به نام قدرت مطلق الله
موضوع: گزارش عملکرد لژیون نوزدهم
دستور جلسه: سیدی «نیروهای تخریبی»
سلام دوستان مرتضی هستم یک مسافرسپاسگزار خداوند هستم که به من توفیق داد تا در تاریخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۱ در لژیون نوزدهم به استادی راهنمای گرامی، مسافر نصرالله، حضور داشته باشم و از مطالب ارزشمند ایشان گزارشی تهیه کرده و تقدیم اعضای محترم نمایم.
در ابتدای جلسه، راهنما مسافر نصرالله درباره سیدی «نیروهای تخریبی» فرمودند: ابتدا باید بدانیم نیروهای تخریبی چه هستند. اساس خلقت و نظام هستی بر پایه اضداد است؛ یعنی وجود دو قطب مثبت و منفی. اگر بدی وجود نداشته باشد، خوبی معنا پیدا نمیکند. اگر نفرت نباشد، محبت قابل درک نخواهد بود.
همچنین اگر نیروهای منفی و حسهای منفی وجود نداشتند، آرامش، اطاعت و فرمانبرداری نیز مفهومی نداشتند و همه انسانها مانند ربات، بدون اختیار، تنها یک مسیر را طی میکردند. خداوند به انسان اختیار داده است تا بتواند میان مسیر مثبت و منفی انتخاب کند. نقش نیروی منفی این است که مانع انجام کارهای مثبت شود.
انسان گاهی وارد مسیر ضد ارزش، مانند اعتیاد، میشود و پس از تجربه سختیها و تاریکیهای آن، به ارزش روشنایی و رهایی پی میبرد. همین تجربه باعث میشود که اگر به آگاهی برسد، دیگر به آن مسیر بازنگردد. ایشان با بیان مثالهایی توضیح دادند که کودک زمانی قوی میشود که زمین بخورد، شکست بخورد و دوباره برخیزد. همین تلاش و برخاستن، او را نیرومندتر میکند.
بنابراین، وجود سختیها و نیروهای مخالف، بخشی از فرآیند رشد و تکامل انسان است. آقای مهندس در این سیدی، نیروهای تخریبی را به چهار دسته تقسیم میکنند. این نیروها عواملی هستند که انسان را از مسیر رسیدن به هدف منحرف میکنند؛ هدفی که میتواند رسیدن به انسانیت، تکامل، بهشت یا قرب الهی باشد.
وجود این موانع باعث میشود رسیدن به مقصد با تلاش، استقامت و آگاهی همراه باشد و ارزش واقعی هدف برای انسان آشکار گردد. در هر مسیری، نیروهای منفی حضور دارند. ممکن است فردی بخواهد کسبوکاری راهاندازی کند اما با مخالفت یا سنگاندازی دیگران روبهرو شود. در هر هدفی که داشته باشیم، موانعی وجود دارند که اگر بتوانیم با آگاهی از آنها عبور کنیم، قویتر خواهیم شد.
گاهی باید با این نیروها مقابله کنیم، گاهی از کنار آنها عبور کنیم و در برخی شرایط نیز با تدبیر با آنها کنار بیاییم. هر کدام از این روشها شرایط خاص خود را دارد. اولین و مهمترین نیروی تخریبی، جهل و نادانی خود انسان است. زمانی که انسان دچار ناآگاهی باشد، قطعاً نمیتواند به هدف خود برسد.
برای مثال، اگر کسی بدون دانش کافی وارد کسبوکار شود، ممکن است مغازهای را در مکانی نامناسب اجاره کند یا شغلی را انتخاب کند که در آن منطقه هیچ تقاضایی برای آن وجود ندارد. این مثال در تمام جنبههای زندگی صدق میکند؛ ناآگاهی بزرگترین مانع رسیدن به موفقیت است.
به همین دلیل، در کنگره ۶۰ تنها درمان جسم مطرح نیست؛ بلکه جهانبینی، تفکر و افزایش دانایی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. ممکن است فرد در طول سفر اول، با مشکلات مالی، خانوادگی و فشارهای زندگی روبهرو باشد، اما اگر به دانایی نرسد، پس از درمان جسم، دوباره در شرایط مشابه، همان اشتباهات گذشته را تکرار خواهد کرد.
در ماههای ابتدایی سفر، خواسته و اراده نقش مهمی در آغاز حرکت دارند و انسان را وارد مسیر درمان میکنند؛ اما ادامه مسیر نیازمند کسب دانایی و آموزش جهانبینی است. اگر این آموزشها جدی گرفته نشوند، تنها جسم درمان میشود و انسان از نظر نگرش و تفکر، همان فرد سالهای قبل باقی میماند. در این صورت، یا دوباره به مصرف مواد بازمیگردد، یا وارد ضد ارزشهای دیگری میشود که تفاوت چندانی با اعتیاد ندارند.
در پایان، راهنما تأکید کردند که انسان ذاتاً فراموشکار است. سختیها، بیپولی، آوارگی و مشکلات گذشته به مرور از ذهن پاک میشوند. بنابراین تنها عاملی که میتواند انسان را در مسیر درست نگه دارد، افزایش دانایی، آموزش مستمر و عمل به آموزههای کنگره است؛ زیرا دانایی، چراغ راه انسان در برابر نیروهای تخریبی خواهد بود.
انسان موجودی فراموشکار است. ممکن است پس از مدتی شرایط مالی او بهتر شود یا پولی به دستش برسد و دوباره وسوسه شود که به مسیر گذشته بازگردد. به همین دلیل، جهل و نادانی بزرگترین دشمن انسان است. کسی که جاهل باشد، نیازی به دشمن بیرونی ندارد؛ زیرا خودش با تصمیمهای نادرست، زندگی خود را به بنبست میکشاند.
در هر کاری، اگر بدون آگاهی حرکت کنیم، نتیجهای جز شکست نخواهیم داشت. در دوران اعتیاد نیز خود ما هر روز برای خودمان مشکل ایجاد میکردیم؛ سرِ کار بهدرستی حاضر نمیشدیم، تصمیمهای اشتباه میگرفتیم، با همسر و فرزندان رفتار مناسبی نداشتیم و حتی در ارتباط با خانواده، عروس، داماد، همسایه و اطرافیان نیز دچار مشکل بودیم.
در حقیقت، نیازی نبود کسی برای ما دردسر ایجاد کند؛ خودمان بهواسطه جهل، نادانی و ناآگاهی، مشکلات زندگیمان را میساختیم. دومین نیروی تخریبی که مانع رسیدن انسان به هدف میشود، ماده و مادیات است. پول، خانه، خودرو، مقام، شهوت و هر آنچه به جسم و دنیای مادی مربوط میشود، در این دسته قرار میگیرد. جسم انسان از خاک آفریده شده و هر چیزی که با این جسم در ارتباط باشد، جزو مادیات محسوب میشود.
بسیاری از افراد برای به دست آوردن پول، مقام یا ارضای خواستههای نفسانی، دست به هر کاری میزنند. عدهای تمام عمر خود را صرف جمعآوری ثروت، خرید خانه یا ماشین میکنند، اما زمانی که به گذشته نگاه میکنند، متوجه میشوند که فرصت لذت بردن از زندگی، آرامش، تفریح و بودن در کنار خانواده را از دست دادهاند. حتی گاهی پیش از رسیدن به اهداف مادی خود، عمرشان به پایان میرسد و همه آرزوهایشان ناتمام باقی میماند.
سومین نیروی بازدارنده و تخریبی، رفیق ناباب است. آقای مهندس در این سیدی میفرمایند: «با نادانان سخن نگویید.» نمونه روشن آن، دوران درمان اعتیاد است. زمانی که فرد تصمیم میگیرد مصرف مواد را کنار بگذارد و وارد مسیر درمان شود، برخی دوستان او را دلسرد میکنند و میگویند: «ولش کن، نمیشود ترک کنی، بعد از این همه سال امکان رهایی نداری، چرا یازده ماه سفر کنی؟ برو چند روز جایی بستری شو و ترک کن.»
افراد منفیباف معمولاً در برابر هر تصمیم مثبتی، تنها جنبههای منفی را میبینند. هر کاری بخواهی انجام بدهی، مخالفت میکنند و هیچگاه تو را تشویق نمیکنند. چنین افرادی نه برای مشورت مناسب هستند و نه برای دوستی. بسیاری از این دوستیها نیز شبیه دوستیهای دوران مصرف است؛ تا زمانی که پول، مواد یا منفعتی داشته باشی، کنار تو هستند، اما وقتی دیگر سودی برایشان نداشته باشی یا بخواهی مسیر زندگیات را تغییر دهی، اولین کسانی هستند که مانع پیشرفتت میشوند و سنگ جلوی پایت میاندازند.
رفیق ناباب همیشه انسان را به سمت ضد ارزشها سوق میدهد. در همین راستا، این جمله معروف را یادآوری کردند: «اول بگو با چه کسانی همنشین هستی، تا بگویم که چه کسی هستی.» دوستان انسان، مسیر زندگی او را مشخص میکنند. کسی که تمام روز را با یک مصرفکننده سپری میکند، طبیعی است که با فردی که اهل علم، دانایی و رشد است، مسیر یکسانی نخواهد داشت.
به همین دلیل، در کنگره ۶۰ جملهای معروف است که میگوید: «با عقابها پرواز کنید، نه با مگسها.» مگس انسان را به سمت زباله میبرد، اما عقاب او را به اوج و بلندیها هدایت میکند. راهنما تأکید کردند که در سفر اول، باید در انتخاب دوستان و همراهان بسیار دقت کنیم.
اگر فردی مرتب گریز میزند، حال خوبی ندارد یا از درمان ناامید است، بهتر است به او وابسته نشویم؛ زیرا اگر راه و روش او نتیجهبخش بود، خودش امروز به حال خوش رسیده بود. در مقابل، با افرادی معاشرت کنید که حال خوبی دارند، امیدوار هستند و با عملکرد خود، انگیزه و انرژی مثبت منتقل میکنند.
حتی هنگام نشستن در لژیون نیز سعی کنید در کنار کسانی باشید که امید، نشاط و انرژی سازنده دارند. البته این به معنای قضاوت دیگران نیست، بلکه انتخاب محیطی است که رشد و درمان باکیفیتتر را برای انسان فراهم میکند. چهارمین نیروی تخریبی، شیطان یا اهریمن است.
در قرآن کریم بارها آمده است که شیطان دشمن آشکار انسان است و همواره تلاش میکند او را از مسیر اصلی منحرف کند. خداوند نسبت به این موضوع بارها هشدار داده است. شیطان پس از آنکه از سجده بر حضرت آدم(ع) سر باز زد، سوگند یاد کرد که انسانها را گمراه کند تا ثابت کند این موجود شایسته سجده نبوده است.
از آن زمان، همواره تلاش میکند انسان را با وسوسه، فریب و القای افکار نادرست از مسیر حق و ارزشها دور سازد. بنابراین، لازم است انسان همواره هوشیار باشد و با افزایش دانایی و تقویت ایمان، اجازه ندهد در دام وسوسههای شیطان گرفتار شود.
شیطان به شیوههای مختلف انسان را گمراه میکند و این موضوع عجیب و غریبی نیست. او از طریق الهام، انسان را به بیراهه میکشاند. هر زمان که بخواهیم کاری را انجام دهیم یا از انجام آن صرفنظر کنیم، در ذهن ما کشمکشی شکل میگیرد؛ یک صدا میگوید این کار را انجام بده و صدای دیگر میگوید آن را انجام نده.
برای مثال، اگر پولی روی زمین افتاده باشد، نیرویی به ما میگوید: «پول را بردار و به کسی نگو.» اما نیروی دیگری میگوید: «پول را بردار، اطلاعیهای بنویس و در همان محل قرار بده تا صاحب آن بتواند پول خود را پیدا کند.» آن نیرویی که انسان را به بیراهه دعوت میکند، در رأس خود شیطان را دارد.
در قرآن از این نیروها با عنوان شجره خبیثه یاد شده است و سفارش شده که انسان حتی به آن نزدیک هم نشود. هر ضد ارزشی که انسان را از صراط مستقیم و مسیر ارزشها دور کند، مصداق شجره خبیثه است. این نیروها از طریق الهام، افکار خود را به انسان منتقل میکنند.
در درون انسان نیز نیروهای منفی مانند منیت، ترس، ناامیدی، نفرت و کینه وجود دارند که زمینه فعالیت شیطان را فراهم میکنند. شیطان این صفات را در وجود انسان تقویت میکند و بر آنها تمرکز میدهد؛ به گونهای که ترس، ناامیدی و منیت روزبهروز بزرگتر میشوند. پس از آن، دیگر نیازی نیست که شیطان مستقیماً دخالت کند، زیرا خود انسان، تحت تأثیر همین صفات، دست به اعمال ضد ارزشی میزند.
برای مثال، ممکن است بر اثر خشم کنترل خود را از دست بدهد و مرتکب رفتاری شود که بعدها از آن پشیمان گردد.
سخنان مسافر بهرام:
سلام دوستان بهرام هستم مسافر: دستور جلسه امروز درباره نیروهای تخریبی و بازدارنده است. در گذشته به طلسم و جادو اهمیت زیادی داده میشد، اما حقیقت این است که نیروهای تخریبی نیز باید شناخته و کنترل شوند. اگر این نیروهای منفی وجود نداشتند، ما هرگز ارزش نیروهای مثبت را درک نمیکردیم.
وجود آنها در نظام هستی لازم است، زیرا بهعنوان نیروهای مکمل عمل میکنند و به ما کمک میکنند خوبی را از بدی، زیبایی را از زشتی و روشنایی را از تاریکی تشخیص دهیم و ارزش واقعی هر یک را درک کنیم. اگر انسان بد وجود نداشته باشد، مفهوم انسان خوب نیز معنا پیدا نمیکند. بنابراین، وجود بدیها باعث میشود خوبیها را بهتر بشناسیم.
نیروهای ضد ارزشی زمینه نمایان شدن ارزشها را فراهم میکنند؛ همانطور که وجود تهدید و خطر، ضرورت داشتن نیروی نظامی را برای یک کشور آشکار میسازد. یکی از عواملی که ما را به سمت اعتیاد سوق داد، همین نیروهای تخریبی بود. در کنگره ۶۰ نیز نیروهای شیطانی همان نیروهای تخریبی و بازدارنده هستند. سرچشمه جهل و نادانی ما نیز همین نیروهای بازدارندهاند.
پیش از ورود به کنگره، همیشه دیگران را مقصر میدانستیم و تصور میکردیم آنها باعث مصرفکننده شدن ما شدهاند؛ اما بعدها متوجه شدم که این نیروی تخریبی در درون خودم وجود داشته و بهآرامی مرا به سمت اعتیاد کشانده است. نکته پایانی این است که انسان دارای اختیار و حق انتخاب است؛ میتواند مسیر ارزشها را انتخاب کند یا به سوی ضد ارزشها حرکت کند.
سخنان مسافر جعفر:
سلام دوستان جعفر هستم یک مسافر. میخواهم درباره نیروهای تخریبی و تأثیر آنها بر زندگی خودم صحبت کنم. آقای مهندس در این سیدی درباره ویژگیها و روحیاتی که خداوند به انسان عطا کرده است توضیح میدهند. هر یک از این ویژگیها دارای دو جنبه، مثبت و منفی، هستند و این موضوع به اختیار و انتخابی که خداوند به انسان داده است بازمیگردد. انسان میتواند مسیر ارزشها یا ضد ارزشها را انتخاب کند و باید راه درست را پیدا کند.
نیروهای تخریبی و بازدارنده در چهار زمینه میتوانند نقش خود را ایفا کنند. آنها مانند یک ارتش هستند که در جامعه حضور دارد و زمانی اهمیت و کارایی آنها مشخص میشود که شرایط لازم برای انجام مأموریتشان فراهم باشد؛ همانگونه که یک ارتش در زمان جنگ وظیفه خود را انجام میدهد.
یکی از مهمترین زمینههای فعالیت این نیروها، آگاهی غلط است که نمونه روشن آن اعتیاد است. موضوع دیگر، مادیات است. آقای مهندس نیز تأکید میکنند که مادیات هدف اصلی زندگی نیست و چیزی نیست که بتوانیم آن را بهعنوان توشه آخرت با خود ببریم. مادیات تنها در همین دنیا میتواند وسیلهای برای زندگی بهتر باشد و باید از آن بهدرستی استفاده کنیم.
بنابراین، باید تلاش کنیم مادیات بر ما حکومت نکند، بلکه ما بر مادیات مسلط باشیم. برای مثال، اگر مالی در اختیار ما قرار گرفته است، نباید خود را بنده و اسیر آن بدانیم، بلکه باید آن را وسیلهای برای انجام کارهای درست و خدمت به دیگران قرار دهیم.
موضوع دیگری که مطرح شد این بود که هر کاری که انسان انجام میدهد، از طریق الهام صورت میپذیرد؛ چه در مسیر ارزشها باشد و چه در مسیر ضد ارزشها. اگر این الهام در مسیر غیرمستقیم و ضد ارزشها باشد و انسان از علم و آگاهی کافی برخوردار نباشد، در همان مسیر قرار میگیرد و برای خود و دیگران مشکلات و آسیبهای فراوانی ایجاد میکند.
در پایان نیز بیان شد که الهامات منفی میتوانند انسان را به سمت ضد ارزشها و خواستههای نامعقول هدایت کنند؛ بنابراین، افزایش آگاهی و حرکت در مسیر ارزشها، بهترین راه برای تشخیص و مقابله با این الهامات است.
در پایان، از راهنمای محترم، مسافر نصرالله، تمامی اعضای لژیون نوزدهم و همچنین مسئول سایت که فرصت انجام این خدمت را به من دادند، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
تهیه گزارش: مسافر مرتضی ل۹
تایپ: مسافر محمد ل۱۵، مسافر بهنام ل۱، مسافر وحید ل۱۵، مسافر شهریار ل۱۴، مسافر فرزاد ل۲
تنظیم و ارسال: مسافر جواد (نگهبان سایت)
از طرف خدمتگزاران سایت مسافران نمایندگی سهروردی اصفهان تقدیم نگاه زیبایتان
(9)(2)(2)(1)(2)(2)(3).jpg)
- تعداد بازدید از این مطلب :
128