پنجمین جلسه از دور شصتم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی پارک لاله به استادی راهنمای محترم همسفر ماجد و نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر احمد روز سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ با دستور جلسه《تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST》راس ساعت ۶:۰۰ صبح آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، ماجد هستم، همسفر.
خدا را شاکرم که بار دیگر فرصت حضور در پارک لاله و تجربه این جایگاه را پیدا کردم تا هم خدمت کنم و هم آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز درباره تخریبهای شیشه و درمان آن با متد DST است. برای من، داستان پارک لاله تا حد زیادی شبیه داستان درمان شیشه بود. من با مشکلی شخصی روبهرو بودم که حتی راهنمایم نیز درمان مشخصی برای آن نداشت. به پیشنهاد ایشان، نزد آقای دکتر امین رفتم و ایشان گوش دادن به سیدی «واو به واو» و حضور مستمر در پارک لاله را برایم تجویز کردند. با وجود کمردرد و سینوزیت، حضور در پارک برایم بسیار سخت بود و حتی بعد از اولین جلسه از راهنمایم خواستم دیگر نیایم. ایشان صریح گفتند: «میتوانی نیایی، اما خوب نمیشوی؛ چون این دستور آقای دکتر امین است.»
همانطور که بسیاری از مراکز درمان اعتیاد اعتقاد دارند شیشه درمان ندارد، من نیز تصور میکردم مشکل خودم درمانپذیر نیست؛ اما با استمرار در آموزشها و اجرای آنها، پس از چند سال توانستم بر این مشکل غلبه کنم.
پدرم مدتی مصرفکننده شیره و تریاک بود، اما زمانی که به مصرف شیشه روی آورد، شرایط زندگیمان کاملاً تغییر کرد. خانه، کسبوکار، آبرو و آرامش خانواده تحت تأثیر قرار گرفت. امروز که به گذشته نگاه میکنم، میبینم اگر آن اتفاق تلخ رخ نمیداد، شاید هیچگاه با کنگره ۶۰ آشنا نمیشدیم و نه پدرم درمان میشد و نه ما به این آموزشهای ارزشمند دست پیدا میکردیم.
در آن دوران، من نیز تصور میکردم مصرف الکل و سیگار مشکل چندانی ندارد و فقط نگران مصرف مواد پدرم بودم؛ اما بعدها فهمیدم همانطور که مهندس دژاکام میفرمایند، خمر میتواند حقیقت را از دید انسان پنهان کند و مانع شناخت درست شود.
برای درمان پدرم به پزشکان و مراکز مختلف مراجعه کردیم. حتی یکی از پزشکان به ما گفت که ایشان باید تا پایان عمر متادون مصرف کند. شنیدن این جمله برای خانواده ما بسیار ناامیدکننده بود. مدتی نیز به دنبال مراکز دیگر مانند NA بودیم، اما شرایط آن با نیازهای ما متفاوت بود.
وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، تصور میکردم وظیفه من فقط مراقبت از مسافرم است؛ اما نخستین آموزشی که در لژیون همسفران گرفتم این بود که «دوربینت را از روی مسافرت بردار و روی خودت متمرکز شو.» این نگاه، یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین آموزشهای کنگره برای من بود و مسیر رشدم را تغییر داد.
امروز خدا را شکر میکنم که اگر کنگره ۶۰، بهویژه پارک لاله، در زندگی من نبود، هرگز این آموزشهای ارزشمند را دریافت نمیکردم و در این مسیر ماندگار نمیشدم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم.

عکس،ضبط و بارگذاری: مسافر وحید از نمایندگی لوئی پاستور
تهیه شده در گروه مرزبانی سایت پارک لاله.
- تعداد بازدید از این مطلب :
2081