English Version
This Site Is Available In English

مصرف شیشه راه زندگی کردن در دل تاریکیها

مصرف شیشه راه  زندگی کردن در دل تاریکیها

دوازدهمین جلسه از دوره سی و هشتم کارگاه های آموزش خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران، با استادی مسافر حمید  نگهبانی مسافر صادق و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه" تخریب های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد “ dst روز دو شنبه 22 تیر ماه 1405 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:
از تمام خدمت گزاران شعبه، ایجنت محترم، گروه مرزبانی، استاد عزیزم سپاسگزارم که این فرصت را به من دادند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم .
دوستان من به عنوان یک فرد مصرف کننده  مخدر شیشه  احساس درونی خودم را با شما به اشتراک می گزارم
اول از اینکه خداوند را شکر می کنم که از طریق کنگره و متد دی اس تی به درمان جسم رسیده ام، چرا که به واسطه مصرف چندین سال شیشه و مواد های دیگر آن چنان تخریبی در روان و مغز من به وجود آمده است که  برای درمان آن زمان بسیار زیادی لازم است هر چقدر بیشتر در کنگره آموزش می گیرم می بینم که درهای تازه ای به روی من باز می شود، و فهمیدم که من نیاز به آموزش و حضور در کنگره را دارم تا هر روز حالم بهتر شود.
اما قبل از این که من با مخدر شیشه آشنا شوم زندگی آرامی داشتم و برای خودم شخصیت معقولی داشتم ، تا این که در دوران خدمت سربازی برای اولین با شیشه آشنا شدم و به قول معروف به دهان من مزه کرد و این قدر تخریب مصرف همان یک بار زیاد بود که به طور کامل همه چیز را فراموش کردم  و از همان لحضه زندگی من در دنیای تاریکی شروع شد و اینقدر در عمق تاریکی فرو رفتم که همیشه فکر می کردم تنها راه خروج من از این وضعیت مرگ است. تا این که در بد ترین شرایط  زندگی یک شب برای خوردن غذا به یک فسد فودی رفتم  و دیدم که نوشته های جالبی روی دیوار ها نصب کرده بود وبا محبت با من رفتار کرد.
از آن جایی که خیلی وقت بود کسی به من محبت نکرده بود سر صحبت را با آن شخص باز کردم و مشتری ثابت آن  شدم  چندین بار برای صرف غذا به آنجا رفتم تا این که یک روز پیام کنگره را به من داد و من فهمیدم که آن نوشته های زیبا و آن محبت بی منت  دست نشانده مکانی به نام کنگره 60 است و آن شخص یک مسافر رهایی یافته از دام اعتیاد است. این بود که من وارد کنگره شدم خدا، رو شکر که این لیاقت به من داده شد تا در این مکان و جمع عزیزان باشم .
در زمان مصرف مواد من به قدری سست و کم اراده بودم، که هر زمانی هوس مواد می کردم در هر مکانی که بودم بی توجه به مکان و افراد شروع به کشیدن می کردم  و تمام و کمال در بند شیطان بودم .
اما  بعد از ورود به کنگره وپشت سر گذاشتن  چند ماه از سفرم یک روز در مکانی بودم و دیدم که شخصی داخل ماشین در حال شیشه کشیدن است اما من هیچ حسی نسبت به آن نداشتم آنجا بود که به خودم آمدم و به خودم گفتم چه اتفاقی افتاده ؟ منی که حتی از فکر مواد از خود بی خود می شدم و هیچ کنترلی روی رفتارم نداشتم  الان بی تفاوت از کنار یک شخص در حال مصرف  رد می شوم و هیچ  تفکری برای مصرف درون من  به وجود نمی آید  آنجا بود که به روش دی اس تی و کنگره 60ایمان آوردم.

تایپ: مسافر محسن

تنظیم و ارسال د: مسافر علی رضا

 عکس : مسافر احمد

مرزبان خبری : مسافر سعید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .