سیدی «اختلاف ارتفاع» از آقای مهندس که با استادشان رعد در تاریخ ۲۸ /۲/ ۱۳۷۶ از کتاب عبور از منطقه۶۰ درجه زیر صفر، صفحه ۱۳۱ و مبحث تحت نیروهای شیطانی بودن صحبت میکنند.
چه بخواهیم وچه نخواهیم برای اینکه در هستی جریان برقرار باشد و حرکت داشته باشد؛ باید اختلاف ارتفاع باشد، اگر اختلاف ارتفاع نباشد، حرکت شروع و جاری نمیشود. آب هم برای اینکه جاری شود، باید یک پستی و بلندی و اختلاف ارتفاعی باشد تا بتواند حرکت کند؛ اگر نباشد اصلاً امکانپذیر نیست. نیروهای شیطانی؛ یعنی نیروهای مکمل و وجودشان الزامی است. خدا میتوانست آنها را از بین ببرد؛ ولی بدون اینها زندگی شکل نمیگیرد، اگر ظلمت نباشد، اصلاً نور چه مفهومی دارد؛ پس هرجا را که نگاه میکنیم، باید این اختلاف ارتفاع یا دو قطب متضاد وجود داشته باشد تا زندگی جاری شود، اگر نباشند نمیشود. مثلاً فیلم نگاه میکنیم، اگر نیروهای مثبت و منفی با هم درگیر نشوند، فیلم فایدهای ندارد و تکراری میشود و قبولش نداریم.
نیروی شیطانی و منفی یک چیزی است که وجود داخلی و هم وجود خارجی دارد و هستی توسط آن در جریان است. این بستگی به انسانها دارد که نقششان را در کدام یکی (منفی یا مثبت) انتخاب میکنند و هر کدام هزینه خودش را دارد. کسی که مواد مخدر مصرف میکند تحت نیروهای شیطانی است، ممکن است خودش هم باور نکند و این احساس را نداشته باشد. وقتی ما مواد مصرف میکنیم در زمره نیروی الهی قرار نداریم، حال اگر هم خیلی خوب باشیم و مرتب و منظم عمل کنیم؛ چون اختیار از دست ما گرفته شده، اختیار جسم ما از ما گرفته شده است و مسلط نیستیم و دست به هر حرکتی میزنیم تحت شرایط بدی قرار داریم، خمار هستیم و نمیتوانیم حرکت سالم داشته باشیم.
انسان میخواهد طبیعتاً به طرف نیکیها برود، حتی اگر مرتکب خلاف شود باید حتماً یک لباس تقوا و خوب تنش بکند تا آن کار را انجام دهد؛ پس هیچ فسادی انجام نمیگیرد مگر لباس تقوا تنش کنیم. انسانی هم که در راه شیطانی قرار میگیرد زمانی متوجه اشتباهش میشود و باور میکند که از آن راه خارج شود، وقتی خارج شد خودش میفهمد. آقای مهندس میفرمایند: «ما نمیتوانیم در یک لحظه از عمق تو تاریکیها به سمت روشناییها برسیم، اگر در یک لحظه برسیم کور میشویم و نور را نمیتوانیم تحمل کنیم و امکان ندارد، باید حتماً تغییر کند تا تبدیل شود». برای رسیدن به حال خوب باید مراحلی را طی بکنیم باید بهایش را بپردازیم، فداکاریهایی باید انجام شود تا راه باز شود در غیر این صورت راهی بازنمیشود.
اگر یک انسان، یک موجود یا یک حیوان چیزی را کشف کند و پیدا کند، متعلق به همه است و همه از آن بهرهمند خواهند شد و آن اکتشاف و اختراعاش هیچ موقع از بین نمیرود و تخریب نمیشود. اگر چیزی در زمین تجربه شود در سماء منتقل میشود و اگر در سماء کشف شود در زمین منتقل میشود و کاملاً ادامهدار است و ارزش آن همیشه حفظ خواهد شد،مانند روش DST که علم خواهد شد به همه جا منتقل میشود و در بعدهای دیگر هم سیر میکند و مورد بهرهبرداری قرار میگیرد و متعلق به همه است و از بین نمیرود.& ما همیشه در حال امتحان دادن هستیم زندگی ما ادامه دارد و با مرگ تمام نمیشود حتی قبل از خلق شدن در شکم مادر در ظلمات ثلاثه قرار داشتیم، قبل از تولد بودیم و بعد از مرگ هم وجود داریم، این هست که میگوییم ما مورد امتحان قرار میگیریم و این امتحانات گاهی اوقات پوست آدم را میکند و بستگی به تفکر و اندیشه ما دارد که چگونه مسائل را ببینیم.
نتیجه گیری : زندگی پستی و بلندیهای خودش را دارد و باید این اختلاف ارتفاع وجود داشته باشد اگر قطب منفی وجود نداشته باشد من مفهوم مثبت را نمیفهمم و زندگی من تکراری میشود و هیچ فایدهای ندارد؛ چون هیچ آزمون و خطایی در آن وجود ندارد. کسانی هم که مصرف کننده هستند تحت نیروهای شیطانی قرار گرفتند و روی شخصیت و افکار آنها یک پرده، حجاب و پوششی کشیده شده است که یکسری از مسائل را متوجه نمیشوند و زمانی که راه خود را پیدا کنند و به آرامی از آن تاریکی خارج شوند، مفهوم زندگی و عشق را درک میکنند.
نویسنده: همسفر لیلا رهجویی راهنما همسفر نرگس(لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون پنجم )
ویرایش و ارسال: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی زاگرس
- تعداد بازدید از این مطلب :
54