جلسه هشتم از دور نهم کارگاه آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی دامغان به استادی راهنما همسفر وحیده، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه « تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST » روز دوشنبه ۲۲ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم در کنار شما عزیزان آموزش بگیرم. از نگهبان جلسه، ایجنت محترم و گروه مرزبانی تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا خدمت کنم.
دستور جلسه این هفته پیرامون «شیشه و مخدرهای جدید» است. زمانی که در ابتدای مسیر رهایی بودم، شاید هنوز به درک درستی از وضعیت خود و مسافرم نرسیده بودم، اما امروز پس از گذشت چند سال، به لطف آموزشهای کنگره ۶۰، من و مسافرم به زبان مشترکی رسیدهایم و در کانون خانواده، درباره دستور جلسات هفتگی و مسائل آموزشی کنگره به گفتگو مینشینیم.
در راستای همین دستور جلسه، با مسافرم که در گذشته مصرفکننده شیشه بود، گفتگو کردم تا تخریبهای این ماده را بهتر درک کنم. او در توصیف شیشه میگفت: «شیشه مادهای است که سیستم پاداش مغز را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد. مصرفکننده با مصرف آن، در واقع از سیستم شبهافیونی بدن خود تقلب میکند.»
او برایم مثالی زد که بسیار تکاندهنده بود. گفت: «ما در زندگی برای به دست آوردن یک جایزه کوچک، مثلاً خرید یک خانه یا ماشین، سالها تلاش میکنیم و زمانی که به آن هدف میرسیم، مغز ما بهطور طبیعی دوپامین ترشح میکند و حس لذت و شعف به ما دست میدهد. اما فرد مصرفکننده شیشه، با مصرف این ماده، بدون هیچگونه تلاشی، این لذت را به صورت کاذب و ناگهانی به دست میآورد. او در واقع راه صدساله را یکشبه طی میکند و به سیستم پاداش مغزش دستبرد میزند.»
این تخریب، درست شبیه کسی است که برای به دست آوردن یک تکه گوشت کوچک، کل داراییاش (گاو) را نابود میکند. مصرفکننده شیشه، به خاطر لحظهای لذت کاذب، تمام توانمندیها، مسئولیتپذیریها و حتی جایگاه انسانی خود را به مسلخ میبرد.
در گفتگو با مسافرم متوجه شدم که تخریبهای شیشه تنها یک مسئله جسمی نیست؛ بلکه لایههای پنهان و تاریک وجود فرد را نشانه میگیرد. جالب است بدانید که این تاریکیِ درونی، با شدتی چندین برابر در دنیای بیرون و در قالب رفتارهای ناهنجار، بدبینیهای بیمارگونه و واکنشهای غیرقابلکنترل به اجرا درمیآید. در واقع، آنچه فرد مصرفکننده در بیرون از خود نشان میدهد—مانند همان توهمات و شکاکیتهای بیمورد—تنها بازتابی از طوفانهای سهمگینی است که در درونِ بههمریخته و تسخیرشدهاش در جریان است. فرد در این حالت، دیگر صاحبِ اختیارِ رفتار خود نیست؛ زیرا تاریکیهای درونش به او فرمان میدهند.
در پایان، میخواهم با قاطعیت بگویم که بر اساس تجربه و مشاهدات ما در کنگره ۶۰، درمان شیشه با هیچیک از روشهای غیرعلمی، کمپها یا سقوط آزاد امکانپذیر نیست. تنها راه رسیدن به تعادل پایدار و بازسازی کامل سیستم ایکس، بهرهگیری از متد درمان تدریجی DST به همراه داروی OT و آموزشهای جهانبینی است. همچنین نباید از نقش بسیار مهم تشویقهای راهنما و هملژیونیها غافل شد؛ چرا که همین همراهیها و دلگرمیها در گذر زمان باعث میشود فرد به تدریج احساس ارزشمندی، اعتمادبهنفس و انگیزه بیشتری پیدا کند و در واقع، ترشح طبیعی دوپامین در مغز او به مسیر درست بازگردد. در درمان شیشه، این حس که انسان «کسی است» و میتواند دوباره روی پای خود بایستد، نقش بسیار مهمی در روند بهبودی دارد. این مسیر، تنها راه نجاتی است که فرد را از بند این اسارت تاریک رها کرده و او را به زندگی دوباره بازمیگرداند.
از اینکه با سکوتتان به صحبتهای من گوش کردید، سپاسگزارم.
و در ادامه رهایی ۴۰ سیدی همسفر مریم:


تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مریم ( لژیون اول )
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم ( لژیون اول )
ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم ) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دامغان
- تعداد بازدید از این مطلب :
88