جلسه دوازدهم از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی ویژه مسافران کنگره 60 نمایندگی قوچان با نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر احمد، استادی مسافر راهنما مهدی با دستور جلسه « تخریب شیشه ومخدرهای جدید و درمان آن به روش DST» سه شنبه 23 تیر 1405 ساعت 17 شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر

برای من موضوع سفر اول، بهویژه برای مصرفکنندگان شیشه، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. سالهای طولانی در سراسر دنیا این باور وجود داشت که درمان مصرف شیشه امکانپذیر نیست و بسیاری از متخصصان و خانوادهها امید خود را از دست داده بودند. مصرفکنندگان شیشه نیز به دلیل تخریبهای شدید جسمی، روانی و رفتاری، در پایینترین جایگاه اجتماعی قرار میگرفتند. اما خدا را شکر هنگام ورود این ماده به کشور، مهندس دژاکام تحقیقات خود را آغاز کردند و علاوه بر اطلاعرسانی به ستاد مبارزه با مواد مخدر، مسیر درمان این ماده را نیز پایهگذاری کردند. امروز این موضوع، یکی از بزرگترین دستاوردهای کنگره ۶۰ محسوب میشود. تخریب اصلی شیشه، در سیستم ادراک و حس انسان اتفاق میافتد. همانگونه که مهندس در سیدی «جاذبه ۲» به موضوع حس اشاره میکنند، انسان دارای مجموعهای از حسهای ظاهر، باطن و حس خارج از وجود است که در مجموع سیستم ادراک او را تشکیل میدهند. زمانی که مصرف شیشه آغاز میشود، این ساختار دچار آشفتگی میشود و انسان واقعیت را آنگونه که هست دریافت نمیکند. به همین دلیل مصرفکننده چیزهایی را میبیند یا احساس میکند که برای دیگران وجود خارجی ندارد، اما برای خود او کاملاً واقعی است. به همین علت، رفتارهایی که از یک مصرفکننده شیشه سر میزند، از نگاه دیگران غیرقابل درک به نظر میرسد. من نیز این شرایط را تجربه کردهام. در دوران مصرف متآمفتامین، الاسدی و سایر مواد روانگردان، صحنههایی را مشاهده میکردم که هیچ ارتباطی با دنیای واقعی نداشت. حرکت دیوارها، تغییر شکل آسمان و تصاویر مختلف، برای من کاملاً واقعی بودند. بعدها نیز مصرف موادی مانند گل، ماشروم و سایر مواد شیمیایی که امروز متأسفانه در میان بسیاری از جوانان عادیسازی شدهاند، این وضعیت را تشدید کرد. در آن زمان تصور میکردم این مواد باعث ارتباط بیشتر با طبیعت و افزایش لذت میشوند، در حالی که تنها نتیجه آن، فاصله گرفتن از واقعیت و گرفتار شدن در دنیایی از توهم بود. حتی ساعتها بدون آنکه متوجه گذر زمان باشم، در یک نقطه مینشستم و رفتارهایی انجام میدادم که برای دیگران کاملاً غیرعادی به نظر میرسید، اما برای خودم کاملاً منطقی و واقعی بود. مصرف مداوم این مواد، تعادل درونی مرا بهطور کامل از بین برد. به مرور دچار افسردگی شدید شدم و هیچ انگیزهای برای ادامه زندگی نداشتم. تمام انرژی، نشاط و توان حرکت را از دست داده بودم و برای انجام کوچکترین فعالیتها نیز احساس ناتوانی میکردم. مراجعه به روانپزشک نیز این واقعیت را برایم روشن کرد که علت اصلی افسردگی، همان مصرف مواد محرک و روانگردان بوده است. هر بار که برای فرار از این حال نامناسب، دوباره به سمت مصرف میرفتم، تنها تخریب بیشتری را تجربه میکردم و این چرخه روزبهروز شدیدتر میشد. در کنار این تخریبها، حافظه کوتاهمدت من نیز آسیب جدی دیده بود. گاهی نام نزدیکترین افراد را فراموش میکردم یا کاری را که قصد انجام آن را داشتم، در همان لحظه از یاد میبردم. در آن شرایط هرگز تصور نمیکردم روزی بتوانم در جایگاه راهنما خدمت کنم یا چند دقیقه بدون مشکل در جمع صحبت کنم. یکی از بزرگترین نعمتهایی که نصیب من شد، آشنایی با روش درمان DST در کنگره ۶۰ بود. از دیدگاه من، این روش همانند یک فرمول دقیق و ثابت است؛ همانگونه که قوانین ریاضی در هر شرایطی نتیجه مشخصی دارند، روش DST نیز بدون توجه به نوع ماده مصرفی، مقدار مصرف یا مدت تخریب، مسیر درمان را برای همه افراد فراهم میکند. زمانی تصور میکردم که به دلیل مصرف همزمان قرص، گل، الکل و سایر مواد، دیگر هیچ امیدی به رهایی ندارم، اما این روش ثابت کرد که اگر آموزش، زمان و داروی مناسب در کنار هم قرار بگیرند، درمان برای همه امکانپذیر است. امروز خداوند را شاکرم که کنگره ۶۰ را در مسیر زندگی من قرار داد. تمام تواناییهایی که دوباره به دست آوردهام، نتیجه آموزشها، درمان و خدمت در این مجموعه است. باور دارم که تنها راه قدردانی از این نعمت بزرگ، ادامه مسیر خدمت و انتقال تجربه به تازهواردان است تا آنان نیز بدانند هیچ مصرفکنندهای غیرقابل درمان نیست و اگر اصول کنگره ۶۰ را بهدرستی اجرا کند، میتواند به رهایی و تعادل واقعی دست پیدا کند.
از اینکه با سکوت و توجه به سخنان من گوش فرا دادید، از همه شما سپاسگزارم.
رهایی رهجو لژیون دوم

تایپ و ویرایش: مسافر سعید لژیون یکم(با استفاده از هوش مصنوعی)
عکاس: مسافر محمد لژیون هفتم
ارسال خبر: سایت نمایندگی قوچان
- تعداد بازدید از این مطلب :
57