افتخار داریم از طرف گروه سایت در خدمت راهنمای محترم، مسافر داریوش باشیم و در مورد دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد "D.S.T"» به گفتوگو بپردازیم. در ابتدا از طرف گروه سایت، بابت فرصتی که در اختیار ما قرار دادهاند، بسیار سپاسگزاریم.
لطفاً به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید.
-
سلام دوستان، داریوش هستم یک مسافر
-
آخرین آنتیایکس مصرفی: تریاک، شیره، هرویین، شیشه
-
مدت سفر: ۱۱ ماه و ۳ روز
-
راهنما: مسافر علی
-
روش درمان: "D.S.T"
-
داروی درمان: شربت "OT"
-
مدت رهایی: ۲ سال و ۲ ماه
-
مدت سفر ویلیام وایت: ۱۰ ماه
-
راهنمای درمان نیکوتین: مسافر جلیل
-
رهایی از دام نیکوتین: ۲ سال
-
ورزش در کنگره۶۰: والیبال و شنا
چرا مصرفکنندگان شیشه معمولاً دیرتر متوجه وابستگی خود میشوند و چه عواملی باعث ادامه مصرف میشود؟
به اعتقاد من مصرفکنندگان شیشه به این دلیل که تصور میکنند شیشه اعتیاد ندارد و حالتهای خماری ناشی از مصرف موادمخدر مورفینی به آنها دست نمیدهد، گمان میکنند که شیشه اعتیاد ندارد و دیر متوجه اعتیاد خود میشوند. در واقع اتفاقی که میافتد این است که فرد مصرفکننده شیشه به علت تخریب در سیستم ایکس و ناقلهای عصبی به ویژه بخش دوپامینرژیک مجبور به ادامه مصرف میشود؛ زیرا این ماده تخریب بسیار زیادی در سیستم دوپامینرژیک فرد مصرفکننده ایجاد میکند.
روش "D.S.T" چگونه برای درمان مصرفکنندگان شیشه به کار گرفته میشود و چه تفاوتی با ترک ناگهانی دارد؟
مقدار دارو در متد "D.S.T" برای فرد مصرفکننده شیشه، ابتدا با پله ۰/۳ شروع میشود و بهتدریج تا سقف ۱/۵ سیسی افزایش مییابد؛ سپس با سپری شدن زمان تثبیت، پلهها بهآرامی کاهش مییابد.
تفاوت اصلی این متد با ترکهای ناگهانی در این است که در ترکهای ناگهانی، سیستم ایکس به تعادل ۱۰۰ درصد نمیرسد؛ در واقع فرد به آن تعادل مورد نظر دست نمییابد و همچنان نیاز به مصرف مواد در او باقی میماند. در متد "D.S.T" همانطور که جناب مهندس حسین دژاکام میفرمایند: «سیستمهای تولیدکننده مواد شبهافیونی بدن به تعادل ۱۰۰ درصد میرسند»، این موضوع در علم پزشکی نیز به اثبات رسیده است.
مهمترین چالشهایی که یک مصرفکننده شیشه در طول سفر اول با آن روبهرو میشود چیست؟
بر اساس تجربیات اینجانب، مسافران سفر اول، به ویژه کسانی که مصرفکننده شیشه هستند و تخریب بالا دارند، دچار ناامیدی بسیار عمیق میشوند. اگرچه خاصیت کلی مواد مخدر، سوق دادن انسان به سوی ناامیدی است؛ اما معتقدم مصرفکنندگان شیشه در سطح بسیار بالاتر از ناامیدی قرار میگیرند؛ به ویژه اگر پیش از این چندین بار برای رهایی از اعتیاد اقدام کرده و با شکست مواجه شده باشند.
در مجامع خارج از جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ نیز متأسفانه اعتقادی به درمان اعتیاد، به ویژه در مورد ماده شیشه وجود ندارد و همواره بر این باورند که شیشه درمان ندارد. برای یک مسافر در اوایل سفر، اتفاقات ناخوشایند که رخ میدهد، باعث میشود از ادامه حرکت ناامید شود؛ این ناامیدی ناشی از تأثیرات تخریبی شیشه و همچنین شکستهای پیدرپی در اقدامات قبلی برای خروج از تاریکی اعتیاد است.
نقش راهنما در ایجاد امید، انگیزه و حفظ تعادل یک مسافر شیشه چگونه است؟
به اعتقاد من، راهنما نقش بسیار کلیدی ایفا میکند؛ زیرا شخصی که در میدان نبرد با ناامیدی و تاریکی است، ممکن است متوجه شرایط خود نباشد. باید به این مسافر اطمینان داد که قرار نیست همواره در این وضعیت باقی بماند. هنگامی که مصرفکننده شیشه، وارد پروسه درمان با متد "D.S.T" میشود، باید بداند که ساختار نشئگی و در نتیجه ساختار خماری شیشه با مواد مخدر مورفیندار کاملاً متفاوت است؛ این ماده، یک خماری مزمن و آزاردهنده ایجاد میکند. ما باید به مسافر بگوییم که این احساسِ ناامیدی و خماری، پایدار نیست. با تأکید بر گذشت زمان، پایبندی به برنامه و رعایت اصولی که کنگره۶۰ بیان میکند، باید این امید را در او زنده کرد که روزبهروز بهبود خواهد یافت. هنگامی که مسافر مشاهده میکند وضعیت او نسبت به هفته یا روز گذشته بهبود یافته است، به تدریج به این روند ایمان میآورد و از تاریکی اعتیاد و مصرف شیشه خارج میشود.
پس از رسیدن به رهایی، مهمترین عواملی که از بازگشت به مصرف جلوگیری میکنند چیست؟
همانطور که میدانیم، متد "D.S.T" روشی است که جسم انسان را کاملاً به تعادل میرساند و درمان میکند؛ یعنی سیستم ایکس انسان را کاملاً بالانس کرده و فرد مصرفکننده از لحاظ جسمی به درمان قطعی میرسد. همانطور که در کنگره۶۰ میدانیم، درمان واقعی دارای مثلثی شامل جسم، روان و جهانبینی است. به اعتقاد من، شخصی که به رهایی میرسد اما دوباره به مصرف شیشه بازمیگردد، در ضلع جهانبینی دچار مشکل بوده است.در واقع فرد باید آموزشهایی را که در کنگره۶۰ دریافت میکند، به طور کامل فرابگیرد؛ او باید بداند که چرا نباید مصرف کند و اگر مصرف کند، چه اتفاقی خواهد افتاد. بازگشت به مصرف به این علت است که این آموزشها به طور کامل دریافت و کاربردی نشدهاند؛ زیرا جسم و روان انسان رابطه مستقیم با یکدیگر دارند و هنگامی که جسم به تعادل میرسد، روان انسان نیز قطعاً به تعادل میرسد. بنابراین مشکل اصلی در ضلع سوم، یعنی جهانبینی یا همان نوع نگرش به مشکلات زندگی و دنیای اعتیاد است.
کلام آخر:
من با اینکه همیشه به خودم میگفتم که اگر از هر مخدری بتوانم بیرون بیایم، از شیشه نمیتوانم بیرون بیایم و عاشقانه مصرف این ماده را دوست داشتم؛ اما این رهایی اگر برای من اتفاق افتاد و هیچ نیاز و میلی به مصرف آن ندارم؛ قطعاً برای تکتک انسانهایی که دچار این موضوع هستند، نیز اتفاق میافتد. این یک الگو است؛ در واقع انسانها از روش الگویی استفاده میکنند و اگر یک انسان بتواند یک کار را انجام بدهد، حتماً انسانهای دیگر هم قادر به انجام آن کار هستند. برای من، از نقطه سیاه تا رنگینکمان به این شکل رقم خورد؛ قطعاً برای انسانهای دیگر هم میتواند از نقطه سیاه تا رنگینکمان تغییر ایجاد شود.
تایپ: مسافر مرتضی (لژیون۵)
ویراستاری: مسافر رضا (لژیون۱۶)دبیرسایت
تهیه و ارسال: مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
186