیاز به زمان است.
امیدوارم که با عمل خوب خود بندها را یکبهیک بگشاییم و بدانیم هر بند زمانی دارد که اگر درست حرکت کنیم و زمان طی بشود قطعا بند گشوده میشود، مانند بند اعتیاد که با سفر درست در زمان حداقل ۱۰ماه بهکل از زندگی افراد گشوده میشود و فرد میتواند به آرامش و آسایش بر گردد.
نویسنده: راهنما مسافر مرتضی
تایپ: همسفر حسین( لژیون سوم)
ویرایش متن: مسافر محمود(نگهبان سایت)
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
1095