جلسه سیزدهم از دوره دهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ به استادی مسافر هومن ، نگهبانی مسافر علی و دبیری موقت مسافر میلاد با دستور جلسه * تخریب های شیشه و مخدر های جدید و درمان آن با متدDST * دوشنبه 22 تیر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار گردید.
خلاصه سخنان استاد:
زمانی که مصرف را آغاز کردم، وارد یک دوره به ظاهر طلایی شدم، اعتیاد من خیلی سریع شکل گرفت و تقریباً هیچ وقفهای در مصرف نداشتم. همیشه در یک روند سینوسی بین اوج و سقوط در حرکت بودم؛ اما نقطه اوج تاریکی زندگی من زمانی بود که با شیشه آشنا شدم.
مصرف شیشه در مدت بسیار کوتاهی مرا به جایی رساند که کارتن خواب شدم. خانه، کوچه، ماشین یا هر جایی که امکان مصرف وجود داشت، همانجا محل زندگی من بود.
در دوران مصرف، اتفاقات تلخ زیادی را تجربه کردم. مصرف من به گونهای بود که هروئین و شیشه را هم زمان مصرف میکردم و اگر یکی از آنها نبود، تمام تلاشم را میکردم تا دیگری را تهیه کنم. در آن دوران دیگر فرصتی برای فکر کردن وجود نداشت. امروز که به گذشته نگاه میکنم، میبینم همانطور که کنگره ۶۰ مانند یک کاتالیزور، مسیر تغییر صفات و بازگشت به انسانیت را برای من هموار کرد، شیشه دقیقاً کاتالیزور تاریکی است؛ مادهای که با سرعتی باورنکردنی انسان را به عمیقترین نقطههای سقوط میرساند.
شیشه واقعاً مادهای ترسناک است. سالها قبل، یکی از بستگان ما تحت تأثیر مصرف شیشه مرتکب جنایتی شد که حتی رسانهها آن را بازتاب دادند. آن اتفاق همیشه برای من نمادی از قدرت تخریب این ماده بوده است.
من نیز در دوران مصرف دچار توهمات شدیدی میشدم. ساعتها به کوه و سنگها نگاه میکردم و هر سنگی را به شکل یک کوزه، مجسمه یا شیء ارزشمند میدیدم. چند نفر را جمع میکردیم و ساعتها در کوهستان به دنبال چیزی میگشتیم که اصلاً وجود نداشت. سالها این داستان ادامه داشت و امروز که به آن روزها فکر میکنم، از خودم میپرسم چگونه آن تصاویر را واقعی میدیدم.

این اتفاقات بیشتر در یکی دو سال آخر مصرف من رخ داد؛ زمانی که مصرف شیشه بسیار سنگین شده بود. در نهایت، به اصرار خانواده به کمپ رفتم. مدتی بعد که حالمان بهتر شده بود، خودمان برای آوردن مصرف کنندگان دیگر اقدام میکردیم.روزی برای آوردن یکی از مصرفکنندگان شیشه به خانهاش رفتیم. وقتی وارد شدیم، به من گفت: سرت را پایین بگیر، ماهواره تو را میگیرد او واقعاً این توهم را باور کرده بود. او را به کمپ آوردیم. از صبح تا شب فقط نماز میخواند و در دنیای دیگری زندگی میکرد. حدود بیست روز طول کشید تا کمکم به واقعیت بازگردد، اما متأسفانه مدت کوتاهی بعد دوباره به مصرف شیشه برگشت. این تجربه به من نشان داد که شیشه تا چه اندازه میتواند ذهن انسان را تخریب کند.
با همه این تاریکیها، امروز به جرأت میتوانم بگویم که درمان وجود دارد. اگر جایی بتوان از این ماده رها شد، آنجا کنگره ۶۰ است؛ جایی که بر پایه علم، آگاهی و انرژی سالم بنا شده است.من ساعتها روبهروی مانیتور مینشستم و عکس سنگهایی را که گرفته بودم بررسی میکردم و مطمئن بودم در دل آنها گنجی پنهان شده است. شاید بیستوچهار ساعت غذا نمیخوردم و فقط به آن تصاویر خیره میشدم؛ اما امروز میدانم همه آنها حاصل تخریب ذهن من بود.به برکت سفر در کنگره، عبور از آن تاریکی برایم ممکن شد. وقتی انسان وارد کنگره میشود، کافی است نگاهش را از تاریکی به سمت نور برگرداند؛ آنوقت تغییراتی در وجودش شکل میگیرد که شاید برای دیگران باورکردنی نباشد.
هرچه بیشتر در این مسیر حرکت میکنم، بیشتر متوجه میشوم که علم و آگاهی، بسیاری از صفات نادرست را از وجود انسان جدا میکند. یادم هست یکی ازدوستان از جلسات درباره قضاوت صحبت میکردند. آن روز فهمیدم خود من نیز همیشه دیگران را قضاوت میکردم. اگر کسی با یک خودروی گرانقیمت از کنارم عبور میکرد، فوراً درباره او قضاوت میکردم؛ اما امروز نگاهم تغییر کرده است. شاید آن انسان سالها زحمت کشیده باشد و سختیهای زیادی تحمل کرده باشد که من از آنها بیخبرم.
من معتقدم تمام آموزشهای کنگره برای این است که انسانها آگاهانهتر، سالمتر و آرامتر زندگی کنند. آقای مهندس با دانش و تجربه خود، مسیر درمان اعتیاد، درمان سیگار، درمان اضافهوزن و حتی آموزشهای مالی را برای ما فراهم کردهاند.
شاید روزی باورکردنی نبود که فردی با روش DST و داروی OT درمان شود، سیگار را کنار بگذارد یا بدون رژیمهای سخت وزن کم کند؛ اما همه اینها برای من اتفاق افتاد. حدود سی کیلوگرم وزن کم کردم و کیفیت زندگیام تغییر کرد.
حتی لژیون سردار را نیز فقط یک کمک مالی نمیدانم؛ بلکه آن را تمرینی برای درست اندیشیدن درباره ثروت، مسئولیتپذیری و بخشش میبینم. کنگره میخواهد اعضایش فقط درمان نشوند، بلکه درست زندگی کنند، آرامش داشته باشند و در جامعه انسانهای موفق و مؤثری باشند. دو سال پیش شرایط مالی من به جایی رسیده بود که میخواستم وسایل خانهام را بفروشم تا بتوانم زندگیام را اداره کنم؛ اما امروز، به لطف خدا و آموزشهای کنگره، آرامش و ثبات بیشتری دارم و میتوانم زندگی آبرومندانهای داشته باشم.
امیدوارم بتوانیم قدر این جایگاه ارزشمند، آموزشهای آقای مهندس و خدمتگزاران کنگره را بدانیم و سپاسگزاران شایستهای باشیم.
سایت نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
104