English Version
This Site Is Available In English

از ناامیدی تا درمان؛ تجربه یک مسافر

از ناامیدی تا درمان؛ تجربه یک مسافر

لطفاً به رسم کنگره ۶۰ خودتان را معرفی کنید.

سلام دوستان، اصغر هستم؛ یک مسافر.
آنتی‌ایکس مصرفی تریاک و شیشه، مدت سفرم سیزده ماه، به راهنمایی آقای حسین دژاکام، با روش درمان DST و داروی OT انجام شد. رشته‌های ورزشی من شنا و والیبال است و نزدیک به شانزده سال است که آزاد و رها هستم.

نحوه آشنایی شما با کنگره ۶۰ به چه صورت اتفاق افتاد؟

ــ حدود هجده سال پیش، بعد از دوازده بار ترک ناموفق و ترک‌های پیاپی، دوستی داشتیم که یک روز به همان باغی که در آنجا مصرف می‌کردیم آمد و گفت: «جایی در ارغوانیه راه افتاده که می‌گویند با مصرف تریاک می‌توان درمان شد؛ اسمش هم کنگره ۶۰ است.»
اولین بار بود که نام کنگره ۶۰ به گوش من می‌خورد. من همان موقع این حرف را به تمسخر گرفتم و گفتم: «حتماً اینجا هم می‌خواهند کلاه‌برداری کنند.»
دوستم گفت: «اینجا درمان انجام می‌شود.»
خنده‌ام گرفت، چون اعتقاد داشتم اعتیاد اصلاً درمان ندارد. نهایتاً ممکن است کسی سه یا شش ماه ترک کند، اما درمانی وجود ندارد. حتی به او گفتم: «دیگر اگر پیش من آمدی، اسم ترک را نیاور؛ چون من دیگر اعتقاد ندارم که ما خوب بشویم.»
خلاصه، بعد از مدتی اتفاقی برایم افتاد که مجبور شدم دوباره به فکر ترک کردن بیفتم. همان موقع اسم کنگره ۶۰ به ذهنم آمد. با خودم گفتم: «همه روش‌ها را که امتحان کرده‌ام، اینجا هم می‌روم، یک تلاشی می‌کنم و می‌بینم چه می‌شود.»
وقتی وارد آنجا شدم، همان‌جا بود که با کنگره ۶۰ آشنا شدم.

لطفاً در مورد شیشه و تخریب‌های آن برایمان توضیح دهید.

ــ مدت زمان مصرف شیشه برای من خیلی کم بود؛ شاید پنج یا شش ماه. حدود دو یا سه ماه اول آن را به‌صورت تفننی مصرف می‌کردم و بعد از آن تقریباً هر روز، همراه با تریاک و شیره مصرف می‌کردم. شیشه را هیچ‌وقت به‌تنهایی مصرف نکردم.
اولین باری هم که شیشه مصرف کردم، هدفم این بود که دیگر شیره یا تریاک مصرف نکنم. یکی از دوستانم به من پیشنهاد داد و گفت: «این آمفتامین است و اعتیاد ندارد.»
واقعاً هم وقتی برای اولین بار مصرف کردم، با اینکه حدود هفت یا هشت ماه بود از نظر جسمی بسیار ضعیف شده بودم و حتی نمی‌توانستم کارهای شخصی خودم را انجام بدهم، احساس کردم انگار دنیا را به من داده‌اند. انرژی فوق‌العاده‌ای گرفته بودم، دو سه شب خوابم نبرد و مدام سرشار از انرژی بودم.
اوایل خیلی خوشحال بودم و با خودم می‌گفتم: «چه ماده خوبی است! هم انرژی جسمی به من داده و هم می‌گویند اعتیاد ندارد.»
حدود یک ماه از مصرفم گذشته بود که شخصی نزد من آمد و گفت: «اصغر، شیشه مصرف می‌کنی؟»
گفتم: «مگر چه عیبی دارد؟»
گفت: «این ماده خیلی خطرناک است.»
کمی از تخریب‌های آن برایم تعریف کرد. همان‌جا بود که به فکر فرو رفتم و با خودم گفتم: «من هم تریاک مصرف می‌کنم و هم شیشه؛ پس چرا نمی‌توانم تریاک را کنار بگذارم؟ چرا نمی‌توانم یک روز هیچ ماده‌ای مصرف نکنم؟»
این سؤال مدام در ذهنم شکل می‌گرفت تا اینکه وارد کنگره ۶۰ شدم. آنجا بود که تخریب‌های واقعی شیشه را دیدم، الگوها را دیدم و متوجه شدم این ماده چه آسیب‌های سنگینی دارد و تخریب‌های آن هم بسیار سریع اتفاق می‌افتد.
حالا اینکه بگوییم شیشه از همه مواد مخدر بدتر است، شاید تعبیر کاملاً درستی نباشد؛ چون در کنگره ۶۰ می‌گوییم مواد شبه‌افیونی مانند تریاک، دسته‌بندی و ویژگی‌های خاص خودشان را دارند و شیشه هم از خانواده آمفتامین‌هاست.
تخریبی که تریاک ایجاد می‌کند، به‌آرامی و در طول زمان شکل می‌گیرد و شاید حتی بیشتر از شیشه باشد؛ اما شیشه از نظر سرعت، تخریب را بسیار سریع‌تر ایجاد می‌کند.
در کنگره ۶۰ هم سختی درمان، تفاوت چندانی بین مواد مختلف ندارد، اما موادی که پایه شبه‌افیونی دارند، مانند تریاک، ویژگی‌های خاص خودشان را دارند. شیشه نیز تخریب‌های شناخته‌شده‌ای دارد.
خیلی‌ها بر اثر مصرف شیشه دچار توهم می‌شوند. من چون هم‌زمان تریاک مصرف می‌کردم، هیچ‌وقت دچار توهم نشدم؛ اما افراد زیادی را دیدیم که به این وضعیت گرفتار شدند.
متأسفانه شیشه‌ای که امروز در کشور ما تولید می‌شود، کیفیت بسیار نامناسبی دارد؛ حتی می‌توان گفت از بد هم بدتر است. بسیاری از افرادی که آن را تولید می‌کنند، تخصصی در این زمینه ندارند و در مکان‌های غیراستاندارد، مانند باغ‌ها، اقدام به تولید آن می‌کنند.
حتی نمی‌دانند ترکیبات را با چه نسبت و میزانی باید با یکدیگر مخلوط کنند. به همین دلیل است که بسیاری از مصرف‌کنندگان دچار آسیب‌های شدید و رفتارهای بسیار خطرناک می‌شوند.
بخش زیادی از این مشکلات به مواد اولیه نامناسب و ناآگاهی تولیدکنندگان برمی‌گردد؛ افرادی که نه دانش این کار را دارند و نه مهارت و تخصص لازم برای تولید.

جهان اعتقادی به درمان اعتیاد، خصوصاً شیشه، ندارد؛ ولی ما شاهد رهایی‌های فراوانی از مصرف‌کنندگان، به‌ویژه مصرف‌کنندگان شیشه، در کنگره ۶۰ هستیم. در این مورد چه نظری دارید؟

ــ ببینید، آقای مهندس آمدند و گفتند «سیستم ایکس»، یعنی سیستم ناشناخته. من همیشه برای توضیح این موضوع مثال می‌زنم. سیستم ایکس را مانند یک لامپ در نظر بگیرید. هر کسی این لامپ را به یک شکلی می‌شکند؛ یکی با سنگ، یکی با تیر و دیگری با بیل. اما در نهایت، این لامپ فقط به یک شکل ترمیم می‌شود.
حالا این ترمیم در بدن بیمار حدود ده تا یازده ماه زمان می‌خواهد و داروی این ترمیم، تریاک است. علتش چیست؟ همان‌طور که عرض کردم، تریاک دارای بیست‌وپنج آلکالوئید دارویی است که با مواد شبه‌افیونی موجود در بدن انسان هم‌خونی و هم‌خوانی دارد.
اینکه بیرون از کنگره به درمان اعتیاد اعتقاد ندارند، به این دلیل است که هنوز انسان را نشناخته‌اند و حتی خود اعتیاد را نیز به‌درستی نمی‌شناسند. اگر دقت کنید، بالای سر بسیاری از مطب‌ها نوشته‌اند «ترک اعتیاد» و نه «درمان اعتیاد». این یعنی چه؟ یعنی هنوز نگاه آن‌ها بر پایه ترک است، نه درمان.
ما هم این روش‌ها را تجربه کرده‌ایم، اما آقای مهندس انسان را به‌درستی شناختند و بیان کردند که انسان دارای دو بُعد است؛ صور آشکار و صور پنهان. سپس سیستم ایکس را معرفی کردند و توضیح دادند که سیستم بیوشیمی بدن، یعنی همان سیستمی که مواد شبه‌افیونی را تولید می‌کند، بر اثر مصرف مواد از کار می‌افتد. حالا ممکن است یک نفر با شیشه این سیستم را از کار بیندازد، دیگری با حشیش و فرد دیگری با ماده‌ای دیگر؛ اما ترمیم این سیستم حدود یازده ماه زمان نیاز دارد.
امروز هم باور این مسئله برای خیلی‌ها سخت است که حتی مصرف مشروبات الکلی نیز در کنگره درمان می‌شود. هنوز پزشکانی را می‌شناسم که این موضوع را قبول ندارند. می‌گویند تریاک را می‌شود درمان کرد، اما چرا شیشه؟ مگر شیشه با تریاک هم‌خونی دارد؟ در حالی که این اتفاق در عمل افتاده است.
ببینید، کنگره مرکز تحقیقات دارد و نتایج تحقیقات نشان داد که در سال گذشته، بیشترین درمان‌های موفق کنگره مربوط به مصرف‌کنندگان شیشه بوده است؛ یعنی تعداد درمان‌شدگان شیشه حتی از درمان‌شدگان تریاک نیز بیشتر بوده است.
این حقیقتی است که باید آن را دید، بررسی کرد و درباره آن تحقیق نمود تا مشخص شود چه اتفاقی در حال رخ دادن است. این همان علمی است که آقای مهندس به آن دست یافتند. حتی از این هم فراتر، آقای مهندس می‌فرمایند اگر از فردا ماده مخدر جدیدی هم تولید شود، درمان آن با روش DST به‌صورت قطعی امکان‌پذیر خواهد بود.

لطفاً در مورد روش DST و شربت OT توضیح دهید.

ــ شربت OT هدیه‌ای است که خداوند به انسان عطا کرده است و ما باید بسیار سپاسگزار خداوند باشیم که چنین ماده‌ای را آفریده است. زیرا تمام حیات ما، چه از نظر درونی و چه از نظر بیرونی، به آن وابسته است.
از نظر درونی، انکفالین‌هایی مانند اندورفین‌ و دینورفین‌ بهشت و جهنم ما، سیستم ایکس، شادی و احساس خوشحالی ما را می‌سازند و از نظر بیرونی نیز تریاک یک جایگزین بسیار مناسب برای درمان است. اگر نگاه کنیم، در بسیاری از روش‌های پزشکی نیز از تریاک استفاده می‌شود.
شربت OT داروی بسیار مهمی است، اما مهم‌تر از خود دارو این است که چه کسی و چگونه از آن استفاده کند. اگر تریاک در دست انسان ناآگاه باشد، تبدیل به ماده مخدر می‌شود؛ اما اگر در دست انسان دانا قرار بگیرد، به دارو و درمان تبدیل خواهد شد.
خود آقای مهندس مصرف‌کننده بودند و بیمار شدند، اما زمانی که به شناخت رسیدند، همین ماده را به دارو تبدیل کردند. خود من نیز حدود پانزده سال با تریاک درگیر بودم، اما همین تریاک باعث درمان من شد. بنابراین، اصل موضوع شناخت است؛ اینکه بدانیم از این وسیله در کجا و چگونه استفاده کنیم.
تریاک به‌تنهایی انرژی ندارد. وقتی شناختیم که دینورفین و اندورفین هر کدام ده‌ها و حتی صدها برابر تریاک قدرت دارند، متوجه شدیم که اصلاً به دنبال چه چیزی بوده‌ایم. مشکل این بود که آن‌ها را نمی‌شناختیم.
همه این‌ها به شناخت صحیح OT بستگی داشت؛ شناختی که آقای مهندس به آن دست یافتند و ثابت کردند که OT یک داروی کامل است؛ نه فقط برای درمان اعتیاد، بلکه همان‌طور که امروز مشاهده می‌کنیم، در درمان چندین نوع سرطان نیز نتایج امیدوارکننده‌ای داشته است. خدا را شکر، امیدواریم این علم به دست آقای مهندس به سراسر جهان برسد و همه انسان‌ها بتوانند از این روش بهره‌مند شوند.
اما درباره روش DST باید بگویم که این روش، شیوه‌ای است که آقای مهندس آن را کشف کردند و بر پایه درمان تدریجی بنا شده است. ایشان از ماه مبارک رمضان الگو گرفتند و به مفهوم زمان و زبان بدن پی بردند.
آقای مهندس زبان بدن را شناختند و دریافتند که بدن در چه زمان‌هایی به دارو نیاز دارد. خود من قبل از ورود به کنگره، از صبح تا شب مواد مصرف می‌کردم، اما وقتی وارد کنگره شدم، آقای مهندس به من گفتند: «صبح، ظهر و شب مصرف کن.»
آن زمان اصلاً به درمان فکر نمی‌کردم؛ فقط تازه یاد گرفته بودم که چگونه درست مصرف کنم. بعد از مدتی
هادی: دیدم میزان مصرفم حدود هشتاد درصد کاهش پیدا کرد و حالم هم بسیار بهتر شد. علتش این بود که اصلاً زمان صحیح مصرف را نمی‌دانستیم و فقط با تنظیم زمان مصرف، تغییر بزرگی در وضعیت ما ایجاد شد.
بعد مشخص شد که بدن انسان مانند یک کارخانه یا نیروگاه است که اگر مواد اولیه را در زمان مناسب دریافت کند، خودش شروع به تولید می‌کند. ما هم دارو را در زمان مناسب به بدن رساندیم و بدن خودش شروع به ساخت مواد مورد نیاز کرد. به همین ترتیب، روش DST کشف شد و امروز ما از این روش استفاده می‌کنیم.

در مورد اینکه جناب مهندس در زمینه‌ی تغذیه سالم هم تأکید دارند و شما نیز کاهش وزن بالای ۴۰کیلو داشتید، در این مورد نیز توضیح دهید.

ــ من روزی که وارد کنگره شدم، خیلی از مسائل را نمی‌دانستم. روی تابلوی کنگره نوشته بود: «جمعیت احیای انسانی»؛ ننوشته بود ترک یا درمان اعتیاد، بلکه نوشته بود «جمعیت احیای انسانی». احیای انسانی یعنی انسان از نظر جسم و صور پنهان به سلامت برسد. صور پنهان نیز به معنای تکامل است؛ یعنی این دو باید به تکامل برسند و نفس، به نفس مطمئنه تبدیل شود.
آقای مهندس از همان ابتدا این نگاه را داشتند و برای آن آمادگی و برنامه‌ریزی کرده بودند. بسیاری از افرادی که مواد مصرف می‌کنند، درگیر بیماری‌هایی مانند چاقی و چربی خون هستند. حتی خیلی از افرادی که خودشان را دانا می‌دانستند، وقتی می‌گفتیم قند داریم، می‌گفتند تریاک بکش؛ چربی داریم، تریاک بکش که سکته نکنی؛ کمرمان درد می‌کند، تریاک بکش؛ زانوهایمان درد می‌کند، تریاک بکش.
اما آقای مهندس ریشه‌ای به این مسئله پی بردند که بسیاری از این مشکلات ناشی از اضافه‌وزن است. وقتی زانوی من درد می‌کند، علتش اضافه‌وزن است و زمانی که وزنم کاهش پیدا می‌کند، بیشتر مشکلاتم برطرف می‌شود. اگر این مشکلات با من همراه بماند، یا به مصرف قرص روی می‌آورم یا معتاد می‌شوم. به همین دلیل، آقای مهندس روش تغذیه سالم را ارائه کردند.
این روش فقط مخصوص افراد چاق یا لاغر نیست، بلکه برای تمام انسان‌هاست. آقای مهندس می‌فرمایند: باید زبان بدن را یاد بگیرید؛ اینکه چه موقع و در چه زمانی، چه چیزی مصرف کنید. ایشان در سی‌دی‌های آموزشی به ما یاد می‌دهند که بعضی از غذاها نه‌تنها به ما انرژی نمی‌دهند، بلکه باعث تخریب نیز می‌شوند. این‌ها همه عامل بیماری هستند و ما در کنگره، در لژیون تغذیه سالم، می‌بینیم که بسیاری از مشکلاتمان برطرف می‌شود.

لطفاً در مورد حضور همسفران در کنگره توضیح بدهید.

ــ من همیشه گفته‌ام همسفران به مسافران کمک می‌کنند و حتی شاید بیشتر از مسافران به سیستم کنگره کمک کنند. علتش این است که ما برای درمان وارد کنگره شدیم، اما وقتی یک همسفر بعد از یک سال می‌گوید: «من برای خودم آمده‌ام»، موضوع متفاوت می‌شود. همسفری که مسافرش تمام زندگی او را تحت تأثیر قرار داده و سختی‌های زیادی کشیده است، حالا در کنار او به کلاس می‌آید و در طول زمان آموزش‌های کنگره را دریافت می‌کند و نقش بسیار مؤثری ایفا می‌کند.
خیلی‌ها می‌گویند: «شما معتاد هستید، این‌ها برای چه به کنگره می‌آیند؟» اما همین سؤال باعث می‌شود متوجه شوند که جهان‌بینی کنگره بسیار فراتر از درمان اعتیاد است. جهان‌بینی کنگره قوانین زندگی کردن را به ما آموزش می‌دهد و هنر زندگی کردن را به ما یاد می‌دهد. حالا اعتیاد من تمام شده است؛ اگر امروز به دادگاه بروید، آیا همه افراد آنجا معتاد هستند؟ خیر. خیلی‌ها هستند که فقط بلد نیستند زندگی کنند و همه این آموزش‌ها در کنگره ۶۰ اتفاق می‌افتد تا بتوانیم زندگی سالم و جهان‌بینی سالمی را که برگرفته از کلام‌الله است، یاد بگیریم.

چه توصیه‌ای به سفر اولی‌ها دارید؟

من از تجربیات خودم می‌گویم. برای ترک اعتیاد، هشتاد درصد راه‌های مختلف را رفتم، اما هیچ فایده‌ای نداشت. وقتی به کنگره آمدم، دیدم نه کسی را بستری می‌کنند، نه زندانی می‌کنند و نه پولی می‌گیرند. با خودم گفتم این روش را هم امتحان می‌کنم. تازه دیدم از شربت تریاک هم استفاده می‌کنند.
توصیه من این است که تازه‌واردان فقط سه ماه به حرف راهنمای خود گوش کنند؛ سه ماه قوانین کنگره را به‌درستی اجرا کنند. اگر بعد از آن چیزی از دست دادند، بروند. چون مهم‌ترین مسئله، همان خواسته اولیه آن‌هاست.
من همیشه این سؤال را از خودم می‌پرسم که ایمان چه زمانی به وجود می‌آید؟ ایمان باید همراه با لذت باشد و لذت نیز از تجربه به دست می‌آید. یک نفر به کنگره آمد و به من گفت: «چرا شما می‌گویید کنگره از همه روش‌های دیگر بهتر است؟» از او پرسیدم: «چند روش را امتحان کرده‌ای؟» گفت: «همه روش‌ها را رفته‌ام و فقط کنگره مانده است.» به او گفتم: «اگر امشب در خانه قرمه‌سبزی درست کنند و فردا شب هم دوباره قرمه‌سبزی درست کنند، آن‌وقت می‌توانی قضاوت کنی که این غذا خوب بوده یا نه؛ چون دو شب آن را خورده‌ای و تجربه کرده‌ای. حالا هم باید چند روز به کنگره بیایی، آموزش‌ها را درست انجام بدهی و بعد قضاوت کنی.»
همه انسان‌ه
هادی: ا به دنبال لذت هستند. اگر امروز بودن در کنگره برای من لذت نداشت و حالم از زمانی که روزی چهل گرم مواد مصرف می‌کردم بهتر نبود، همین حالا از اینجا می‌رفتم. مگر می‌شود کسی هفده سال نقاب بزند؟
یک روز آقای مهندس در دانشگاه رازی سخنرانی می‌کردند و ما از اصفهان با تعداد زیادی از نفرات حضور پیدا کرده بودیم.  انتهای جلسه فرمودند: «فکر نکنید این افراد به خاطر من به اینجا آمده‌اند؛ این‌ها به خاطر حال خوبشان آمده‌اند.» من هم همیشه به بچه‌های سفر اول می‌گویم: بیایید و درست سفر کنید؛ اگر بعد از آن حالتان خوب نشد، آن وقت بروید.

و کلام پایانی شما

من همیشه در پایان سخنانم، خداوند را شکر می‌کنم؛ خدایی که ما را به کنگره وصل کرد، خدایی که آقای مهندس را آفرید و خدایی که این توفیق را به ما داد تا در عصری زندگی کنیم که کنگره وجود دارد. از آقای مهندس و خانواده محترمشان بسیار سپاسگزارم که ما را بیدار کردند، زندگی کردن را به ما آموختند و حتی درست غذا خوردن را به ما یاد دادند.
از همسفران خانم و آقا و از همه شما عزیزانی که این شعبه را راه‌اندازی کردید نیز صمیمانه تشکر می‌کنم. شخصی که برایش اتفاقی می‌افتد، یک درد دارد؛ اما آن کسی که شاهد آن اتفاق است، دو درد را تحمل می‌کند و همسفران واقعاً دو درد را با خود حمل می‌کنند.
نقش شما همسفران بسیار مهم و ارزشمند است. شما کمک بزرگی به روش کنگره ۶۰ می‌کنید تا بتوانیم به هدف اصلی‌مان، یعنی کمک به انسان‌ها، دست پیدا کنیم؛ چه انسانی که مصرف‌کننده مواد است و چه انسانی که هنوز راه درست زندگی را نمی‌داند.

از همه شما بسیار سپاسگزارم.

طراح سوال و ارسال: همسفر هادی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .