اینک مفتخریم گفتگویی داشته باشیم با یکی از مسافران خدمتگزار قسمت نشریات و رهایافته مصرف شیشه در کنگره۶۰ لطفاً با ما همراه باشید.
1-لطفاً به رسم کنگره خودتان را معرفی بفرمایید:
سلام دوستان رسول هستم یک مسافر. با آنتیایکس مصرفی تریاک، متادون و شیشه وارد کنگره شدم. خدا را شکر با راهنمایی مسافر کمال و آموزشهای کنگره۶۰ سفر خودم را آغاز کردم و امروز ۲ سال و ۱۱ ماه هست که با دستان پرتوان آقای مهندس آزاد و رها هستم و در رشته ورزشی والیبال فعالیت دارم.
2-در حال حاضر در چه جایگاه خدمتی در کنگره۶۰ مشغول فعالیت و خدمت هستید؟
در حال حاضر در جایگاه نشریات خدمت میکنم. خدمت در نشریات شاید در ظاهر ساده به نظر برسد؛ اما برای من یک کلاس بزرگ آموزش است. هر روز با کتابها، جزوات و سیدیهای آموزشی در ارتباط هستم و همین باعث میشود آموزشها را بیشتر لمس کنم. خدمتکردن به من نظم، مسئولیتپذیری، تعهد و عشق به خدمت را یاد داد و امروز میدانم که خدمت، بخشی از درمان من است.
3-در مورد مصرف شیشه و تخریبهای آن برایمان توضیح دهید:
بهنظر من شیشه یکی از مخربترین موادی است که میتواند وارد زندگی یک انسان شود. مصرفکننده در ابتدا احساس انرژی، اعتمادبهنفس و قدرت کاذب میکند؛ اما این احساسات خیلی زود جای خود را به ترس، اضطراب، بیخوابی، بدبینی، توهم و پرخاشگری میدهد. مصرف شیشه فقط جسم را تخریب نمیکند؛ شخصیت انسان را هم تغییر میدهد. انسانی که قبلاً مهربان بوده، ممکن است به فردی عصبی و بیاعتماد تبدیل شود. روابط خانوادگی و شغل از بین میرود و حتی مصرفکننده هدف خودش را گم میکند. بزرگترین تخریب شیشه این است که امید را از انسان میگیرد و او را متقاعد میکند که دیگر هیچ راه نجاتی وجود ندارد؛ در حالیکه کنگره۶۰ ثابت کرده این تصور اشتباه است.
4-به نظر شما کدام وادی میتواند به یک مسافر با تخریب شیشه که تازه سفر خود را آغاز کرده است کمک کند؟
همه وادیها در درمان نقش مؤثری دارند؛ اما اگر بخواهم چند وادی را نام ببرم: وادی اول، دوم و پنجم را بسیار مهم میدانم. وادی اول به من یاد داد که برای خروج از تاریکی باید تفکر کردن را یاد بگیرم. سالها بدون تفکر درست زندگی کرده بودم و نتیجه آن اعتیاد شده بود. وادی دوم امید را در وجودم زنده کرد. وقتی شنیدم «هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمینهد» احساس کردم هنوز ارزش دارم و خداوند مرا فراموش نکرده است. وادی پنجم هم به من فهماند که فقط دانستن کافی نیست و باید حرکت کنم؛ باید آموزشها را اجرا کنم، سیدی بنویسم، خدمت کنم و مسئولیت زندگیام را بپذیرم تا به درمان و حال خوش برسم.
5-بهنظر شما مصرف شیشه درمان قطعی دارد؟
بله، با اطمینان میگویم درمان دارد. شاید اگر چند سال قبل این سؤال را از من میپرسیدند، جوابم منفی بود؛ چون باور کرده بودم که شیشه درمان ندارد؛ اما امروز پاسخ من بر اساس تجربه است. در کنگره۶۰ افراد زیادی را دیدهام که با تخریبهای بسیار شدید شیشه وارد شدند؛ اما سالیان سال است که در رهایی و حال خوش بهسر میبرند. خانواده، هویت، شغل، اعتبار و شخصیت پیدا کردهاند و در جایگاههای مختلف خدمت میکنند. درمان شیشه امکانپذیر است؛ اما به شرطی که مسافر آموزش بگیرد، صبر داشته باشد، از راهنما فرمانبرداری کند و مسیر درمان را دقیق اجرا کند.
6- برای تازهواردینی که با تخریب شیشه وارد کنگره میشوند و معتقد هستند شیشه درمان ندارد، چه صحبتی دارید؟
اول از همه به آنها میگویم که من شما را درک میکنم؛ چون خود من هم روزی همین طرز تفکر را داشتم. وقتی انسان بارها شکست میخورد، طبیعی است که امیدش را از دست بدهد؛ اما به جای حرفهای ناامیدکننده مردم، به افرادی نگاه کنید که امروز در کنگره رها شدهاند. اگر امروز من توانستهام در آرامش کنار شما بنشینم، برای این است که به آموزشهای کنگره اعتماد کردم؛ پس عجله نکنید و زمان، آموزش و روش درمان را مدنظر بگیرید و فقط در مسیر کنگره بمانید. روزی میرسد که خودتان باور نمیکنید چقدر تغییر کردهاید
7-با توجه به اینکه شما تجربه مصرف شیشه را داشتهاید؛ تخریب این ماده نسبت به تخریب مصرف مواد دیگر چگونه است؟
بهنظر من تفاوت اصلی مصرف شیشه با بسیاری از مواد دیگر، تخریب شدید روان و جهانبینی است. مصرفکننده شیشه ممکن است روزها نخوابد، دچار توهم شود، صداهایی بشنود که وجود ندارند یا تصور کند همه علیه او صحبت میکنند. این موضوع باعث میشود روابط خانوادگی به شدت آسیب ببیند. از طرف دیگر، مصرفکننده معمولاً بیماری خود را قبول ندارد و فکر میکند دیگران مشکل دارند. همین موضوع درمان را سختتر میکند. به همین دلیل است که کنگره۶۰ فقط روی قطع مصرف کار نمیکند؛ بلکه جسم، روان و جهانبینی را همزمان بازسازی میکند.
8-یک خاطره از دوره مصرف شیشه برای ما تعریف کنید:
تلخترین خاطره من این است که در اوج مصرف، دیگر خود واقعیام را گم کرده و به همه بدبین شده بودم. فکر میکردم اطرافیان قصد آسیب زدن به من را دارند. خانوادهام از رفتارهای من رنج میکشیدند؛ اما آن زمان تصور میکردم حق با من است. امروز که به آن روزها فکر میکنم، میبینم شیشه چگونه قدرت تشخیص را از انسان میگیرد و او را از واقعیت دور میکند. همین خاطرات باعث میشود امروز بیش از گذشته قدر آرامش و رهایی را بدانم.
9حس خودتان را نسبت به کنگره۶۰ بیان کنید:
کنگره ۶۰ برای مانند خانهای است که دوباره در آن متولد شدم. اینجا یاد گرفتم مسئولیت زندگیام را بپذیرم، به خانوادهام احترام بگذارم، خدمت کنم و برای حال خوبم تلاش کنم. اگر مسیر کنگره را پیدا نکرده بودم، شاید امروز نه آرمشی، نه خانوادهای و نه امیدی به آینده داشتم. من هر روز بابت پیدا کردن این مسیر خدا را شکر میکنم و امیدوارم بتوانم با خدمت کردن، گوشهای از محبتهایی را که دریافت کردهام، جبران کنم.
10-کلام آخر!
در پایان از آقای مهندس، راهنمایم مسافر کمال و همه خدمتگزاران کنگره۶۰ تشکر میکنم که این مسیر را برای ما هموار کردند و خطاب به همه تازهواردین مخصوصاً مصرفکنندگان شیشه میگویم: اگر امروز حال شما خوب نیست، خانواده از شما ناامید شدهاند و خودتان هم فکر میکنید دیگر راهی برای درمان نیست، صبر داشته باشید؛ شاید امروز باورش سخت باشد؛ اما روزی خواهد رسید که شما هم با آرامش در همین جایگاه میایستید و تجربه رهایی خودتان را برای دیگران تعریف میکنید. همانطور که من امروز با افتخار میگویم: مصرف شیشه در کنگره۶۰ درمان قطعی دارد و این حقیقت بارها و بارها در کنگره۶۰ ثابت شده است.
عکاس: راهنمای تازهوادرین مسافر ابراهیم
مصاحبه کننده و ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
129