English Version
This Site Is Available In English

خیلی ها باور داشتند که با شیشه می توانند تریاک را ترک کنند

خیلی ها باور داشتند که با شیشه می توانند تریاک را ترک کنند

جلسه‌ سیزدهم از‌ دوره پنجم کارگاه‌های‌ آموزشی‌ خصوصی کنگره۶۰‌ نمایندگی ارم (کرج) با استادی  مسافر عباس، نگهبانی‌‌ مسافر‌ مجید و دبیری‌ مسافر فخرالدین، با دستور جلسه: تخریب های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST  در روز سه شنبه ۲۳  تیرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد:
خلاصه سخنان استاد: 

 

سلام دوستان، عباس هستم، یک مسافر. 

از نگهبان محترم سپاسگذارم که این فرصت را دراختیار من گذاشتند تا خدمت و آموزش بگیرم. از ایجنت محترم و گروه مرزبانی تشکر می‌کنم. همچنین از استاد و راهنمای بزرگوارم آقا منوچهر عزیز  صمیمانه تشکر می‌کنم که اجازه دادند این جایگاه را تجربه کنم.
درباره دستور جلسه که تخریب های شیشه است باید بگویم که شیشه یکی از مخرب‌ترین و سنگین‌ترین مواد مخدر است که به شدت در جامعه رایج شده است. خیلی‌ها باور داشتند شیشه می‌تواند جایگزین تریاک شود و می‌خواستند با آن ترک کنند یا تریاک را کنار بگذارند. 
من شخصاً اوایل تریاک مصرف می‌کردم، سپس برای ترک، به مرکز دیگر رفتم، دوگانه‌سوز شدم و شیشه هم به آن اضافه شد، اما هیچ درمانی در من صورت نگرفت. چند بار ترک کردم؛ سقوط آزاد بودم و دوباره شروع می‌کردم. 
آقای مهندس گفتند که مصرف‌کنندگان شیشه شاخدار نامیده می‌شوند چون این ماده مخدر سنگین، سیستم ایکس بدن را تخریب می کند . من وقتی شیشه مصرف می‌کردم، توهمات شدید داشتم، از چرخه حیات خارج شده بودم، همه به سر کار می‌رفتند اما من خواب بودم. 
به خاطر مصرف شیشه، زندگی‌ام آشفته و تاریک شده بود و هیچ امیدی نداشتم تا اینکه خدا را شکر پا به کنگره گذاشتم. به روش دی اس تی درمان شدم که اول به آن ایمان نداشتم. شش ماه اول حس می‌کردم این فضا برایم غریب است، اما دیدن سفر دومی‌ها به من امید داد. 
با کمک راهنمای خوبم حرکت کردم  فرمانبرداری کردم و اصول را رعایت کردم، شکر خدا جواب داد. الآن حدود ده ماه است که حتی خواب مواد هم نمی‌بینم و آن هاله تابان اطراف جسم که آسیب دیده بود، ترمیم شده است. 
باور نمی‌کردم که بتوانم بدون مواد زندگی کنم، اما نشدنی‌ها شدنی شدند. انرژی‌ام بسیار زیاد شده و حال و هوای بهتری دارم. به کسانی که در ابتدای سفرشان امید ندارند می‌گویم که اگر به این روش عمل کنند، نتیجه خواهند گرفت. 
در نهایت یک خاطره کوتاه هم بگویم: 
وقتی شیشه مصرف می‌کردم، یک بار به حمام رفتم و با ژیلت ابروهایم را زدم و کاملاً از بین رفت. دخترم گفت بیا ابروهایت را با گواش بکشم. وقتی به کنگره شعبه البرز رفتم، پسربچه‌ای پنج ساله به ابروهایم نگاه کرد و پرسید: "عمو، ابروهای خودته؟" و من از خجالت آب شدم. چند دقیقه بعد به خاطر گرمای زیاد عرق کردم رنگ ابروهام کم‌کم رفت و پسر کوچولو دوباره پرسید:  عمو  ابروهات کو؟ واقعاً این سختی‌ها را کشیدم. 
همچنین همان حوالی ما موادفروش‌ها بودند و هر بار می‌خواستم ترک کنم، مواد در حیاطمان پیدا می‌شد و دوباره ولع مصرف برمی‌گشت. اما خدا را شکر، با تحمل و تلاش توانستم از آن حالت خلاص شوم و به رهایی برسم. 
همیشه به خاطر داشته باشید که باید از یک پنجم مواد بگذریم تا یک پنجم دانایی ما افزایش پیدا کند. و در ادامه به رهایی برسیم. ممنونم از همه عزیزانی که در این مسیر مرا همراهی کردند. و سپاسگذارم از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید.

تایپ و انتشار : مسافر محمد 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .