English Version
This Site Is Available In English

هرچه انسان جهالت بیشتری داشته باشد، قضاوتش بیشتر می‌شود

هرچه انسان جهالت بیشتری داشته باشد، قضاوتش بیشتر می‌شود

یازدهمین جلسه از دوره هشتم  لژیون سردار نمایندگی عطار نیشابوری در روزهای یکشنبه با استادی :  مرزبان محترم مسافر احمد و نگهبانی : پهلوان مسافر احمد و دبیری مسافر حسن و خزانه‌داری مسافر عباس  با دستور جلسه (قضاوت و جهالت) در تاریخ : یکشنبه  21تیرماه 1405 ساعت 15:30 آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام احمد هستم مسافر
خداوند را شاکر و سپاسگزارم به خاطر هرلحظه‌ای که در کنگره ۶۰ حضور دارم؛ چراکه جان وزندگی‌ام را مدیون ساختار کنگره، راهنمایان عزیز و همه‌کسانی هستم که خدمت کردند تا امروز من بتوانم روی این صندلی بنشینم و آموزش بگیرم. کسانی بودند، هستند و ان‌شاءالله خواهند بود تازندگی‌های زیادی احیا شوند.
دستور جلسهٔ «قضاوت و جهالت»، وقتی ابتدای ورودم به کنگره بودم، فکر می‌کردم پولی که در سبد قانون یازدهم جمع می‌شود، بعداً بین خودمان تقسیم خواهد شد و حالم خراب بود! اما ذره‌ذره متوجه شدم که اینجا «مو را از ماست می‌کشند»!همه‌چیز بر اساس قوانین و حرمت‌های کنگره 60 اداره می‌شود، هرچه انسان جهالت بیشتری داشته باشد، قضاوتش بیشتر می‌شود. هرچه بیشتر در این مسیر پیش می‌رویم، آگاهی‌مان بیشتر می‌شود.
من در سفر اولم فکر می‌کنم کارهای زیادی انجام دادم و راهنمایم را خیلی اذیت کردم؛ می‌توانستم رهجوی بهتری باشم، حتی برای خانواده‌ام. چون تحت درمان بودم و مصرف متادون داشتم، خیلی سنگین و پرخاشگر بودم. اما ذره‌ذره جلو آمدیم و فهمیدیم که در سرزمین کنگره ۶۰، لژیون سردار ستون‌هایش از عشق است و تختش از عقل و بخشندگی. این‌طور نیست که فقط محبت خالی باشد؛ راهنما عصارهٔ جانش را می‌گذارد، پهلوان از مال می‌گذرد. آن‌ها به آگاهی رسیده‌اند.
من امروز در این ساختار فهمیدم که کسانی که آگاهی بیشتری دارند، آرام‌ترند. هرچه فکر انسان بازتر شود، دهانش بسته‌تر است و هرچه فکر بسته‌تر باشد، دهانش بازتر. در زمان مصرف، همه را قضاوت می‌کردم. قضاوت یعنی اندازه‌گیری؛ اگر خودت را اندازه بگیری، می‌بینی در این دو یا سه سال که در کنگره هستی، چقدر از بخل، حسادت و صفات منفی‌ات کم شده است.
سرزمین کنگره60، سرزمین قوی شدن است. همین حالا که در لژیون و در ساختار کنگره هستیم، اگر شنوندهٔ خوبی باشیم و از جلسات عمومی و سخنان اساتید استفاده کنیم، حداقل یک‌هزارم درصد به آگاهی‌مان اضافه می‌شود؛ وگرنه از آگاهی‌مان کم می‌شود.
ما نیامده‌ایم که کنگره را بزرگ کنیم؛ کنگره ماشاءالله بزرگ است. سندی هم دارد: صد هزار رهایی قطعی از مصرف مواد، صد و شصت‌ودو شعبه، و گردش مالی سالانهٔ چهار هزارمیلیاردی. حالا من بیایم تعهدی بدهم یا ندهم، فرقی به حال کنگره نمی‌کند؛ ساختارش قوی است و پیش می‌رود. اما من باختم! من باید نسبت به این مسئله مسئول باشم.
امروزه تعداد رهجوها کم شده است؛ ولی من باید جزو همان کم‌ها  و بامعرفت‌ها باشم. حرکت کنگره ۶۰ روبه‌جلو است. اگر دو ماه به کنگره نیایید، فکر می‌کنید دو سال نبوده‌اید! همهٔ انسان‌ها فرق کرده‌اند.
در بحث قضاوت: اولین چیزی که انرژی صرف می‌کند، قضاوت است. مثلاً شب که می‌خوابم، ده واحد انرژی از کائنات به من داده می‌شود؛ دو تا از آن‌ها را صرف قضاوت یک نفر می‌کنم، دو تا را صرف یک نفر دیگر . بعد در ادامهٔ راه می‌گویم حالم بد است!چون انرژی را الکی خرج کرده‌ام. انرژی را باید صرف سازندگی خودمان کنیم.
در کنگره می‌گویند: «دوربینت روی خودت باشد.» یعنی تمرکز کن روی خودت، با آموزش، با پکیج‌های آموزشی، با نشستن در جلسات لژیون. چون این‌ها آموزش و انرژی به تو می‌دهند و ذره‌ذره نقطهٔ تحمّلت را بالا می‌برند. در وادی بخشندگی جلو می‌آیی ، در سرزمین کنگره60، علی‌الخصوص در وادی عشق و محبت، اگر چیزی بدهی، با یقین به تو می‌گویم ده‌ها برابرش به شما برمی‌گردد.
درست است که روزگار سخت شده، اما مطلبی را امروز خواندم: «همهٔ بهانه‌ها دروغ است؛ هر که بخواهد، می‌تواند.» اگر بخواهید در همین روزگار سخت می‌توانی ؛ سفر کنی. اگر بخواهی تعهدت را بدهی، می‌توانی؛ به شرطی که بخواهی.
کسی که ببخشد، فقیر نمی‌شود. به قول پدرم: «اول باید دلت را بزرگ کنی؛ اگر دلت را بزرگ کردی، کاری که دلت می‌خواهد، دست انجام می‌دهد.»
ان‌شاءالله سال‌های سال اینجا باشیم تا به آن انسان ایده آلی که می‌خواهیم برسیم؛ در حد همان پدر خوب برای خانواده، فرزند خوب برای پدر و مادر، و انسان و شهروند خوب برای جامعه.
در این خدمت کردن، اول باید به خودمان خدمت کنیم. اگر به خودمان خدمت کردیم و اندازه‌ها را یاد گرفتیم، به رستگاری می‌رسیم. اگر نتوانم اینجا به خودم خدمت کنم و ظرفیتی نداشته باشم، هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنم و پیشرفتی در من شکل نخواهد گرفت.
خدا را شکر و سپاسگزارم که در این مکان مقدس قرار گرفتم و ممنونم که با سکوت زیبایتان، ادب را به من آموختید.


ضبط صدا: مسافر اشکان(لژیون دوم)
تایپ و نگارش: مسافر حسین( لژیون پنجم)
عکاس: مسافر اشکان(لژیون دوم)
انتشار:مسافر علی نگهبان سایت(لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .