جلسه اول از دوره چهل و یکم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی فردوسی مشهد به استادی همسفر فائزه، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر زینب با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» روز دوشنبه ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتهام از دبیر، نگهبان، لژیون مرزبانی و راهنمای خوبم همسفر مریم بسیار سپاسگزارم که به من فرصت دادند تا خدمت کنم و در کنار شما آموزش بگیرم. دستور جلسه، تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST است. شیشه از مادهای به نام آمفتامین ساخته شده و استفاده از آن به دوران جنگ جهانی دوم برمیگردد. زمانی برای بیدار نگه داشتن سربازها و تداوم جنگها از این ماده استفاده میکردند. بعدها متوجه شدند این ماده چه قدر خطرناک است و استفاده از آن را ممنوع کردند.
در تمام دنیا شیشه را به عنوان یک ماده محرک میبینند؛ اما طبق دیدگاه آقای مهندس هر مادهای که انسان را از تعادل طبیعی خارج کند، آنتیاکس یا ماده مخدر محسوب میشود. شیشه از سد خونی مغز عبور کرده و تعادل جسم را از بین میبرد. در واقع مانند: یک بمب اتم عمل میکند و قدرت تخریب آن قابل قیاس با هیچ ماده مخدری نیست. با تغییر سیستم دوپامین در مغز، لذتی کاذب و آنی ایجاد میکند که در دراز مدت، مغز را از توانایی تولید مخدرهای طبیعی یا شبهافیونی محروم میکند و باعث میشود تمام انرژیهای ذخیره شده فرد در مدت کوتاهی تخلیه شود. این همان انفجاری است که از درون، وجود انسان را متلاشی میکند. در واقع شیشه برخلاف سایر مواد مثل: یک سارق بیرحم عمل میکند، نه تنها سلامت جسم را میگیرد، بلکه زمان و آینده را هم میرباید. او با وعده لذتهای دروغین، سرمایه اصلی انسان، یعنی اراده را نیز گروگان میگیرد.
من به عنوان یک همسفر از نزدیک شاهد بودم که چگونه، شیشه میتواند انسان را از خودش دور کند. مسافر من، با بیش از ۲۰ سال تخریب تریاک و شیره، حدود یک سال هم شیشه مصرف میکرد. سختیها و عوارضی که من در آن یک سال کشیدم شاید طی ۲۰ سال برایم به وجود نیامد. او مدام حرف میزد، دچار توهم و کاملاً فرد دیگری شده بود. همیشه تصور میکرد، روی دیوارهای خانه نوشتههایی است، یا گاهی اوقات به یک نقطه ساعتها خیره بود و چنان پرخاشگر میشد که من از او میترسیدم اصلاً او را نمیشناختم، حس غریبی داشتم؛ اما او در مکانی دیگری بود. من در آن روزها، فقط شاهد از دست رفتن مسافرم نبودم؛ بلکه شاهد فروپاشیِ کل زندگیام بودم؛ وقتی میگویند: شیشه فرد را از خودش دور میکند؛ یعنی دقیقاً همین انسانی که من میدیدم، زیر لایههایی از توهم و خشم پنهان شده بود.
آن روزها، جنگ ما فقط با یک ماده نبود؛ بلکه تلاش ما برای باز پس گرفتن خودِ آن انسان بود. شاید شما هم این روزها را تجربه کرده باشید. روزهایی که حس میکنید، در چاه عمیقی افتادهاید و ناامید هستید و هیچ راه نجاتی نمیبینید؛ اما من در آن تاریکی نورِ کنگره ۶۰ را دیدم.
به لطف خداوند، مسیر کنگره برای من و مسافرم باز شد. ما در کنگره آموختیم که درمان، فقط قطع مصرف مواد نیست. درمان واقعی با متد DST و رسیدن به تعادل در سه ضلع جسم، روان و جهانبینی اتفاق میافتد. امروز وقتی به عقب نگاه میکنم، میبینم که آن تاریکی، پایان داستان نبود؛ بلکه شروع یک تولد دوباره بود. ما آموختیم که تعادل یک مقصد نیست؛ بلکه یک مسیر است، مسیری که در آن یاد میگیریم چگونه دوباره با زندگی روبهرو شویم. در پایان صحبتهایم میخواهم بگویم: امید همیشه هست. هر چه قدر هم شیشه قدرتمند باشد، در برابر علم، عشق و ارادهای که در کنگره یاد گرفتهایم شکست میخورد. امیدوارم همه ما در این مسیر از نظر جسم، روان و جهانبینی به تعادل و آرامشی که حقمان است، برسیم.
تقدیر و معارفه نگهبان و دبیر دوره قبل


مرزبان کشیک: همسفر بهاره
تایپیست: همسفر کوثر رهجوی راهنما همسفر مژگان (لژیون هجدهم)
عکاس: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پانزدهم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران شعبه فردوسی
- تعداد بازدید از این مطلب :
167