English Version
This Site Is Available In English

شیشه چیزی به من نمی‌دهد، فقط فتیله فانوس بالا کشیده می‌شود و توان و انرژی کاذب را بالا می‌برد.(نمایندگی نسترن تهران)

شیشه چیزی به من نمی‌دهد، فقط فتیله فانوس بالا کشیده می‌شود و توان و انرژی کاذب را بالا می‌برد.(نمایندگی نسترن تهران)

دهمین جلسه از دوره پنجم سری کارگاه‌های آموزشی - خصوصی کنگره ۶۰، ویژه خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی نسترن اصفهان، با استادی مسافر سمانه، نگهبانی مسافر زینب و دبیری همسفر مهلا با دستور جلسه «تخریب شیشه و مخدرهای جدید و درمان با متد DST» در روز شنبه مورخ ۲۰ تیرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان سمانه هستم یک مسافر.

ابتدا از راهنمای عزیزم خانم مهری، صمیمانه تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا امروز در خدمت شما باشم. موضوع جلسه تخریب شیشه و مخدرهای جدید و درمان با متد DST، است.این دستور جلسه یعنی من که با مصرف مداوم شیشه وارد کنگره شدم، و هیچ‌چیزی از کنگره نمی‌دانستم و حال خیلی‌خیلی خیلی بد ولی ظاهر بسیار عالی داشتم. درونم نابود بود؛ ولی در ظاهر ادعا می‌کردم که حالم خوب است. من مشکلات زیادی داشتم، البته نه مشکلاتی مثل بی‌خانمانی، ولی مشکلاتی که در درونم بود و زندگی نداشتم.

روز اول که به کنگره وارد شدم، فکر می‌کردم از من قشنگ‌تر و جوان‌تر وجود ندارد و جایم اینجا نیست، چون نمی‌خواستم. چه کسی خواسته یا ناخواسته مصرف‌کننده می‌شود؟ من به‌خاطر این که یک سری مشکلات داشتم و نمی‌خواستم آن مشکلات را بپذیرم و حل کنم، پس با خواست خودم وارد جهان اعتیاد شدم و شیشه، اولین چیزی بود که به من پیشنهاد کردند.

راجع به شیشه باید بگویم، آمفتامین ماده‌ای است که به مقدار زیادی در شیشه وجود دارد. آمفتامین باعث می‌شود هر خصلتی داشته باشید، صد برابر شود. من در مورد شیشه صحبت می‌کنم، اگر یک فردِ مهربان باشید، تو را صد برابر مهربان‌تر می‌کند. اگر آدمِ خیلی زرنگی هستید و کار می‌کنید، شما را صد برابر زرنگ‌تر می‌کند. ولی تا یک زمانی اوضاع بدین صورت است. یعنی کلاً مواد همین هستند، یک تایمی به تو انرژی می‌دهند. چرا؟ چون در کنگره یاد گرفتم و به من آموزش دادند که همان فانوس است که رمقِ جانِ تو را می‌کشد.

مواد چیزی به تو نمی‌دهد، فقط فتیله فانوس بالا کشیده می‌شود و توان و انرژی تو را بالا می‌برد. فکر می‌کنی به تمام خواسته‌هایت می‌رسی، ولی این انرژی تا یک زمانی است. ولی بعد از آن، همان خوبی، مهربانی و.. که صد برابر شده، همان، باعث تخریب تو می‌شود. اولین تخریب این‌که تو اگر به قول خودت، آدم متفکری بودی و الان شیشه تو را صد برابر متفکرتر می‌کند که خود این، سوءظن به وجود می‌آورد و مغزت همیشه درگیر افکار است. فکر می‌کنی که همسرت چه‌کار می‌کند؟ بچه‌ات چه‌کار می‌کند؟ یا الان چه کسی برای شما نقشه می‌کشد و تمام ذهن تو را آلوده می‌کند.

بعضی آدم‌ها برای ایجاد اشتهای کاذب، شیشه مصرف می‌کنند. بعضی چون می‌خواهند بی‌خواب شوند. چون همه اینها خصوصیاتی است که آمفتامین به بدن می‌دهد. یک تایمی همین‌طور است. وقتی شیشه مصرف می‌کنید برای ۴۸ ساعت، اگر بخواهی هم نمی‌توانی بخوابی‌! چرا که ضربان قلب و متابولیسم را به‌شدت بالا می‌برد که نمی‌توانی بخوابی و باید این انرژی را تخلیه کنید. ولی این مسئله هم تایمی دارد و بعد از آن تخریب‌هایش به وجود می‌آید.

بدترین تخریب شیشه برای من، نابودی تمام دندان‌هایم بود. وقتی با یک نفر صحبت می‌کنی و می‌بینی که دندان ندارد، حال چشمان مشکی و زیبا یا چشمِ رنگیِ آهویی داشته باشد، اصلاً شخصیتش خراب می‌شود. فکر نمی‌کنم آدمی که مصرف‌کننده نباشد در ۳۰ سالگی بدون دندان شود، من واقعاً ضرر بزرگی بابت آن دادم. خدا را شکر می‌کنم که وارد کنگره شدم و با متد زیبا و بی‌بدیل آقای مهندس درمان شدم. خماری شیشه، بدن‌درد نیست، چون شیشه مرفین ندارد؛ ولی آسیب‌های دیگری به شما می‌زند؛ مثلاً قلب درد می‌کند، دلت نمی‌خواهد هیچ حرکتی بکنید، دلتنگی بیش از حد برای شما می‌آورد، اضطرابی که هر لحظه می‌خواهی بمیرید.

من با متد DST آقای مهندس از ۰/۳ مصرف OT شروع کردم‌، چون مرفین نباید در بدنم قطع می‌شد و با آن ۰/۳ که خوردم تمام اضطراب‌های من از بین رفت و دیگر دل‌شوره‌ای نداشتم و همین برایم کافی بود.من خودم را یک بیمار فرض کردم که روی تخت بیمارستان است ولی نیاز به پرستار ندارد و می‌تواند خودش حمام و دستشویی برود و دوباره بیاید و روی تختش بخوابد. چون آن قدر بی‌خوابی به بدنم داده بودم که واقعاً نیاز بود ۱۰ ماه بخوابم و کار خاصی نکنم. ذره‌ذره دارویم را بالا بردند تا بدنم پر شود و تمام آسیب‌هایی که به بدنم زده بودم را جبران کنم. وقتی ذره‌ذره پله کم کردم، بدنم بازسازی شد. وقتی بدنم بازسازی می‌شد به‌راحتی می‌توانستم تصمیم بگیرم که یک حمام ساده بروم. تازه فهمیدم زندگی‌کردن همین است.

چرا که تا قبل از آن، واقعاً زندگی‌کردن برایم سوءتفاهم بود و فکر می‌کردم باید همین‌طور جلو بروم و درو کنم. الان سه سال رهایی دارم و این هفته، سال سوم رهایی من است. خوشحالم یکی از اعضای کنگره ۶۰ هستم و امیدوارم بتوانم، الگویی برای تازه‌واردین باشم که بدانند درمان شیشه واقعاً انجام می‌شود. پس من موظفم حضور داشته باشم تا این را اثبات کنم.متشکرم که به صحبت‌های من گوش کردید .

تایپ؛ مسافر مهربانو لژیون هشتم - نمایندگی نسترن اصفهان

ویرایش؛ مسافر هاجر لژیون هفتم - نمایندگی نسترن اصفهان
بازبینی و ارسال:همسفر فاطمه

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .