English Version
This Site Is Available In English

شیشه و درمان آن با متد dst

شیشه و درمان آن با متد dst

پنجمین جلسه از دوره سی و دوم، سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی عطار نیشابوری، ویژه مسافران در روزهای سه‌شنبه با استادی : مسافر مرتضی و نگهبانی: مسافر مرتضی و دبیری: مسافر حسین با دستور جلسه((تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد dst))در تاریخ 23 تیرماه 1405 ساعت 17 آغاز به کارکرد.


خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مرتضی هستم، یک مسافر
خیلی خوشحالم که در جمع شما دوستان عزیزم. ابتدا تشکر می‌کنم از گروه مرزبانی، نگهبان و دبیر ارجمند که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم.
صحبت‌هایم را این‌گونه آغاز می‌کنم: یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌هایی که در کنگره شصت داریم، همین جایگاه خدمت است. من خودم آموخته‌ام که اگر جایگاه استادی با دستور جلسه‌ای خاص برایم تعیین‌شده باشد، قطعاً در آن دستور جلسه نقصی دارم که قرار است آموزش ببینم؛ چه در مشارکت‌ها، چه در صحبت‌ها.
اگر به دنبال شایستگی، جایگاه و شخصیت یابی هستیم تا دوباره این جایگاه را در خانواده بازسازی کنیم، باید به تجربه جایگاه نگهبانی روی بیاوریم؛ و اگر به دنبال نظم بخشیدن به زندگی‌مان هستیم، جایگاه مرزبانی مثال بسیار خوبی است. این پیشنهاد من به همه عزیزان است: جایگاه‌های خدمت را بسیار جدی بگیرید.
وقتی ابتدای جلسه وارد شعبه عطار شدم، یاد روزهای اول در نیمه آبان ماه ۱۴۰۳ افتادم؛ با کوهی از ناامیدی و حالی خراب. انتهای جلسه که ایستاده بودم، دقیقاً در همین وسط، جایی که شما نشسته‌اید، نشسته بودم. شور و حالی عجیب و وصف‌ناپذیری در شعبه بود؛ آب‌پاشی می‌کردند، می‌آمدند و می‌رفتند. من نمی‌دانستم مرزبان، نگهبان کیست؟ خدمتگزار کیست و دبیر چه می‌کند؟ اما موجی از انرژی عجیب‌وغریبی مرا گرفته بود. چند ثانیه همان انتهای سالن ایستادم و یاد آن روزهای قشنگ افتادم.
این، یک پیام دارد: همه ما در کنگره شصت تلاش می‌کنیم تا یک نفر به درمان برسد. واقعاً آن روزها فکر می‌کردم همه این بچه‌هایی که اینجا نشسته‌اند، منتظرند که من مسافر مرتضی بیایم روی این صندلی بنشینم و به درمان برسم که خوشبختانه محقق شد. این را به تازه‌واردان عزیز می‌گویم که صبر کنند تا به درمان قطعی برسند.
مصرف‌کننده شیشه یعنی عمق تاریکی. من از وجود خودم صحبت می‌کنم، چون این عمق تاریکی را دیده‌ام؛ به مرگ واقعی نزدیک شدم و تا حدی آن را لمس کردم. نمی‌دانم چه‌کار خوبی یا کجا انجام دادم، یا چه لیوان آبی به دست چه کسی دادم که مسیر کنگره شصت سر راهم قرار گرفت.
مصرف‌کننده شیشه، چاه عمیقی می‌کند ، ما مصرف‌کنندگان مواد مخدر، درواقع چاه‌کنان خوبی هستیم که در انتها خودمان هم ته این چاه می‌مانیم. درآمدن از این چاه سخت است، مگر به کمک یک کار بلد؛ و خدا را هزار مرتبه شکر برای وجود مهندس دژاکام و راهنمایان کنگره شصت که همان کار بلدان هستند. اما مصرف‌کننده شیشه، چاهی عمیق می‌کند که تمام اطرافیانش، همکارانش، خانواده‌اش، فرزندش، خواهر و برادرش، پدر و مادرش را نیز با خود به پایین می‌کشد.
واقعاً یک «دیوانه‌خانه سیار» است؛ تمام افراد اطرافت را جذب می‌کند و به پایین می‌کشد. ما مصرف‌کنندگان شیشه این روزهای تلخ و سخت را واقعاً دیده‌ایم. آقای مهندس می‌گوید: «وای به حال مصرف‌کننده شیشه‌ای که حالا ازدواج هم کرده باشد».
من مطلبی از سمت خودم می‌گویم؛ این‌ها را باور کنید. همسفرم،بعدها به من گفت: «شب‌ها که می‌خوابیدیم، من بچه را جلو در ورودی خانه می‌خواباندم؛ اگر خدایی نکرده تو چاقویی دستت گرفتی، دیوانه شدی یا لگدی به درودیوار زدی، من فقط بتوانم جان این بچه را نجات دهم.» خدا شاهد است، هنوز که هنوز است، یاد آن روزهای سخت می‌افتم و بغض می‌کنم..
من مصرف‌کننده تریاک و شیره هم بودم. شاید خیلی از عزیزان دیگر هم بعد از تریاک و شیره روی به شیشه می‌آورند؛ چون یک محرک است و شاید (نمی‌دانم دقیقاً به خاطر چیست) کسی مثل من پاسخگو نبود. در تصورات اشتباه ما این بود که شیشه اعتیاد ندارد، خماری ندارد، بو ندارد و خیلی راحت ترک می‌شود؛ برای همین به سمت آن رفتم. اما بعد در این چاه عمیق گیر کردم. بازهم خدا را شکر می‌کنم که توانستم به کنگره شصت بیایم.
الآن پسرم دو سه سال است که در مجموعه کنگره شصت است؛ بهترین دوست‌هایش همین‌جاست، همسفر شده و دارد خدمت می‌کند. خدا را هزاران مرتبه شکر، خانواده من الآن شده خانواده کنگره شصت.
یکی از دلایل مهم در درمان مصرف‌کنندگان شیشه و آمفتامین این است که صورت‌مسئله اعتیاد پیدا توسط جناب مهندس کشف شد..
خدا را شکر به خاطر کشف متد dst. این نوید را به همه بچه‌ها می‌دهم: کسانی که مصرف‌کننده شیشه هستند، هرقدر هم که سختی‌کشیده باشند، اینجا راه پیداشده و بسیار راحت درمان در شما شکل خواهد گرفت به شرطی که خواسته درمان داشته باشید.
ممنون که با سکوتتان به صحبت‌هایم گوش دادید.


عکاس و ضبط صدا: مسافر اشکان( لژیون دوم)
دیتا پروژکتور: مسافر مصطفی( لژیون دوازدهم)
تایپ و نگارش : مسافر علی (لژیون دوم)
انتشار: مسافر علی نگهبان سایت (لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .