جلسه یازدهم از دوره سیوچهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ملاصدرا به استادی مرزبان همسفر میترا، نگهبانی همسفر مرضیه و دبیری همسفر مریم با دستورجلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» روز دوشنبه ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که بار دیگر توفیق حضور و خدمت در این جایگاه نصیب من شد. بینهایت از زحماتی که ایجنت همسفر سعیده و راهنما همسفر ندا، برای من کشیدند سپاسگزارم و امیدوارم همیشه پایدار و مستدام باشند و ما نیز بتوانیم ادامهدهنده راه ایشان و همه خدمتگزاران کنگره۶۰ باشیم.
دستور جلسه امروز «شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» است. شیشه برای نخستین بار در دوران جنگ جهانی دوم توسط کشور ژاپن مورد استفاده قرار گرفت. هدف از مصرف آن این بود که سربازان بتوانند مدت بیشتری بیدار بمانند، انرژی بیشتری داشته باشند و راندمان کاری آنها افزایش پیدا کند.
این ماده حدود سال ۱۳۸۳ وارد ایران شد و طی ۴ تا ۵ سال، مصرف آن به اوج خود رسید. مهندس دژاکام نیز برای نخستین بار در سال ۱۳۸۶ در سخنان خود مطرح کردند که بهزودی ایران با پدیدهای به نام «سونامی شیشه» روبهرو خواهد شد. بهتدریج تخریبها، آسیبها و جنایتهایی که بر اثر مصرف این ماده و سایر مخدرهای صنعتی به وجود میآمد، برای همه آشکار شد. در خبرگزاریها بارها اخبار تلخی از جنایتها و حوادثی که در اثر مصرف شیشه رخ داده بود منتشر میشد.
یکی از تصورات اشتباه مصرفکنندگان این بود که فقط موادی که مرفین دارند اعتیادآور هستند و شیشه را هر زمان که بخواهند میتوانند کنار بگذارند. اما این باور کاملاً نادرست بود. آمفتامینها نیز از جمله مواد بسیار مخرب هستند و شیشه یا متآمفتامین یکی از همین مواد است.
در کنگره۶۰ اعتقاد بر این است که هر مادهای که انسان را از حالت طبیعی و تعادل خارج کند، ماده مخدر محسوب میشود و به سیستم ایکس آسیب میرساند. فرقی نمیکند آن ماده تریاک باشد، الکل باشد، قرصهای اعصاب و روان، قرصهای خوابآور یا حتی برخی مسکنهایی که بهطور روزمره مصرف میشوند؛ اگر تعادل سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی بدن را بر هم بزنند، به سیستم ایکس آسیب وارد میکنند.
شیشه و مخدرهای صنعتی جدید مستقیماً بر سیستم عصبی انسان اثر میگذارند. همانطور که در کنگره میآموزیم، این مواد از سد خونی مغز عبور کرده و تأثیر مستقیم بر عملکرد مغز و سیستم عصبی دارند.
یکی از دلایلی که باعث شد شیشه بهسرعت طرفدار پیدا کند، سهولت مصرف آن بود. بوی خاصی نداشت، مصرف آن زمان کمی میبرد و نسبت به موادی مانند تریاک و شیره دردسر کمتری داشت؛ همین موضوع بسیاری از افراد را به سمت آن کشاند.
مصرفکنندگان در ابتدای مصرف احساس میکنند تمرکز بیشتری دارند، انرژی بالاتری پیدا کردهاند و حتی بیشتر از ظرفیت واقعی خود کار میکنند. تصور میکنند موفقیتهای شغلی، مالی یا تحصیلی آنها نتیجه مصرف این ماده است؛ اما این احساس کاملاً موقتی است و پس از مدت کوتاهی، تخریبهای واقعی خود را نشان میدهد.
از جمله عوارض شیشه میتوان به گشاد شدن مردمک چشم، کاهش شدید وزن، مشکلات گوارشی، پرخاشگری، سوءظن نسبت به نزدیکترین افراد خانواده، بیخوابیهای طولانی، توهم، بدبینی و احساس تعقیب شدن اشاره کرد. بسیاری از مصرفکنندگان تصور میکنند همسرشان به آنها خیانت میکند یا شریکشان قصد کلاهبرداری دارد و در نتیجه وارد دنیایی از توهم و افکار نادرست میشوند.
یکی از مهمترین تخریبهای شیشه این است که ترشح دوپامین را تا حدود ۱۱ برابر افزایش میدهد. به همین دلیل، فرد در ابتدای مصرف احساس قدرت، اعتمادبهنفس و توانایی فوقالعادهای دارد و حتی خود را برتر از مصرفکنندگان سایر موادمخدر میداند و اصلاً باور نمیکند که به این ماده اعتیاد پیدا کرده است.
وقتی درباره شیشه مطالعه میکردم، برایم جالب بود که هنوز هم در بسیاری از سایتها نوشته شده است که درمان این ماده فقط باید زیر نظر پزشک متخصص و با قرص متادون انجام شود. در حالی که خانوادههای بسیاری سالهاست منتظر یک روزنه امید هستند تا از این تاریکی رها شوند. بسیاری تصور میکنند سمزدایی یا ترک ناگهانی میتواند مشکل را حل کند، در حالی که ترک ناگهانی نهتنها درمان نیست، بلکه ممکن است فرد را با مشکلات شدید روانی و حتی بیماریهایی مانند اسکیزوفرنی مواجه کند.
اما کنگره۶۰ نگاه دیگری دارد. مهندس دژاکام با عمل ثابت کردند که هر نوع اعتیادی، حتی مصرف شیشه و مخدرهای جدید، با روش DST و شربت OT قابل درمان است؛ به شرط آنکه زمان کافی، آموزش صحیح و شرایط مناسب در اختیار جسم قرار بگیرد تا بتواند خود را بازسازی کند. بدن بهترین کارخانه بازسازی خود است و با تیپر صحیح شربت OT میتواند دوباره به تعادل برسد.
امروز افراد بسیاری را در کنگره میبینیم که روزی مصرفکننده شیشه بودهاند، اما اکنون با همین روش درمان شدهاند، سالها رهایی دارند، خدمتگزار کنگره هستند و در سلامت کامل زندگی میکنند. این بزرگترین سند موفقیت روش DST است.
در کنار مصرفکنندگان، خانوادهها و همسفران نیز آسیبهای فراوانی را تحمل کردهاند؛ گاهی حتی بیشتر از خود مصرفکننده. فرزندانی که ناخواسته در چنین خانوادههایی بزرگ شدهاند، همسرانی که سالها با اضطراب، بیاعتمادی، ناامیدی و ترس زندگی کردهاند و زخمهای عمیقی را تجربه کردهاند.
تنها کنگره۶۰ بود که جایگاه خانواده را بهدرستی شناخت و به همسفران نیز فرصت آموزش و درمان داد تا آنها هم بتوانند روی خود کار کنند، از زخمهای گذشته عبور کنند و آرامش را دوباره به زندگی خود بازگردانند.
تخریب اعتیاد فقط در وجود مصرفکننده نیست؛ پرده دوم آن خانواده و جامعهای است که درگیر این بیماری میشوند. مشکل اصلی این نیست که اعتیاد درمان ندارد؛ مشکل اصلی، ناآگاهی از صورتمسئله اعتیاد است. زمانی که صورتمسئله بهدرستی شناخته شود، درمان نیز امکانپذیر خواهد بود.
امیدوارم راه برای تمام کسانی که با این غول تاریکی دستوپنجه نرم میکنند باز شود، تا آنها نیز بتوانند با آموزش، درمان صحیح و حرکت در مسیر درست، به رهایی و آرامش برسند.
«تغییر جایگاه ورزشبان والیبال»


مرزبانان کشیک: همسفر الهه و مسافر محمد
تایپ: خدمتگزاران سایت
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر میترا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
2145