English Version
This Site Is Available In English

از تاریکی شیشه تا روشنای رهایی با متد DST

از تاریکی شیشه تا روشنای رهایی با متد DST

جلسه سوم از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی صالحی ۲، با استادی مسافر نیما، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر علیرضا، با دستور جلسه «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» دوشنبه ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، نیما هستم، مسافر. در ابتدا از ایجنت محترم بابت فراهم کردن شرایط این جلسه صمیمانه تشکر می‌کنم. همچنین دریافت شال راهنمای تازه‌واردین را به آقای علی‌اصغر عزیز تبریک عرض می‌کنم و برای ایشان در این جایگاه خدمت، آرزوی موفقیت دارم.

اما در خصوص دستور جلسه «شیشه، مواد مخدر جدید و درمان آن با متد DST»؛ سال‌های گذشته این دستور جلسه تنها با عنوان «شیشه» مطرح می‌شد. دلیل آن نیز روشن بود؛ زیرا شیشه یکی از مخرب‌ترین و خطرناک‌ترین مواد مخدر شناخته می‌شد و به همین علت، به‌صورت مستقل در دستور جلسات کنگره ۶۰ قرار داشت. با گذشت زمان، مواد مخدر جدیدی نیز وارد بازار شدند و به همین دلیل عنوان دستور جلسه گسترش یافت، اما همچنان نام «شیشه» به‌عنوان نماد این گروه از مواد حفظ شده است.

به اعتقاد من، در میان بسیاری از موادی که طی سال‌ها وارد بازار شدند و از بین رفتند، کمتر ماده‌ای به اندازه شیشه توانسته است انسان را از نظر جسم، روان و جهان‌بینی دچار تخریب کند. شاید این برداشت به دلیل تجربه شخصی من باشد؛ زیرا حدود ده سال از عمرم را با مصرف روزانه شیشه سپری کردم. تقریباً در تمام ساعات شبانه‌روز مواد همراه من بود؛ در خانه، محل کار، خودرو و هر جایی که می‌رفتم. تنها زمانی که برای استحمام می‌رفتم، وسایل مصرف را همراهم نمی‌بردم.

این موضوع فقط مختص من نبود؛ بلکه از ویژگی‌های این ماده است. همان‌طور که خاصیت آب، خیس کردن است، خاصیت شیشه نیز عبور دادن انسان از مرزهایی است که هرگز تصور نمی‌کند روزی از آن‌ها عبور خواهد کرد. انسان رفتارهایی انجام می‌دهد که اگر سال‌ها قبل فیلم یا تصویری از آن را به او نشان می‌دادند، هرگز باور نمی‌کرد که قادر به انجام چنین کارهایی باشد.من بارها این تجربه را داشته‌ام و امروز با اطمینان می‌گویم که شیشه انسان را تحت نیروهای منفی قرار می‌دهد و او را از ارزش‌های انسانی دور می‌کند.

اما نقطه امید اینجاست که انسان همیشه حق انتخاب دارد؛ یا مصرف را انکار کند و در همان مسیر باقی بماند، یا حقیقت را بپذیرد و برای درمان قدم بردارد. خوشبختانه سال‌هاست که کنگره ۶۰ راه درمان این ماده را با متد DST پیدا کرده و ثابت کرده است که درمان امکان‌پذیر است.

من خودم چند بار برای درمان اقدام کردم، اما چون شرایط و قوانین درمان را نپذیرفته بودم و می‌خواستم با نظر و روش خودم پیش بروم، هر بار شکست خوردم. اما زمانی که آموزش‌ها را جدی گرفتم، به راهنما اعتماد کردم و قوانین درمان را اجرا کردم، مسیر زندگی‌ام تغییر کرد.

یکی از ارزشمندترین جملاتی که از راهنمایم شنیدم و همیشه در ذهنم مانده این بود که: «وظیفه تو فقط قطع مصرف مواد نیست؛ بلکه باید هویت جدیدی از خودت بسازی.»

این جمله مسیر زندگی مرا تغییر داد. فهمیدم آن انسانی که تا نیمه‌های شب بیدار بود، صبح‌ها با سختی از خواب بلند می‌شد، مسئولیت‌پذیر نبود و تمام برنامه زندگی‌اش حول محور مصرف می‌چرخید، باید جای خود را به انسانی جدید بدهد. درست مانند درختی که اگر از ابتدا کج رشد کرده باشد، باید از ریشه اصلاح شود تا بتواند میوه‌ای سالم و ارزشمند به بار بیاورد.

اگر امروز در میان ما مسافران سفر اولی‌ای هستند که مصرف‌کننده شیشه بوده‌اند، می‌خواهم تجربه خودم را با آن‌ها در میان بگذارم. روزی بود که از شدت درماندگی با خداوند می‌گفتم حاضر هستم یک دست و یک پایم را بدهم، فقط بتوانم یک روز شیشه مصرف نکنم. آن روزها تصور زندگی بدون مصرف برایم غیرممکن بود.

اما امروز، به لطف خداوند، آموزش‌های کنگره ۶۰، راهنمای عزیزم و اجرای دقیق متد DST، بیش از سه سال است که در کنگره حضور دارم و نزدیک به دو سال از رهایی‌ام می‌گذرد.

امروز بدون نیاز به هیچ ماده‌ای، شب‌ها با آرامش می‌خوابم، صبح‌ها با انرژی از خواب بیدار می‌شوم، کار می‌کنم، مسئولیت‌هایم را انجام می‌دهم و از زندگی لذت می‌برم. این آرامش برای من بزرگ‌ترین سرمایه‌ای است که به دست آورده‌ام.

به یاد دارم زمانی برای اینکه ساعت هشت صبح در محل کار حاضر شوم، مجبور بودم حدود ساعت شش بیدار شوم و بیش از یک ساعت شیشه مصرف کنم تا بتوانم روزم را آغاز کنم. با این حال باز هم دیر به محل کار می‌رسیدم و بارها در طول روز مجبور به مصرف مجدد می‌شدم تا فقط بتوانم آن روز را به پایان برسانم. امروز خدا را شکر می‌کنم که آن روزها به پایان رسیده است.

البته این مسیر بدون سختی نبود. روزهای دشوار، وسوسه‌ها و چالش‌های فراوانی وجود داشت، اما وقتی امروز نتیجه این مسیر را می‌بینم، به این باور می‌رسم که تمام آن سختی‌ها ارزشش را داشت؛ زیرا گوهری که به دست آورده‌ام، یعنی آرامش، آزادی و یک زندگی سالم، با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.

امیدوارم همه عزیزانی که این مسیر را آغاز کرده‌اند، با صبر، آموزش و عمل سالم بتوانند آن را با موفقیت به پایان برسانند و طعم واقعی رهایی را تجربه کنند.

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، صمیمانه سپاسگزارم.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .